کتاب بین دو جهان
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره ی کتاب:
سلیکا جواد آماده میشد تا تابستانِ بعد از فارغالتحصیلیاش وارد «دنیای واقعی» شود. عاشق شد و برای زندگی به پاریس رفت تا خبرنگار جنگی شود. ولی دنیای واقعی که با آن روبهرو شد، او را با خودش به یک قلمروی جنگی کاملاً متفاوت بُرد.
همهچیز از یک خارش شروع شد؛ انگار پاهایش را هزاران پشة نامرئی نیش میزدند. بعد خستگی به سراغش آمد و چرتهای شش ساعتهای که میزد فقط حالت تهوعش را بدتر میکرد. در نهایت به پزشک مراجعه کرد و چند هفته مانده به تولد بیستوسه سالگیاش، تشخیص دادند مبتلا به سرطان خون شده است. فقط سیوپنج درصد شانس زندهماندن داشت. به همین راحتی زندگی که برای خودش تصور میکرد، سوخت و نابود شد. وقتی سلیکا به زادگاهش نیویورک برگشت، شغل، آپارتمان و استقلالش را از دست داد. بیشتر چهار سال بعدی را روی تخت بیمارستان صرف جنگیدن برای زندگیاش و به تصویر کشیدن داستان این واقعه در یکی از ستونهای روزنامة نیویورک تایمز کرد.












