پرى جنگلى و۳۹ داستان دیگر

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۳۸۴

صفحه

۱۴۰۰

سال چاپ

وزیری

قطع

شومیز

نوع جلد

گزیده ای از کتاب پری جنگلی: بارى، تابستان گذشت. برگ‌ها رو به زردى گذاشته و در آستانه ريزش است. بادها در راه‌اند. فصل كشتى‌شكستگى است. دو زمستان در پىِ تابستان مى‌گذرد تا فرستاده اسقف از رُم بازگردد. او با نامه ديگرى بازمى‌گردد كه با مُهرى بااهميت‌تر از مُهر اسقف بورگ‌لوم بسته شده. در آغاز کتاب پری جنگلی می خوانیم: اسقفِ صومعه بورگ‌لوم و خويشانش 7 در اتاق بچه

۵۵۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-096057
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۵۱۲۴۷۷
تعداد صفحه
۳۸۴
قطع
وزیری
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۴۰۰

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب کتاب امپرسیون بیرون غار

ارا (شهین خسروی نژاد)

نگاه

۲۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرگ یک دست سفیدمی پوشد

ابراهیم عادل

نگاه

۱۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب جغرافیای خانگی

ستاره پارسا

نگاه

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حالات ازاد عشق

گونول و امراه شاهان

ترجمه‌ی علیرضا سیف الدینی

نگاه

۳۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رهگذر کوچۀ تنهایی

یدالله عباسی

نگاه

۱۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سی وسه پل، چهارونیم اکتاو
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرواریدهای پشیمانی

فیلیپ کلودل، نجمه موسوی

نگاه

۲۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه اشعار نسرین جافری

فریدون شهبازیان، نسرین جافری

نگاه

۲۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نوشتن از من خواندن از شما

کوردولا اشتراتمان

نگاه

۳۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فیه ما فیه

بدیع الزمان فروزانفر، مولانا

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان عبدالرزاق اصفهانی

وحید دستگردی، عبدالرزاق جمال الدین اصفهانی

نگاه

۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پنجاه و سه نفر

بزرگ علوی

نگاه

۵۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان عطار

بدیع الزمان فروزانفر، عطار نیشابوری

نگاه

۸۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان محتشم کاشانی

اکبر بهداروند، محتشم کاشانی

نگاه

۵۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان خواجوی کرمانی
۱٬۴۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سردخانه

علی کاکاوند

نگاه

۲۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصویر دوریان گری – چشم و چراغ 86

