پرش به محتوای صفحه

ماموریت جیکاک

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

«فرهاد کشوری» اهل خوزستان، از نویسندگان باسابقه‌ی داستان و رمان ایرانی‌ست که آثار فراوانی از او به چاپ رسیده است. رمان «مردگان جزیره‌ی موریس» در دوره‌ی سیزدهم و چهاردهم جشنواره‌ی مهرگان ادب به‌عنوان رمان برگزیده انتخاب شده، همچنین نام او در دو دوره‌ وارد فهرست کاندیدای نهایی جایزه‌ی هوشنگ گلشیری شده است. کشوری با اسلوب و روش خاصی که در نوشتن دارد، تمام این س

۲۰۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
رمان ایرانی
شناسه کالا
kj-325421

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از دارد

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از نیماژ

مشاهده‌ی همه

توضیحات

«فرهاد کشوری»  اهل خوزستان، از نویسندگان باسابقه‌ی داستان و رمان ایرانی‌ست که آثار فراوانی از او به چاپ رسیده است. رمان «مردگان جزیره‌ی موریس» در دوره‌ی سیزدهم و چهاردهم جشنواره‌ی مهرگان ادب به‌عنوان رمان برگزیده انتخاب شده، همچنین نام او در دو دوره‌ وارد فهرست کاندیدای نهایی جایزه‌ی هوشنگ گلشیری شده است.  کشوری با اسلوب و روش خاصی که در نوشتن دارد، تمام این سال‌ها توانسته است مخاطبان ثابت خود را در فضای ادبیات داستانی ایران پیدا کند. استفاده از فضاهای رئال و  در بعضی موارد حادثه‌ای، همچنین خلق روایت‌های بدیع و بکر از مؤلفه‌های بارز داستان‌نویسی این نویسنده‌ی باسابقه‌ی کشور ماست. او در رمان « مأموریت جیکاک» به بازخوانی برهه‌ای از تاریخ که آمیخته با سبک و سیاق نوشتن خودش است می‌پردازد و با انداختن نور بر روی زوایایی از این حادثه‌ی تاریخی، جذابیت‌های نقاط تاریک این روایت را برای مخاطب روشن می‌کند. مأموریت جیکاک مخاطب را با فضایی روبه‌رو می‌کند که حتی کسانی هم که با این حادثه‌ی تاریخی آشنایی کامل دارند شگفت‌زده می‌شوند ___________________________________________________ برشی از کتاب: «بلند شدم رفتم از لابه‌لای تکه‌پارچه‌های رنگارنگ راه باز کردم و از اتاق بیرون زدم. از میان عوعوی سگ‌ها، صدای گوسفندها و گاوها به میان آبادی رسیدم که صنم را دیدم. بزغاله‌ی تازه‌زایی را بغل کرده بود و از میان در باز آغل نگاهم می‌کرد. هربار می‌دیدمش، مهرش بیشتر به دلم می‌افتاد. آرزو می‌کردم کاش تنها ما دو نفر در این آبادی بودیم، نه مأموریتی بود، نه عصا و کلاه و نه کلارکی در لندن.»

۲۰۰٬۰۰۰تومان