مثبتاندیشی و قانون جذب
سونیا لوبامیرسکی
ترجمهی محسن زندی
رشد
بیل هریس
ترجمهی افشین ابراهیمی
نسل نو اندیش
سونیا لوبامیرسکی
ترجمهی محسن زندی
رشد
بیل هریس
ترجمهی افشین ابراهیمی
نسل نو اندیش
گاهی یک جملهی کوتاه حال یک روز آدم را عوض میکند: «میشود»، «از پسش برمیآیم»، «فردا روز دیگری است». دستهی مثبتاندیشی و قانون جذب کتابجم جایی است برای کتابهایی که همین نگاه را قدم به قدم توضیح میدهند: چطور به افکارمان نگاه کنیم، چطور شکرگزاری را به عادت تبدیل کنیم و چطور در روزهای سخت امید را از دست ندهیم. در این صفحه میخوانید مثبتاندیشی و قانون جذب دقیقا چه هستند، از کجا شروع کنید، چه کتابهایی را میشود دید و چطور بدون توهم و با چشم باز از این کتابها بهره ببرید.
این صفحه برای کسی نوشته شده که شاید یک بار کتابی با همین موضوع خوانده و حالش خوب شده، یا شاید هنوز شک دارد و میخواهد بداند ماجرا چیست. هر دو گروه اینجا جای خودشان را دارند. ما نمیخواهیم شما را قانع کنیم؛ میخواهیم انتخاب آگاهانهتری داشته باشید.
مثبتاندیشی یعنی عادت کردن به دیدن جنبههای امیدبخش هر موقعیت، بدون اینکه واقعیت را انکار کنیم. آدم مثبتاندیش نمیگوید مشکلی وجود ندارد؛ میگوید برای این مشکل هم راهی هست و من باید دنبالش بگردم. این نگاه سالهاست در کتابهای خودیاری، روانشناسی مثبتنگر و سخنرانیهای انگیزشی تکرار میشود.
قانون جذب اما ادعای بزرگتری دارد. طرفدارانش میگویند افکار و احساسات ما به نوعی رویدادهای زندگیمان را شکل میدهند: فکر و باور مثبت، تجربههای مثبت میآورد. منتقدان این ادعا را علمی نمیدانند و میگویند زندگی فقط با فکر کردن عوض نمیشود. هر دو نگاه در کتابهای این دسته حضور دارند و بهتر است پیش از خرید بدانید نویسنده در کدام طرف ایستاده است.
راه میانهای هم هست که بسیاری از خوانندهها انتخاب میکنند: نگاه مثبت را بهعنوان یک ابزار روانی بپذیرند، یعنی چیزی که انگیزه میدهد و روزمرگی را قابلتحملتر میکند، اما تلاش، برنامه و کمک گرفتن از دیگران را کنار نگذارند.
دلیلش ساده است: همهی ما گاهی خستهایم. خبرها، هزینهها، مقایسه با دیگران و نگرانی دربارهی آینده ذهن را سنگین میکند. کتابی که در چند صفحه بگوید «نگاهت را کمی عوض کن» مثل یک نفس عمیق است. لازم نیست ساعتها وقت بگذارید؛ هر روز چند صفحه کافی است.
دلیل دیگر، لحن این کتابهاست. بیشترشان ساده و صمیمی نوشته شدهاند، پر از مثال و داستان کوتاهاند و از خواننده انتظار دانش قبلی ندارند. برای کسی که میخواهد بعد از یک روز پرکار پنج دقیقه چیزی بخواند و آرام شود، انتخاب مناسبی هستند.
اگر جزو گروه آخر هستید، پیشنهاد ما این است که یک کتاب طرفدار و یک کتاب منتقد بخوانید. مقایسهی این دو، دید بسیار بهتری میدهد تا خواندن فقط یک طرف ماجرا.
وقتی صفحهی مثبتاندیشی و قانون جذب را مرور میکنید، کتابها را میشود در چند گروه دید. شناختن این گروهها کمک میکند سریعتر سراغ چیزی بروید که به کارتان میآید.
این گروه میگوید دیدن داشتهها نگاه ما را عوض میکند. عنوانهایی مثل «کتاب کوچک سپاسگزاری» و «معجزه شکرگزاری» در همین فضا قرار میگیرند. معمولا تمرینهای کوتاه دارند: هر شب سه چیز را که برایش سپاسگزارید بنویسید. این تمرین ساده و بیهزینه است و برای شروع مناسب.
کتابهایی که میگویند فکر و ایمان ما مسیر زندگی را میسازد. عنوانی مثل «مراقب افکارت باش» با همین نگاه به بازار آمده است. اگر از این گروه کتاب میخرید، بهتر است آن را ابزاری برای تمرکز و انگیزه ببینید، نه وعدهی قطعی.