اسکار وایلد

ترجمه‌ی ابوالحسن تهامی

نگاه

۶۹۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

گزیده ای از کتاب پری جنگلی: بارى، تابستان گذشت. برگ‌ها رو به زردى گذاشته و در آستانه ريزش است. بادها در راه‌اند. فصل كشتى‌شكستگى است. دو زمستان در پىِ تابستان مى‌گذرد تا فرستاده اسقف از رُم بازگردد. او با نامه ديگرى بازمى‌گردد كه با مُهرى بااهميت‌تر از مُهر اسقف بورگ‌لوم بسته شده. در آغاز کتاب پری جنگلی می خوانیم: اسقفِ صومعه بورگ‌لوم و خويشانش   7 در اتاق بچه‌ها        15 گنج زر     21 جابه‌جا كردن طوفان تابلوها را           32 قورى       38 پرنده نغمه‌سراىِ مردم           40 سبزهاى كوچولو     44 كوتوله و زنِ باغبان             47 پايتر، پيتر و پير     52 پنهان اما نه از ياد رفته         57 پسر دربان             61 روز اسباب‌كشى      84 گُل بهمن    89 خاله جان              94 وزغ        101 كتابِ مصور پدرخوانده         110 كاغذپاره‌ها            136 دو جزيره              139 خوشبخت‌تر از همه كدام است؟           142 پرى جنگلى           147 خانواده گرته مرغى             172 ماجراهاى بته خار   189 موضوع قدرت تخيل            194 يافتن بخت در يك تكه چوب    199 ستاره دنباله‌دار       202 روزهاى هفته         207 قصه آفتاب             210 جد پدرى   214 شمع‌ها      219 شگفت‌انگيزتر از همه           222 چه بود حرف تمام اهل خانه   227 «برقص، برقص، عروسكم!»             230 «حالا حكايت توست»          232 بزرگ مار دريا      234 باغبان و اربابش     244 استاد و كك            251 قصه‌اى كه يوهاناى پير گفت   256 كليد درِ جلويى        271 چُلاق       283 عمه دندان دردو       293 يادداشت مترجم         305 پيشگفتار، سالِ :1837 براى خوانندگان سالخورده      307 يادداشت‌هاى من بر قصه‌هاى پريان و داستان‌هايم (ژوئن 1862)                309 يادداشت‌هاى من بر قصه‌هاى پريان و داستان‌هايم (روليگد، 1874)           321 همانندى‌هاى فولك‌لور اقوام مختلف        343 معنى واژگان و اصطلاح‌ها         371 اسقفِ صومعه بورگ‌لوم و خويشانش در كرانه باخترى ژوتلنديم، بفهمى نفهمى در شمال تُرب‌زار پهناور. صداىِ كوبش موج‌ها را بر ساحل مى‌شنويم، اما نمى‌توانيم اقيانوس را ببينيم چون يك تپه دراز ماسه ميان ما و دريا گسترده شده. اسب‌هايمان خسته‌اند. بردن كالسكه از جاده شنى كار دشوارى بود، اما هرطور بود به مقصد رسيديم. بالاى تپه بناهايى است: كشتزارى است كه برروى بقاياى صومعه بورگ‌لوم ساخته شده؛ كليسا كماكان پابرجاست. آخرهاى غروب، اما فصل تابستان است، شبِ صاف و يكدست سفيد. وقتى بالاى تپه مى‌ايستيم، مى‌توانيم خاور را تا آبدرّه آلبورگ و باختر را از خلنگزار و مرغزار تا درياىِ آبىِ سير ببينيم. از جلو بناهاى جنبى كشتزار مى‌گذريم و از ميان درهاى قديمىِ صومعه مى‌رويم به حياط. رديف درخت‌هاى زيزفون، مثل نگهبان‌ها، در طول ديوارها سرك مى‌كشند. در همين‌جا سرپناهى است از باد مغرب و درخت‌ها چنان بلندند كه شاخ و برگشان رو پنجره‌ها را مى‌پوشانند. از پلكانِ لكنته دايره‌اى شكل مى‌رويم بالا و از وسط سرسراهاى دراز، از زير شاه‌تيرها مى‌گذريم. صداى باد عجيب به‌نظر مى‌آيد؛ علت معلوم نيست اما صوتش متفاوت است. وقتى مى‌ترسى و مى‌خواهى كسى را بترسانى متوجه چيزهايى مى‌شوى كه پيشتر نديده‌اى، و افسانه‌هاى قديم به خاطرت مى‌آيد. مى‌گويند راهبانِ صومعه، كه مدت‌ها پيش از دار دنيا رفته‌اند، كماكان در آيين عشاى كليسا حاضر مى‌شوند؛ به‌صورت سايه ظاهر مى‌شوند و آوازشان را در صداى عجيب باد مى‌شنوى. حس و حال عجيبى به ما دست مى‌دهد. به‌ياد روزگاران گذشته مى‌افتيم و فكر و خيالاتمان به عقب بازمى‌گردد و با گذشته درمى‌آميزد. در ساحل يك كشتى شكسته است. افراد اسقف بورگ‌لوم همين حالا هم در ساحل‌اند و آن دريانوردهايى كه از درياى بى‌امان جان به‌در بردند، افراد اسقف را نجات نمى‌دهند. زبان موج‌ها خون را از كاسه سرهاى شكسته مى‌ليسد و مى‌برد. آنچه به ساحل برده مى‌شود ــ از بقاياى كشتى تا محموله‌اش ــ اگر بازمانده‌اى مدعيشان نشود، از آنِ اسقف است. در گذر سال‌ها دريا چيزهاى فراوانى براى صومعه بورگ‌لوم فراهم كرده. در سردابه‌ها، در كنار بشكه‌هاى آبجو و شربتِ عسلِ بومى، چليك‌هايى از بهترين شراب‌ها قرار دارد. در آشپزخانه‌ها نه‌تنها گوشت شكار از جنگل‌هاى دانمارك بلكه گوشت خوك و سوسيس از نقاط دوردست وجود دارد؛ و در باغ صومعه ماهيان قرمز فربه شنا مى‌كنند. اسقف‌نشينِ بورگ‌لوم ثروتمند است؛ و اسقف اولاف گلوب هم مردى نيرومند، و همين حالا هم از مال دنيا كم ندارد، اما باز در طلب بيش از آن است. زمام قدرت را در دست دارد و همه بايد به خواستش خم شوند و سر بر آستان بسايند. در نقطه‌اى نه‌چندان دور، در تى ، خويشاوند او درگذشته. مثلى است مشهور كه «خويش است

۵۵۰٬۰۰۰تومان