عزت نفس و اعتمادبهنفس
پاملا اسپلند، الیزابت وردیک
ترجمهی سمیرا ابراهیمی
ایران بان
کریستین آریلو
ترجمهی مهدی قراچه داغی
البرز
برایان تریسی
ترجمهی مهدی قراچه داغی
آوند دانش
پاملا اسپلند، الیزابت وردیک
ترجمهی سمیرا ابراهیمی
ایران بان
کریستین آریلو
ترجمهی مهدی قراچه داغی
البرز
برایان تریسی
ترجمهی مهدی قراچه داغی
آوند دانش
آدم گاهی در جلسهای مینشیند و جواب سؤالی را میداند، اما دستش بالا نمیرود. گاهی تعریفی میشنود و آن را باور نمیکند. گاهی بعد از هر اشتباه کوچک، ساعتها با خودش دعوا میکند. اگر این صحنهها آشناست، شما تنها نیستید. این صفحه دربارهی عزت نفس و اعتمادبهنفس است: کتابهایی که کمک میکنند نگاهتان به خودتان مهربانتر و واقعبینانهتر شود، از خجالت و ترس از قضاوت آرامآرام فاصله بگیرید و برای بچهها و نوجوانها هم پایهی محکمی بسازید. اگر نمیدانید از کجا شروع کنید یا کدام کتاب به کارتان میآید، ادامهی این متن را بخوانید.
لحن ما در این نوشته آرام و صادقانه است. وعدهی تغییر یکشبه نمیدهیم، چون چنین چیزی وجود ندارد. آنچه میگوییم این است که کتاب میتواند زبان بدهد، تمرین بدهد و شما را در مسیر تنها نگذارد.
این دو واژه را معمولا با هم به کار میبریم، اما یک چیز نیستند. عزت نفس یعنی ارزشی که برای خودتان قائلید. این حس عمیق، پایدار و مستقل از نتیجه است: «من آدم باارزشی هستم، حتی وقتی اشتباه میکنم.» اعتمادبهنفس بیشتر به توانایی در یک کار مشخص برمیگردد: «من میتوانم این ارائه را خوب انجام بدهم.» کسی ممکن است در یک زمینهی خاص اعتمادبهنفس بالایی داشته باشد و در عین حال عزت نفس پایینی.
این فرق در انتخاب کتاب هم اثر دارد. اگر مشکل شما فقط در موقعیتهای مشخصی مثل سخنرانی، مصاحبه یا معاشرت است، کتابهایی دربارهی اعتمادبهنفس و تمرینهای مهارتی کمک میکنند. اگر حس بیارزشی عمومیتر و ریشهدارتر است، کتابهای عزت نفس که به نگاه ما به خودمان و تجربههای کودکی میپردازند مناسبترند.
بیشتر کتابهای این دسته هر دو را با هم پوشش میدهند. اگر میخواهید دید کلیتری از روانشناسی داشته باشید، دستهی مادر یعنی روانشناسی و موفقیت و دستهی روانشناسی عمومی را ببینید.
پیش از انتخاب کتاب، بد نیست بشناسید مشکل شما چه شکلی است. عزت نفس پایین همیشه به شکل خجالت و کمحرفی نیست. گاهی در ظاهر اعتمادبهنفس دیده میشود.
صدایی در ذهن که مدام میگوید «تو کافی نیستی». این صدا اشتباههای کوچک را بزرگ میکند و موفقیتها را نادیده میگیرد. عنوانی مثل «منفیباف درونت را به چالش بکش!» در فهرست نمونه، از نامش پیداست که به همین صدای درونی میپردازد.
کسی که ارزش خودش را فقط از نظر دیگران میسنجد، برای هر تصمیم کوچک نگران قضاوت است. نتیجه: تصمیمها بر اساس خواستهی دیگران گرفته میشود، نه خواستهی خود.
