پرش به محتوای صفحه
تخفیف کتاب‌خوانی۲۰٪ تخفیف
دسته‌ها:فلسفه غربفلسفهموجود

مفهوم شکل زندگی نزد ویتگنشتاین

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۲۳۲

صفحه

۱۴۰۱

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

۱۱۵٬۰۰۰۲۰٪۹۲٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

معرفی کتاب

کتاب «مفهوم شکل زندگی نزد ویتگنشتاین » نوشتۀ دیوید کیشیک ترجمۀ عادل مشایخی گزیده ای از متن کتاب مقدمه: جهان در تابستان ۱۹۱۶، لودویگ ویتگنشتاین، سربازی در ارتش اتریش، در یکی از خونین‏ترین نبردهای جنگ جهانی اول شرکت کرد. او پیش از آغاز نبرد، در نامه‏ای نوشت: «شاید نزدیکی مرگ نور زندگی را برایم به ارمغان آورد» (Monk 1990: 138). به‏نظر می‏رسد، این حرف چندان دور از حقیقت نبود. با پیگیری اندیشه‏ی او در یادداشت‏های متعلق به همان دوره‏، به تحقیقی مقدماتی در مورد بنیادهای منطق برمی‏خوریم. اما در می ۱۹۱۶، همزمان با آغاز نبرد، گسستی ناگهانی در جریان قطعات یادداشت‏ها وجود دارد. پس از یک ماه سکوت، وقتی یادداشت‏های آغازین از سر گرفته می‏شوند، با چیزی کاملا متفاوت مواجه می‏شویم، گویی منطق‏دانی که تا این‏جا شناخته بودیم به شخص جدیدی تبدیل شده است. ویتگنشتاین با طرح این پرسش از خودش شروع می‏کند: «درباره‏ی خدا و مقصود زندگی چه می‏دانم؟» ( NB , 72). سپس با سلسله‏ای از پاسخ‏های برانگیزاننده ادامه می‏دهد که بر باقی‏مانده‏ی یادداشت‏های بازمانده غالب است. این قطعات گواهی منحصربه‏فرد بر علاقه‏ی فیلسوف ما به موضوعاتی نظیر خدا، ایمان، اراده، اخلاق، زیبایی‏شناسی، عرفان، سعادت، خودکشی، مرگ، و آن‏چه بیش از همه با این تحقیق ارتباط دارد، یعنی خود زندگی، هستند. گرچه فقط بخش کوچکی از این اندیشه‏ها به قطعات پایانی رساله‏ی منطقی _   فلسفی ، کتابی که او بعد از جنگ به اتمام رساند،  راه پیدا می‏کنند، این یادداشت‏های اولیه از گونه‏ای فلسفه‏ی منحصر به فرد زندگی اشباع شده‏اند. اما چیزی کاملا آشنا نیز در مورد جملاتی که ویتگنشتاین در طول جنگ درباره‏ی زندگی نوشت وجود دارد. قبل از هر چیز، بیایید نگاه دقیق‏تری به آن باور پیش‏گفته بیندازیم که طبق آن نور زندگی خود را طی مواجهه با سایه‏های مرگ نشان می‏دهد. این اندیشه چندان بدیع نیست. از این ادعای افلاطون که «کسانی که فلسفه را درست پی می‏گیرند، چیزی جز مرگ و مرده‏بودن را مطالعه نمی‏کنند» تا انعکاس این صورتبندی درخشان در آخرین مصاحبه‏ی ژاک دریدا، رابطه‏ی دیالکتیکی میان زندگی و مرگ مضمونی مکرر در اندیشه‏ی غربی بوده است.