گروه سومی هم هست که نگاه مثبت را از زاویهی روانشناسی بررسی میکند. «مزیت شاد بودن» با همین ادعا معرفی میشود که شادی میتواند بر عملکرد کار اثر بگذارد. «باز هم مثبت درمانی» هم عنوانی است که به فضای مثبتگرایی در روانشناسی نزدیک است. این کتابها معمولا لحن منظمتر و استدلالیتری دارند.
همهی کتابهای این دسته یکطرفه نیستند. عنوانی مثل «واقعبینی» یادآوری میکند که نگاه درست، لزوما فقط مثبت نیست و باید واقعیت را هم دید. «مثبت گرایی» و «راهنمای نامتعارف خوشبختی» هم نمونههایی هستند که از عنوانشان میشود فهمید موضوع خوشبختی و نگرش را از زاویهی خودشان بررسی میکنند. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است و پیش از خرید میتوانید آن را بخوانید.
در این دسته عنوانهای متفاوتی میبینید. چند نمونه را فقط برای آشنایی نام میبریم و از عنوانشان به موضوعشان اشاره میکنیم. برای قضاوت دربارهی محتوا، بهتر است مشخصات و توضیحات هر کتاب را در صفحهی خودش بخوانید.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود و نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید.
اگر اولین بار است، سراغ کتابی بروید که کوتاه و تمرینمحور باشد. کتابهای قطور و پرادعا ممکن است شما را همان اول خسته کنند. چند معیار ساده به کارتان میآید.
نه، و این شاید مهمترین نکتهی این صفحه باشد. بعضیها از شنیدن «مثبت فکر کن» ناراحت میشوند، چون حس میکنند دیده نشدهاند. وقتی کسی عزیزی از دست داده یا در بحران مالی است، شنیدن اینکه «فقط فکر خوب کن» میتواند آزاردهنده باشد.
مثبتاندیشی سالم اینطور است: غم و نگرانی را میپذیرید، بعد میپرسید قدم بعدی چیست. اجازه میدهید احساس بد وجود داشته باشد، اما با آن تنها نمیمانید. اگر کتابی از شما میخواهد ناراحتیتان را سرکوب کنید، با احتیاط بخوانیدش.
نگاه مثبت یعنی دیدن راه، نه ندیدن دیوار.
خوب است پیش از خرید بدانید بیشتر کتابهای این دسته چه تمرینهایی پیشنهاد میکنند. بعضی را میتوانید همین امروز و بدون هیچ کتابی امتحان کنید.
هر شب سه چیز کوچک را که آن روز خوب بوده بنویسید: یک چای گرم، یک پیام مهربان، یک راه بیترافیک. بعد از چند هفته، نگاهتان به روزها کمی فرق میکند.
بعضی کتابها میخواهند هدفتان را در ذهن ببینید. این کار اگر به برنامهریزی وصل شود، میتواند انگیزه بدهد. اگر فقط تصور بماند و اقدامی همراهش نباشد، احتمالا تغییری نمیبینید.
جملههایی مثل «من در حال یادگرفتن هستم». مهم است جملهها باورپذیر باشند؛ جملهای که در ذهن شما دروغ به نظر برسد، اثر مخالف میگذارد.
وقتی فکری مثل «من هرگز موفق نمیشوم» میآید، آن را روی کاغذ بنویسید و جملهی منصفانهتری جایش بگذارید: «این بار نشد، ولی میتوانم روش دیگری امتحان کنم».
از تجربهی کتابخوانها چند خطای تکراری دیده میشود که دانستنشان کمک میکند.
فرض کنید مریم، کارمند یک شرکت کوچک، این روزها خسته است. صبحها با بیحالی بیدار میشود و شبها با نگرانی میخوابد. دوستش کتابی دربارهی سپاسگزاری به او هدیه میدهد. مریم اول میخندد و میگوید «اینها فقط حرف است».
اما از فردا شب، طبق توصیهی کتاب، سه چیز کوچک را مینویسد. اول سخت است و فقط مینویسد «چای»، «آفتاب»، «سلام همکار». بعد از دو هفته میبیند صبحها زودتر دنبال چیز خوب میگردد. مشکلاتش سر جایشان هستند، اما حالش کمی سبکتر است. این داستان ساختگی است و برای توضیح یک ایده آمده؛ نتیجهی هر کسی متفاوت است، ولی روح ماجرا همین است: تغییرهای کوچک و مداوم.
نوجوانها و جوانها هم گاهی به این کتابها علاقهمند میشوند، مخصوصا در فصل کنکور یا انتخاب شغل. در این سن، مهم است که کتابها را با دید باز بخوانند. یک نوجوان ممکن است بعد از خواندن کتابی دربارهی قدرت فکر، فکر کند فقط با آرزو کردن قبول میشود. والدین میتوانند بهآرامی یادآوری کنند که امید و تلاش کنار هم معنا دارند.