بعضی آدمها چون از اشتباه میترسند، از شروع کردن فرار میکنند یا به کار چنان سختگیری میکنند که هرگز تمام نمیشود. این هم میتواند ریشه در همین احساس بیارزشی داشته باشد.
کسی که نمیتواند رد کند، معمولا میترسد دوست داشته نشود. نتیجه، فرسودگی و دلخوری پنهان است.
شرم حسی عمیقتر از خجالت است و میگوید «من ایرادی دارم»، نه «من اشتباهی کردم». عنوانی مثل «کاسبان شرم» در فهرست نمونه نشان میدهد که بخشی از کتابها به نقش شرم در زندگی میپردازند.
اگر این نشانهها شدید و طولانی هستند و زندگی روزمرهتان را مختل کردهاند، لطفا با روانشناس یا مشاور صحبت کنید. کتاب میتواند کمک کند، اما جای درمان نیست.
وقتی برای اولین بار سراغ این موضوع میروید، کتاب ساده و عملی بهتر از کتاب نظری است. کتاب مناسب برای شروع چند ویژگی دارد: زبان روان و بدون اصطلاح پیچیده، فصلهای کوتاه، مثالهای روزمره و تمرینهایی که بشود در همان روز انجام داد.
در فهرست نمونه، عنوانهایی مثل «راهنمای عملی برای افزایش اعتماد به نفس» و «اکسیر عزت نفس» دیده میشود. از نام اولی معلوم است که رویکردش عملی است. برای خواندن دقیقتر دربارهی هرکدام، به صفحهی خود کتاب و توضیح ناشر مراجعه کنید.
یک روش خوب برای شروع این است: کتاب را از اول تا آخر نخوانید و نگران تمام کردنش نباشید. هر روز ده دقیقه بخوانید، یک نکته را انتخاب کنید و همان روز به آن عمل کنید. اگر بعد از چند هفته احساس کردید تغییری هست، ادامه بدهید. اگر نبود، شاید کتاب دیگری مناسبتر باشد و اشکالی ندارد.
بعضی کتابها فقط تشویق میکنند و بعضی تمرین میدهند. از نظر بسیاری از خوانندهها، تمرین مفیدتر است. عنوانی مثل «صفر تا صد (صد روز درمان شناختی رفتاری برای اعتماد به نفس و عزت نفس)» از نامش پیداست که برنامهی روزانهی تمرینی دارد و بر پایهی رویکرد شناختی رفتاری نوشته شده است. این رویکرد، به زبان ساده، میگوید افکار ما بر احساس و رفتارمان اثر میگذارند و میشود با تمرین آگاهانه افکار ناکارآمد را تغییر داد.
مثلا اگر فکر میکنید «همه فکر میکنند من بیعرضهام»، تمرین این است که آن فکر را بنویسید و از خودتان بپرسید: چه شواهدی برای آن دارم؟ چه شواهدی خلافش هست؟ یک دوست در این موقعیت به من چه میگفت؟ این پرسشها فاصله میاندازند و ذهن را از قضاوت خودکار جدا میکنند.
البته باید این را بدانید که این کتابها ابزار خودیاریاند و جای درمان حرفهای را نمیگیرند. اگر مشکل شما عمیق است یا با افسردگی و اضطراب همراه است، کمک گرفتن از متخصص کار شجاعانهای است. برای مطالعهی بیشتر دربارهی این موضوعها، دستهی اضطراب و افسردگی را هم ببینید.
اعتمادبهنفس فقط در ذهن نیست، در صدا، ایستادن و نفس کشیدن هم دیده میشود. عنوانی مثل «این صدای من است: چگونه صدا به افزایش اعتماد به نفس کمک میکند» نشان میدهد که کتابهایی هم هستند که از زاویهی صدا و بیان به موضوع نگاه میکنند. صدایی که آرام، شمرده و روشن باشد، هم شنونده را جلب میکند و هم خود گوینده را آرامتر میکند.
