کتاب خدا به شب نشینی ات برکت دهد
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
حلیم بی به سن بازنشستگی رسیده و از همه تنهاتر است. او دوباره به یاد عشق نافرجام دوران جوانی افتاده است و حس می كند كه آتش آن هنوز شعله ور است و در او تمنا و خواهش بر می انگیزد. به خاطر بخت بد، در آن زمان به ملک نرسید، اما حالا چه چیزی می تواند سد راهش شود؟ قضاوت مردم؟ ازدواج دوباره برای زنی که صاحب نوه باشد، رسوایی بزرگی به حساب می آید؟…
اما نظر خود ملک از هر چیزی مهم تر است. حلیم بی نمی داند که در درون او چه می گذرد…