اگر میخواهید کتابی برای جوانی در خانواده انتخاب کنید، به لحن ساده، کوتاه بودن فصلها و تمرینهای عملی توجه کنید. کتابهایی که با مثال از زندگی روزمره نوشته شدهاند، بیشتر به دل مینشینند.
خیلیها این دو را یکی میدانند، ولی تفاوت ظریفی دارند. کتاب انگیزشی معمولا شما را به حرکت و هدفگذاری هل میدهد: «بلند شو و بساز». کتاب مثبتاندیشی بیشتر روی نگاه و حال درونی تمرکز دارد: «آرام باش و امید را ببین». هر دو میتوانند مکمل هم باشند.
اگر بیشتر دنبال برنامه و اقدام هستید، سری به کتابهای انگیزشی بزنید. اگر میخواهید ریشهی نگرانی و احساسات را بهتر بشناسید، خودشناسی و ذهنآگاهی جای مناسبی است. و اگر میخواهید بهصورت منظمتر مهارتهایتان را رشد بدهید، توسعه فردی را ببینید.
کتاب میتواند همراه خوبی باشد، اما درمان نیست. اگر مدتهاست غمگین هستید، خواب و اشتهایتان بههم ریخته یا بیدلیل ترس دارید، با یک متخصص سلامت روان صحبت کنید. این کار نشانهی ضعف نیست؛ مثل رفتن نزد پزشک برای یک درد جسمی است. برای آشنایی با دانستنیهای این حوزه میتوانید اضطراب و افسردگی و روانکاوی و رواندرمانی را هم مرور کنید؛ باز هم تأکید میکنیم که کتاب کمک میکند ولی جای متخصص نیست.
معرفی کتاب مثبتاندیشی و قانون جذب بدون تمرین ناقص است. کتابی که فقط روی قفسه بماند، هر قدر خوب باشد، اثری ندارد. مقصود این نیست که کتاب را حفظ کنید؛ مقصود این است که یک یا دو عادت ساده از آن برای خودتان بسازید.
کتابهای مثبتاندیشی و قانون جذب، هدیههای محبوبی هستند. اما چند نکته را در نظر بگیرید. اگر دوستتان در روزهای سخت است، کتابی با لحن آرام و مهربان بدهید، نه کتابی که میگوید «همهچیز تقصیر خودت است». کتابهای کوتاه و جیبی مثل کتابهای شکرگزاری برای این کار مناسباند. یک یادداشت دستنویس در صفحهی اول، هدیه را صمیمیتر میکند. و اگر مطمئن نیستید، کتابی را انتخاب کنید که در کنارش تمرین ساده دارد، تا گیرندهی هدیه تنها با متن طولانی روبهرو نشود.
دربارهی این موضوع نظرهای متفاوتی هست. طرفداران آن را تجربهای شخصی و کارآمد میدانند و منتقدان میگویند ادعاهایش با روش علمی ثابت نشده است. بهتر است کتابها را بهعنوان نگاه و تجربهی نویسنده بخوانید و خودتان قضاوت کنید.
کتابهایی که لحن آرام و تمرینهای کوتاه دارند و ادعای بزرگ نمیکنند. کتابهای شکرگزاری یا واقعبینی معمولا برای آدمهای محتاط قابلقبولترند.
بیشترشان بله، ولی بهتر است والدین دربارهی وعدههای بزرگ با فرزندشان صحبت کنند و یادآوری کنند که تلاش هم لازم است.
خیر. اگر مشکل روحی جدی دارید، کتاب میتواند کنار درمان کمک کند، اما جای مشاور یا روانشناس را نمیگیرد.
آنقدر که یک یا دو تمرین را عمل کنید، و نه آنقدر که خودتان را سرزنش کنید. کتاب راهنماست، نه قاضی.
مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است. مقدمه، مترجم، ناشر و توضیح ناشر را بخوانید و ببینید لحن و موضوع به دلتان مینشیند یا نه.
بله، نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود.
اگر میخواهید با برنامه جلو بروید، این مسیر ساده را امتحان کنید.
خرید کتاب مثبتاندیشی و قانون جذب وقتی ارزش دارد که برنامهای برای خواندنش داشته باشید. در پایان ماه، ببینید چه چیزی در حال و روزتان تغییر کرده است. اگر تغییری ندیدید، اشکالی ندارد؛ شاید کتاب دیگری یا روش دیگری به کارتان بیاید.