چند تمرین ساده که در بسیاری از کتابهای مشابه پیشنهاد میشود: نفس عمیق پیش از صحبت، آهستهتر حرف زدن، مکث بهجای پر کردن سکوت با صداهای بیمعنی و ایستادن با پشت صاف. اینها جادو نیستند، اما بدن و ذهن به هم وابستهاند و آرام کردن یکی به دیگری کمک میکند.
پیشنهاد عملی: یک بار صدای خودتان را هنگام خواندن یک متن کوتاه ضبط کنید و گوش بدهید. اولش عجیب است، اما با چند بار تکرار به آن عادت میکنید و میفهمید کجا سریع یا آهسته حرف میزنید. این تمرین ساده حسابی به اعتمادبهنفس در جمع کمک میکند.
بخشی از کتابهای این حوزه به موقعیتهای خاص میپردازند، مثل رشد شغلی و بلندپروازی. عنوانی مثل «زنان برتر از ما (چطور در زندگی شخصی و حرفهای بلندپرواز باشیم)» نشان میدهد که کتابهایی هستند که مخاطبشان زنان و بلندپروازی در کار و زندگی است. اگر در محیط کاری احساس میکنید صدایتان کمتر شنیده میشود، چنین کتابهایی برای شما ارزش خواندن دارند.
البته اعتمادبهنفس برای همهی آدمهاست و فقط به جنسیت محدود نمیشود. مهم این است که کتاب با تجربهی شما جور باشد. در کنار اینها، برای بخش شغلی میتوانید به توسعه فردی و کتابهای انگیزشی هم سر بزنید.
یک هشدار دوستانه دربارهی کتابهای انگیزشی: الهام لحظهای خوب است، اما اگر جایگزین تمرین شود، اثرش زود از بین میرود. کتابی که هم انگیزه بدهد و هم برنامهی عملی، ماندگارتر است.
گاهی عزت نفس پایین به رابطه با دیگران برمیگردد. در رابطه با آدمی که مدام تحقیر میکند یا فقط از خودش میگوید، اعتمادبهنفس هر کسی آسیب میبیند. عنوانی مثل «چگونه با شخصیت خودشیفته صحبت کنیم (اختلال خودشیفتگی از منظر روانپویایی)» در فهرست نمونه هست که از نامش برمیآید به همین موضوع میپردازد.
اگر در رابطهای هستید که همیشه احساس کوچک بودن میکنید، خواندن دربارهی الگوهای رابطه میتواند روشنکننده باشد. اما توجه کنید که این کتابها ابزار شناختاند و تشخیص نمیدهند. نمیشود با خواندن یک کتاب به کسی برچسب زد. برای رابطههای آسیبزا، مشاورهی تخصصی بهترین کمک است.
در نهایت، مرز سالم بستن بخشی از عزت نفس است. یاد گرفتن اینکه چه چیزی را میپذیرید و چه چیزی را نه، ارتباط شما را با دیگران اصلاح میکند. برای زوجها و خانوادهها هم دستهی ازدواج و زندگی زناشویی و برای شناخت درونیتر دستهی خودشناسی و ذهنآگاهی مسیرهای همسایهاند.
برای والدین، عزت نفس فرزند از مهمترین دغدغههاست. کودکی که احساس ارزش میکند، راحتتر امتحان میکند، اشتباه را میپذیرد و با دیگران دوست میشود. راه رسیدن به این حس، بیشتر از حرفهای بزرگ، رفتار روزمرهی ماست: گوش دادن، تحسین تلاش به جای نتیجه، پذیرفتن احساسها و اجازهی اشتباه.
کتابهای کودک در این زمینه نقش خوبی دارند. عنوانی مثل «من ما هستم! (من خودم را دوست دارم)» در فهرست نمونه، با نشان «گلاسه»، نمونهای از کتاب مصور برای همین سن است. گلاسه یعنی کاغذ براق که تصویرها را روشنتر نشان میدهد. خواندن چنین کتابی با کودک، فرصتی برای گفتوگو دربارهی احساسها میسازد.
