کتاب شهر هر چقدر بزرگ تر می شود اتاق من تنگ تر می شود
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
من تنهایم
دنبال رنج کشوری هستم که مرا آواره کرد
صدای فیروز با من روبهرو میشود
مانند شمشیر :
«روزی به محلۀ خودمان برمیگردیم»
من تنهایم،
مانند قطارهای قدیمی سفر میکنم
همراهِ همۀ سرزمینها
برای سرزمینی که روزی مال ما خواهد شد،
و روزی که تنها به خانه میآیم
جیبم را میگردم
حافظۀ کودکیام را میگردم
زیر تخت را
بالای غروب را
و میان چمدانها را
و میان سوراخهای جوراب را جستوجو میکنم:
ندیدی کشور من کجا گم شد؟!












