نادمیزاد
نآدمیزاد اثر اوسامو دازای تر جمه آزاده سلحشور اعترافنامهای از دل تاریکی در جهانی که لبخندها نقاباند و صداها پژواکِ ترس، نآدمیزاد صداییست از اعماق انسانی که دیگر نمیتواند «آدم» باشد. اوسامو دازای، نویسندهی ژاپنی با سرنوشتی تلخ، در این رمان کوتاه و تکاندهنده، دفترچههای مردی به نام یوزو را روایت میکند—یادداشتهایی که مثل رد خون بر برف، از زوال، شرم،
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-911792
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیماژ
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی ازاده سلحشور
مشاهدهی همهتوضیحات
نآدمیزاد اثر اوسامو دازای تر جمه آزاده سلحشور اعترافنامهای از دل تاریکی در جهانی که لبخندها نقاباند و صداها پژواکِ ترس، نآدمیزاد صداییست از اعماق انسانی که دیگر نمیتواند «آدم» باشد. اوسامو دازای، نویسندهی ژاپنی با سرنوشتی تلخ، در این رمان کوتاه و تکاندهنده، دفترچههای مردی به نام یوزو را روایت میکند—یادداشتهایی که مثل رد خون بر برف، از زوال، شرم، و بیگانگی با جهان حکایت دارند. دربارهی داستان: «نآدمیزاد» رمانی نوشتهی اسامو دازای است که سال 1948 منتشر شد. نآدمیزاد نه فقط یک داستان، بلکه یک اعترافنامهی اگزیستانسیالیستیست. یوزو، راوی داستان، از کودکی تا بزرگسالی، در سه دفترچه، پرده از رنجهایی برمیدارد که در پس خندههای بیمحابا پنهان ماندهاند. او نمیتواند با دیگران ارتباط واقعی برقرار کند، در جمعهای هنری گم میشود، عاشق میشود، سقوط میکند، و در نهایت به مرزهای ناپیدای انسانبودن میرسد. دربارهی نویسنده: اوسامو دازای (1909-1948) با نام اصلی «تسوجیما شوجی»، هشتمین فرزند زندهمانده از خانوادهای ثروتمند و زمیندار بود. زندگی تسوجیما در سال 1927 و هنگامی که نویسندهی مورد علاقهاش یعنی «ریونوسکه آکوتاگاوا» خودکشی کرد، به کلی تغییر یافت. وی در نوشتههای اولیهاش بارها از متولد شدن در یک طبقهی اجتماعی بالا ابراز گناه و عذاب وجدان کرده است. حتی در دوران جوانی جذب حزب کمونیست شده بود و البته در آن دوران عضوی در این حزب جرم محسوب میشد. کمی بعد، او دستیار نویسندهای به اسم «ماسوجی ایبوسه» شد که ارتباطات این نویسنده با سایرین به تسوجیما امکان داد تا نوشتههای خود را چاپ و شهرتی دستوپا کند. چند سال بعد، سالهای پر باری بودند. او دیوانهوار مینوشت و برای اولین بار در یک داستان کوتاه به نام قطار (1933) نام «اوسامو دازای» را برای خود برگزید. چرا باید بخوانیم؟ – چون گاهی برای شناخت خود، باید به تاریکی نگاه کرد – چون این کتاب، با زبانی ساده و روان، مفاهیمی عمیق از بحران هویت، افسردگی، و بیگانگی را روایت میکند – چون نآدمیزاد، مثل یک آینهی بیرحم، آن چیزهایی را در ما آشکار میکند که همیشه خواستهایم پنهان کنیم








