نکتههای مهم برای والدین: به کودک نگویید «تو بهترینی»، بگویید «دیدم چقدر تلاش کردی». او را با دیگران مقایسه نکنید. به او مسئولیتهای مناسب سنش بدهید، چون توانایی حس ارزش میآورد. و خودتان الگو باشید؛ بچهها بیشتر از حرف ما، رفتار ما را میبینند. برای مطالعهی بیشتر میتوانید به دستهی فرزندپروری و تربیت کودک هم سر بزنید.
گاهی عزت نفس پایین با تنهایی همراه میشود. کسی که خودش را دوست ندارد، ممکن است از دیگران دوری کند و بعد از تنهایی رنج ببرد. عنوانی مثل «صدای سکوت (چگونه اعتماد به نفس خود را افزایش دهیم و با وجود تنهایی شاد باشیم؟)» از نامش پیداست که به همین ارتباط پرداخته است. تنهایی و تنها بودن یکی نیستند: تنها بودن میتواند آرامشبخش باشد و تنهایی حسی دردناک.
چند پیشنهاد ساده برای روزهای سخت: هر روز یک کار کوچک برای خودتان انجام دهید، مثل پیادهروی، نوشیدنی گرم یا خواندن چند صفحه. با یک نفر امن حرف بزنید. یادداشت بنویسید. و اگر حس بیارزشی یا غم چند هفته ادامه داشت، از روانشناس یا پزشک کمک بگیرید. کمک خواستن ضعف نیست.
کتابهایی مثل «بهترین سال زندگی شما» هم در فهرست نمونه هستند که از عنوانشان برمیآید برای برنامهریزی و بهتر کردن زندگیاند. کتاب برنامهریزی برای کسی مفید است که آمادهی عمل است.
عنوانی مثل «خودت را دست کم نگیر! (۸ گام برای افزایش عزت نفس، رسیدن به خودباوری و پیشگیری از رفتارهای آسیبزا)» از نامش پیداست که رویکردی مرحلهای دارد. مرحلهای بودن نکتهی مهمی است، چون تغییر بزرگ از گامهای کوچک ساخته میشود.
در اینجا یک چارچوب ساده ارائه میکنیم که در بسیاری از کتابهای مشابه به شکلهای مختلف میبینید. گام اول: نقطهی شروع را بشناسید و با خودتان صادق باشید. گام دوم: صدای انتقادی را بشناسید و اسم بگذارید. گام سوم: به جای انتقاد، با خودتان مثل یک دوست حرف بزنید. گام چهارم: هدفهای کوچک بگذارید و برای رسیدن به آنها خودتان را تحسین کنید. گام پنجم: اشتباه را بهعنوان یادگیری ببینید. گام ششم: مرزهایتان را مشخص کنید. گام هفتم: آدمهای حمایتکننده را کنار خودتان نگه دارید. گام هشتم: هر چند وقت یک بار پیشرفتتان را مرور کنید.
اینها راه سادهای برای فکر کردناند. برای هر کدام تمرینهای عملی در کتابهای مربوطه هست. هیچکس همهی گامها را کامل انجام نمیدهد و لازم هم نیست. مهم این است که حرکت کنید.
محیط کار و دانشگاه جاهایی هستند که کمبود عزت نفس زود دیده میشود. دانشجویی که جواب را میداند اما نمیپرسد، کارمندی که ایده دارد اما نمیگوید، کسی که هر تعریفی را با «نه بابا، چیزی نبود» رد میکند. این رفتارها در ظاهر تواضع است، اما اگر تکرار شود فرصتها را از دست میدهد.