در بسیاری از کتابهای مثبتاندیشی و قانون جذب یک ایدهی مشترک تکرار میشود: جملهای که هر روز در ذهن خودمان میگوییم، کمکم به رفتارمان شکل میدهد. کسی که همیشه به خودش میگوید «من بلد نیستم»، احتمال دارد اصلا امتحان نکند. کسی که میگوید «هنوز بلد نیستم، اما یاد میگیرم»، دستکم یک قدم جلوتر میرود. لازم نیست این ایده را به شکل یک قانون جهانی بپذیرید؛ همینکه ببینید حرفهای درونیتان چه رنگی دارند، خودش یک کشف است.
بعضی کتابها این موضوع را با مثالهایی از زندگی روزمره توضیح میدهند: دانشآموزی که پیش از امتحان دستهایش میلرزد، فروشندهای که از رد شدن میترسد، مادری که نگران آیندهی فرزندش است. خواننده خودش را در این مثالها پیدا میکند و همین حس «تنها نیستم» بخش بزرگی از جذابیت کتاب است.
اگر کتاب مثبتاندیشی و قانون جذب میخوانید، خواندن انتقادی یعنی همزمان که کتاب را میخوانید، از خودتان بپرسید: این ادعا با تجربهی من میخواند؟ نویسنده برای حرفش دلیل آورده یا فقط تکرار کرده؟ مثالها واقعی و قابلبررسیاند یا فقط داستانهای خوشعاقبت؟ این پرسشها لذت خواندن را کم نمیکنند؛ آن را عمیقتر میکنند.
یک ترفند ساده این است که در حاشیهی کتاب سه علامت بگذارید: یک ستاره برای چیزی که به کارتان میآید، یک علامت سؤال برای چیزی که مطمئن نیستید و یک ضربدر برای چیزی که قبول ندارید. پایان کتاب که برسد، تعداد ستارهها به شما میگوید کتاب ارزش وقتتان را داشته یا نه. هیچ لازم نیست همهی کتاب را قبول کنید تا از آن استفاده کنید.
بسیاری از کارمندان و کارآفرینها از کتابهای این دسته برای حفظ روحیه استفاده میکنند. نگاه مثبت به شما کمک میکند بعد از یک رد شدن یا یک انتقاد، زودتر سر پا بایستید. اما در همین محیط هم، نگاه مثبت بدون مهارت و برنامه کافی نیست. اگر میخواهید به سمت مهارتهای کاری بروید، دستهی توسعه فردی ادامهی خوبی است.
لحن مهربان و قدردان در خانه فضا را عوض میکند. کتابهایی که دربارهی شکرگزاری و نگاه خوب به اطرافیاناند، برای خانوادهها هم مناسباند. اگر موضوع اصلی شما تربیت فرزند است، به فرزندپروری و تربیت کودک هم سر بزنید.
گفتن «ممنونم» و دیدن نقاط قوت همسر یا دوست، همان چیزی است که بیشتر کتابهای مثبتاندیشی توصیه میکنند. البته نگاه مثبت به معنای تحمل هر رفتاری نیست؛ اگر در رابطهای آزار میبینید، مثبتاندیشی جای گفتوگوی روشن یا کمک گرفتن از مشاور را نمیگیرد. برای این موضوع دستهی ازدواج و زندگی زناشویی هم مفید است.
دانستن این واژهها کمک میکند وقتی توضیح یک کتاب را در صفحهاش میخوانید، بهتر بفهمید با چه رویکردی نوشته شده است.
شاید مهمترین امتحان این کتابها روزهایی باشد که همهچیز خراب است: بیماری، بیکاری، دلخوری از عزیزان. در چنین روزهایی، توصیهی «فقط مثبت فکر کن» کمکاربرد است. کتاب خوب در این موقعیتها نمیگوید غم نداشته باش؛ میگوید غم داشته باش، اما خودت را رها نکن. یک قدم کوچک بردار: یک تماس، یک قدمزدن، یک درخواست کمک.
اگر کتابی میخرید که قرار است در روزهای سخت کنارتان باشد، دنبال لحن آرام و پذیرنده بگردید. کتابی که با مهربانی حرف میزند و شما را سرزنش نمیکند، همدم بهتری است. و همیشه به یاد داشته باشید که کمک گرفتن از دوستان، خانواده و متخصصان بخشی از یک زندگی سالم است.
مثبتاندیشی و قانون جذب دو موضوع نزدیک اما متفاوتاند. اولی نگاهی است که میشود با تمرین ساخت، و دومی ادعایی است که باید با دید باز خواند. کتابهای این دسته میتوانند شروعی برای تغییر نگاه باشند، به شرط اینکه با عمل همراه شوند و جای کمک تخصصی را نگیرند.
حالا نوبت شماست: کتابهای همین دسته را ببینید، مشخصات هر کدام را بخوانید و نسخهی چاپی مناسب خودتان را آنلاین سفارش بدهید. اگر دوست دارید دنیای روانشناسی را گستردهتر ببینید، به دستهی روانشناسی و موفقیت و روانشناسی عمومی هم سری بزنید.