(۱) این ملاحظه را می‏توان کنار جنبه‏ی جالب دیگری از نخستین اشارات ویتگنشتاین درباره‏ی زندگی گذاشت. مثلا همان نامه‏ای را که قبل از آغاز نبرد نوشت در نظر بگیرید. نامه این‏گونه ادامه می‏یابد: «باشد که خدا مرا روشنی بخشد. من یک کرم‏ام، اما با تکیه به خدا انسان می‏شوم. خدا همراهم باشد. آمین.» (Monk 1990: 138). وقتی این استغاثه را با پرسش اساسی‏ای که در یادداشت‏ها از خودش می‏پرسد __ درباره‏ی خدا و مقصود زندگی چه می‏دانم؟ __ پیوند می‏دهید، می‏توانید به درک بهتری از فلسفه‏ی زندگی او برسید. درست است که آن‏چه ویتگنشتاین به‏منزله‏ی «خدا» می‏فهمد به‏هیچ وجه تصویری سنتی از امر الوهی نیست، اما این نیز واضح است که نخستین اندیشه‏های او درباره‏ی زندگی، آن‏گونه که با خطوطی برجسته در یادداشت‏هایش ترسیم شده‏اند، غرق الهیات‏اند و پاسخی پیش‏پاافتاده را منعکس می‏کنند که هزارن سال شایع بوده است. از اعترافات اگوستین، آن‏جا که خدا «زندگی زندگی تو» خوانده می‏شود، تا اعتراف لئو تولستوی،  جایی که «شناختن خدا و زندگی کردن امری واحد است»، معنای زندگی از ایمان به خدا جدایی‏ناپذیر به نظر می‏رسد (Augustine, Confessions: Book 10, §6; Tolstoy 1983: 74). در یادداشت‏های ویتگنشتاین، همین رشته‏ی اندیشه در قالب اصطلاحاتی قاطع عرضه شده است: معنای زندگی، یعنی معنای جهان، را می‏توانیم خدا بنامیم … عبادت اندیشیدن درباره‏ی معنای زندگی است … اعتقاد به خدا به‏معنی فهمیدن پرسش راجع به معنای زندگی است … اعتقاد به خدا به این معنی است که دریابیم زندگی معنایی دارد. (NB, 73-4) اگر یگانه گواه برای فلسفه‏ی زندگی ویتگنشتاین همین اشارات بالا بود، می‏توانستم نتیجه بگیرم او تلخیصی از نافذترین و مستندترین راه‏حل مسئله‏ی زندگی را در اختیار ما گذاشته است: باوری به خدا و مواجهه‏ای با مرگ. اما اشارات دیگری نیز وجود دارد که، گرچه ممکن است طعمی شبیه‏ میوه‏ی کال داشته باشند، می‏توانند مسیری جدید را نشان دهند که اندیشه‏ی او در شرف در پیش گرفتن آن است. نخست، اجازه دهید به آن رابطه‏ی عجیب میان مرگ و زندگی بازگردم. در این‏جا می‏توانید ببینید که مرگ به هیچ وجه نقشی فعال در فلسفه‏ی ویتگنشتاین بازی نمی‏کند. او در رساله این موضوع را این‏گونه خلاصه می‏کند:  قرار نیست مرگ مسئله‏ی زندگی را با ناپدیدکردن آن حل کند؛ این واقعیت که روزی خواهیم مرد، آن چیزی نیست که زندگی را مسئله‏دار می‏کند؛ مرگ نوع متفاوتی از زندگی یا متضاد دیالکتیکی زندگی هم نیست؛ در مرگ، جهان تغییر نمی‏کند، بلکه صرفا

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
فلسفه غرب، فلسفه
شناسه کالا
kj-757475
شابک
۹۷۸۶۲۲۲۶۷۳۵۵۰
تعداد صفحه
۲۳۲
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
وزن
۲۶۸ گرم
سال انتشار شمسی
۱۴۰۱
سال انتشار میلادی
۲۰۲۲

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از دیوید کیشیک

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی عادل مشایخی

مشاهده‌ی همه
۲۰٪۱۱۵٬۰۰۰
۹۲٬۰۰۰تومان