چند تمرین ساده که میشود امتحان کرد. هر هفته یک بار در جلسه یا کلاس، فقط یک جمله بگویید یا یک سؤال بپرسید، حتی اگر کوچک باشد. تعریف دیگران را بدون رد کردن بپذیرید و فقط بگویید «ممنون». هر روز یک کار را که خوب انجام دادید بنویسید، حتی کوچک. بعد از چند هفته، فهرستتان نشان میدهد که تواناییهای شما بیشتر از حدستان است.
برای بعضیها ترس از ارائه و صحبت در جمع مشکل اصلی است. این ترس بسیار رایج است و با تمرین کم میشود. شروع از جمعهای کوچک، آماده کردن پیشنویس و تمرین جلوی یک دوست، همه کمک میکنند. کتابهای عزت نفس و اعتمادبهنفس که به مهارت صحبت کردن هم میپردازند، در این مورد مفیدند.
یک نکته برای مدیران و معلمها: یک جملهی تشویقآمیز و مشخص، مثل «این بخش را خیلی روشن توضیح دادی»، اثرش از یک تعریف کلی بیشتر است. محیطی که اشتباه در آن ایمن است، عزت نفس همه را بالا میبرد.
یکی از مفهومهای مهم در پژوهشهای تازهتر دربارهی عزت نفس، مهربانی با خود است. یعنی وقتی اشتباه کردید یا رنج میکشید، با خودتان همانطور رفتار کنید که با دوست عزیزتان رفتار میکنید. این به معنی بهانهآوردن یا رها کردن مسئولیت نیست، بلکه به این معنی است که سرزنش مداوم را کنار بگذارید و به جای آن بپرسید «حالا چه کار میتوانم بکنم؟»
ذهنآگاهی هم کمک میکند. کسی که یاد میگیرد افکارش را ببیند بدون اینکه فوری باورشان کند، از سلطهی خودانتقادی فاصله میگیرد. فکر «من به درد نمیخورم» فقط یک فکر است، نه واقعیت. تمرینهای سادهی ذهنآگاهی مثل پنج دقیقه تمرکز بر نفس، به مرور این فاصله را ایجاد میکنند.
اگر به این مسیر علاقهمندید، کتابهای عزت نفس و اعتمادبهنفس را کنار کتابهای ذهنآگاهی بخوانید. یکی از نگاه رفتار و دیگری از نگاه آگاهی، به شما کمک میکند. باز هم یادآوری میکنیم: اگر رنج شما جدی است، به متخصص مراجعه کنید.
برای اینکه خواندن به تغییر واقعی برسد، این برنامهی ساده را با هر کتابی که انتخاب کردید امتحان کنید.
این برنامه سنگین نیست، چون عزت نفس با فشار ساخته نمیشود. اگر یک روز را جا انداختید، دوباره ادامه بدهید و خودتان را سرزنش نکنید. ماجرای اصلی همین است: شروع دوباره بدون سرزنش.
بعد از سی روز، چند سطر دربارهی تجربهتان بنویسید. این یادداشت بعدا یادآور خوبی است که تغییر ممکن است.
هدیه دادن کتابی دربارهی عزت نفس و اعتمادبهنفس ظرافت دارد. اگر طرف مقابل خودش به آن علاقه ندارد، ممکن است هدیه را نشانهی ایراد گرفتن از خودش بداند. پس پیش از انتخاب، فکر کنید: او این موضوع را خودش مطرح کرده است؟ اگر بله، کتاب عملی و مهربان انتخاب کنید. اگر نه، کتاب عمومیتر دربارهی رشد فردی یا یک کتاب مصور و دلنشین شاید بهتر باشد.
برای نوجوانی که تازه دورهی حساس را شروع کرده، بهتر است خودش در انتخاب شریک باشد. چند عنوان را با هم ببینید و بگذارید او تصمیم بگیرد. یادداشت کوتاهی مثل «به تو افتخار میکنم» کنار هدیه، از خود کتاب هم اثر بیشتری دارد. برای کودک، کتاب مصور با داستانی ساده و تصویرهای روشن مناسب است و میشود آن را با هم خواند.
