مسخ و درباره مسخ
۱۴۴
صفحه
۱۴۰۵
سال چاپ
شومیز - رقعی
نوع جلد
کتاب مسخ و درباره مسخ اثر فرانتس کافکا و ولادیمیر ناباکوف است. نخستین مترجم رمان مسخ در ایران صادق هدایت است. از آن زمان تاکنون، ترجمههای گوناگونی از این شاهکار ادبی بر پیشخوان کتابفروشیها قرار گرفته است. فرزانه طاهری یکی از مترجمانی است که رمان کافکا را به فارسی برگردانده است. او اینبار علاوه بر ترجمهی رمان، درسگفتارهای ناباکوف دربارهی این اثر را به
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-771785
- تعداد صفحه
- ۱۴۴
- نوع جلد
- شومیز - رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۵
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیلوفر
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی فرزانه طاهری
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب مسخ و درباره مسخ اثر فرانتس کافکا و ولادیمیر ناباکوف است. نخستین مترجم رمان مسخ در ایران صادق هدایت است. از آن زمان تاکنون، ترجمههای گوناگونی از این شاهکار ادبی بر پیشخوان کتابفروشیها قرار گرفته است. فرزانه طاهری یکی از مترجمانی است که رمان کافکا را به فارسی برگردانده است. او اینبار علاوه بر ترجمهی رمان، درسگفتارهای ناباکوف دربارهی این اثر را به دست داده است. آنچه در این کتاب آمده، مقدمه و یکی از سلسله درسگفتارهای ولادیمیر ناباکوف، نویسنده و منتقد بزرگ روستبار است که از سال 1941 تا 1948 در کالج ولزلی و از سال 1948 تا 1958 در دانشگاه کرنل به تدریس زبان و ادبیات روسی و نیز آثار استادان داستان اروپایی مشغول بود. او شکل سوسکی که گرگور به آن تبدیل شده بود و نقشهی آپارتمان خانوادهی زامزا را بر تختهسیاه رسم میکرد و از دانشجویان مصرانه میخواست که آنها را در دفتر یادداشت خود بکشند و با این شیوهی تدریس، عشق به ادبیات و جزئیات شاهکارهای ادبی را به دل دانشجویانش میانداخت. او عریان به سراغ داستان مسخ میرفت، بیآنکه از ابتدا به مقولات و مفاهیم پیشساخته مجهز باشد یا بخواهد که به مدد مصالح داستان، جهان از پیش تعیینشدهی خود را بنا کند. وسواس او گاه به حدی است که توضیح واضحات مینماید، اما میتوان بهوضوح دید که تا جهان عینی داستان خشت بر خشت از نو خلق نشود، نمیتوان درونمایهها و سبک و مایهی اصلی اثر و انگیزهی آن را شناخت. در مسخ، کافکا به اوج استادی خود رسید. چیزی نوشت که هرگز نتوانست از آن فراتر برود.






































































