کتاب قانون جاذبه
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
این کتاب که بر پایهی یک پروندهی واقعی الهام گرفته شده، در مرز میان تریلر روانشناختی و درام اجتماعی حرکت میکند و با زبانی ساده اما نافذ، به پرسشهایی بنیادین دربارهی عدالت، گناه، و وجدان انسانی میپردازد. داستان در یک شب آرام و در فضای بستهی یک ایستگاه پلیس رخ میدهد؛ جایی که ستوان پونتواز، افسر پلیسی خسته و در آستانهی پایان شیفت کاریاش، ناگهان با زنی روبهرو میشود که برای اعتراف آمده است. او میگوید ده سال پیش، شوهر دائمالخمر و خشن خود را که سالها او و فرزندانش را آزار داده بود، از طبقهی یازدهم ساختمان به پایین هل داده و سپس وانمود کرده که حادثه خودکشی بوده است. حالا، درست در شب پایانی پیش از انقضای مهلت قانونی پیگرد، احساس گناه و اضطراب وجدان، او را واداشته تا تسلیم شود. اما ستوان، که در ابتدا سعی دارد ماجرا را نادیده بگیرد و از بار قانونی آن بگریزد، درگیر جدالی درونی با حس عدالت، همدلی و خستگی اخلاقی خود میشود. این تقابل دو انسان، یکی در جستوجوی رستگاری، دیگری درگیر شک و بدبینی، بطن اصلی رمان را شکل میدهد.