یک نکتهی دیگر دربارهی این کتابها: کتاب عزت نفس و اعتمادبهنفس را به کسی که در بحران روحی شدید است هدیه ندهید و به جایش او را به مشاوره تشویق کنید. کتاب مکمل خوبی است، اما جای گوش دادن و کمک حرفهای را نمیگیرد. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است و میتوانید پیش از سفارش بخوانید.
اشتباه اول، انتظار تغییر سریع است. عزت نفس در سالها شکل گرفته و در روزها عوض نمیشود. اگر بعد از یک هفته احساس معجزه نکردید، نامید نشوید. تغییر کوچک و پیوسته را ببینید.
اشتباه دوم، خرید ده کتاب همزمان. بیشتر کتابهای این دسته حرفهای مشابهی میزنند. یک یا دو کتاب را کامل بخوانید و عمل کنید. اگر ذهن شما با کتاب زیاد پر شود، به جای عمل، فقط آگاهی جمع میکنید.
اشتباه سوم، مقایسهی خود با نویسنده. نویسنده معمولا بعد از عبور از مشکل مینویسد. شما هنوز در مسیرید. با خودتان مهربان باشید.
اشتباه چهارم، نادیده گرفتن کمک حرفهای. اگر حس بیارزشی، غم یا اضطراب شما شدید است، کتاب کافی نیست. این را نشانهی شکست ندانید.
اشتباه پنجم، انتخاب کتاب فقط از روی جلد. توضیح ناشر و فهرست مطالب را بخوانید تا مطمئن شوید رویکرد کتاب با نیاز شما میخواند.
کتابی ساده و عملی با فصلهای کوتاه و تمرین. اگر تمرین شناختی رفتاری را دوست دارید، کتابهایی که برنامهی روزانه دارند مناسباند. اگر احساس شرم شدیدی دارید، کتابهایی دربارهی شرم و پذیرش خود را ببینید.
عزت نفس یعنی ارزشی که برای خودتان قائلید و اعتمادبهنفس یعنی باور به توانایی در یک کار مشخص. این دو به هم مربوطاند اما یکی نیستند.
نه. کتاب میتواند آگاهی و تمرین بدهد، اما درمان حرفهای کار متخصص است. اگر مشکل شما شدید یا طولانی است، با روانشناس یا مشاور صحبت کنید.
بله، کتابهای مصور و داستانی برای کودکان و نوجوانان در این دسته هست. سن مناسب و توضیح ناشر را در صفحهی هر کتاب ببینید.
زمان مشخصی وجود ندارد. برای هر کس فرق میکند. تمرین منظم و کوچک بهتر از تلاش شدید و کوتاه است. چند هفته تمرین روزانه معمولا اولین نشانهها را نشان میدهد.
گلاسه یعنی کاغذ براق و صاف که چاپ رنگی را روشنتر نشان میدهد. برای کتابهای تصویری کودک معمولا مناسبتر است و برای متنهای بلند بزرگسال لزومی ندارد.
بله، نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود و مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
عزت نفس و اعتمادبهنفس ساختنیاند. با شناخت، تمرین و مهربانی با خود، هر کسی میتواند نگاه بهتری به خودش پیدا کند. کتابها ابزار این مسیرند، نه همهی آن. اگر لازم شد، از کمک اطرافیان و متخصص هم استفاده کنید.
پیشنهاد ما این است که امروز یک گام کوچک بردارید: یک کتاب انتخاب کنید و ده صفحهاش را بخوانید. کتابهای عزت نفس و اعتمادبهنفس کتابجم را ببینید، مشخصات هر کدام را بخوانید و نسخهی چاپی مناسب را آنلاین سفارش بدهید. شما ارزش این توجه را دارید.