راهنمای بین المللی اقتصاد انرژی
کمبودهای مدلهای استاندارد اقتصاد کلان مبتنیبر پول، که معمولاً سهام مرتبط با فناوری را از کل سرمایهگذاری انجامشده متمایز نمیکنند و متعاقباً درک نیاز به مدلهایی که صراحتاً سهام فناوری مصرفکننده انرژی را در نظر میگیرند؛ جمعآوری دادههای مرتبط با فناوری و دسترسی به آنها، و -حداقل در روزهای اولیه- داشتن قدرت محاسباتی؛ یافتن روشهایی برای «اجرا» یا «راه
این کتاب فعلا ناموجود است
شمارهات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت میفرستیم تا حسابت ساخته شود و بهمحضِ موجود شدن خبرت کنیم.
با ادامه، حساب کاربریات (در صورت نبود) ساخته میشود.
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- اقتصاد
- شناسه کالا
- kj-542586
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از شرکت چاپ و نشر بازرگانی
مشاهدهی همهتوضیحات
کمبودهای مدلهای استاندارد اقتصاد کلان مبتنیبر پول، که معمولاً سهام مرتبط با فناوری را از کل سرمایهگذاری انجامشده متمایز نمیکنند و متعاقباً درک نیاز به مدلهایی که صراحتاً سهام فناوری مصرفکننده انرژی را در نظر میگیرند؛ جمعآوری دادههای مرتبط با فناوری و دسترسی به آنها، و -حداقل در روزهای اولیه- داشتن قدرت محاسباتی؛ یافتن روشهایی برای «اجرا» یا «راهاندازی» [فرآیند] انتخاب فناوری (سرمایهگذاری) بهگونهای که برای خطمشیگذاران مفید و قابل دفاع و با نظریه اقتصادی سازگار باشد؛ نیاز به در نظر گرفتن عوامل پویا در بررسی تعدیلهای اقتصاد کلان، بهویژه تقاضا برای آن دسته از خدمات مصرف نهایی که مصرف انرژی دارند. مدلسازی «پایین به بالا» با ابزارهای حسابداری ساده و تکبخشی آغاز شد و بهتدریج به مجموعهای پیچیده و پویا از چارچوبهای بهینهسازی و شبیهسازی با دامنههای مختلف -از محلی تا جهانی- تبدیل شد. مدلهای جدیدتر، به اصطلاح چارچوبهای «ترکیبی»، میزان بیشتری از جزئیات اقتصادی و ویژگیهای پویای مدلهای «بالا به پایین» را دربردارند، و بر این اساس، گمانهزنیهایی را در مورد امکان مطابقت بین مدلهای پایین به بالا و بالا به پایین ایجاد میکنند. این مطابقت شاید ناشی از افزودن عوامل پویای اقتصادی پیچیدهتر، به مدلهای «پایین به بالا» یا افزایش جزئیات فناوری در چارچوبهای سنجش اقتصاد کلان یا تعادل عمومی محاسبهپذیر (CGE) بوده باشد. در حال حاضر، بیشتر مدلهای ترکیبی از نوع مدلهای CGE اصلاحشده هستند. با این حال، روشهای دیگری نیز، بدون داشتن مسیری روشن بهسمت هماهنگسازی، به کار گرفته شده است. شکل 1-1 شماتیکی از مسیرهای گوناگون توسعه مدلها را نشان میدهد و نیز اینکه مدل انطباقیافته از نظر وضوح فنی، واقعگرایی رفتاری و کمال اقتصاد کلان در کجا قرار میگیرد. این فصل به تلاشهای انجامشده برای گنجاندن عوامل پویای اقتصادی در مدلهای پایین به بالا (یعنی افزایش واقعگرایی رفتاری و کاملبودن برای اقتصاد کلان) و امکان گنجاندن جزئیات کافی فناوری در چارچوبهای اقتصاد کلان یا CGE فعلی میپردازد. سخن مولف کتاب راهنمای بین المللی اقتصاد انرژی امنیت انرژی، تأثیر مصرف انرژی بر محیطزیست، قیمتهای سوخت و فقر سوخت، همگی ازجمله مسائلی هستند که در کانون توجه عمومی قرار دارند. اقتصاد انرژی عنصر مهمی است که به درک ما از این مسائل پیچیده کمک میکند و هنگام تعیین خطمشی انرژی بر تفکر خطمشیگذاران تأثیر میگذارد. این کتاب راهنما جنبههای مهم و مسائل تحقیقاتی اقتصاد انرژی را بررسی میکند. کتاب حاضر مجموعهای از مقالههای علمی متخصصان بینالمللی اقتصاد انرژی، شامل کارشناسان و اساتید دانشگاه را گرد هم میآورد که ضمن ترکیب متون پژوهشی کنونی، تحلیلی از مسائل مهم را ارائه میکنند. این راهنما جنبههای تاریخی اقتصاد انرژی و پژوهشهای مهم و مسائل خطمشیگذاری روز را دربرمیگیرد و تمرکز بسیار زیادی روی «اقتصاد انرژی» و خطمشی متعاقب آن میکند. مخاطب کتاب، دانشجویان سال آخر کارشناسی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی اقتصاد انرژی و کارشناسان صنعت و دولتی هستند. راهنمای حاضر وضع کنونی دانش را خلاصه و تفسیری فکورانه ارائه میکند. کتاب با چشمانداز تاریخی انرژی و مسائل خطمشیگذاری دولتی مربوطه شروع میشود و در ادامه، کلیات اقتصاد عرضه و تقاضای انرژی بیان میشود. کارایی اقتصاد انرژی شامل «اثر بازگشتی» بررسی میشود و بعد، فنون مختلف مدلسازی اقتصاد انرژی ارائه میشوند. مسائل مهم مربوط به بازارهای مختلف انرژی بهترتیب بررسی میشوند: نفت، زغالسنگ، گاز طبیعی و برق. بخش نتیجهگیری کتاب به تمرکز بر مسائل حال حاضر خطمشیگذاری انرژی اختصاص دارد. در فصل ۱، فوگت ابتدا به تکامل اقتصادهای کشاورزی و تاریخچه مصرف انرژی و اقتصاد جهانی و بحث درباره تلاشهای اروپا برای رفع محدودیتهای سیستمهای ارگانیک انرژی و اولین گذار به اقتصاد سوخت فسیلی در بریتانیا میپردازد. فوگت روندهای درازمدت در سیستم جهانی انرژی و خطمشیهای مختلف انرژی در گذر زمان را هم بررسی میکند. در فصل ۲، ویمان-جونز کلیاتی از نظریه «اقتصاد انرژی» را ارائه و بیان میکند که اصطلاح انرژی درواقع صرفاً عبارتی است که برای راحتی از آن استفاده میشود، چون کالایی بهمنزله «انرژی» وجود ندارد؛ درواقع، «اقتصاد بازارهای سوخت» وجود دارد. ویمن-جونز تخصیص منابع در صنایع سوخت سرمایهبر را تحلیل میکند که شامل موارد زیر میشوند: ماهیت هزینه نهایی کوتاهمدت و بلندمدت عرضه انرژی، فرآیند اتخاذ تصمیمهای سرمایهگذاری، طراحی سازوکارهای مؤثر قیمتگذاری و شرایط بازاری که بهکرات در صنایع سوخت وجود دارند. در فصل ۳، مدلاک با بررسی اقتصاد عرضه


































