رزا لوکزامبورگ : گوشه اى از تاریخ سوسیالیسم در اروپا
۱۰۰۷
صفحه
۱۳۹۴
سال چاپ
رقعی
قطع
گالینگور
نوع جلد
گزیدهای از کتاب، رُزا لوكزامبورگ: گوشهاى از تاريخ سوسياليسم در اروپا: احتمالا توفيق منحصر به فرد و بسيار برجسته و نمايان لنين همان مقابله وى با سقوط سوسياليستى سال 1914 بود. وى آن را به صورت يك آغاز سازنده مىديد، نه همچون پايانى غمانگيز. لنين در اين انديشه تنها بود. اين امر به وى محبوبيت زيادى نمىبخشد، امّا بىترديد به وى بزرگى و والايى مىدهد. او هرگز
این کتاب فعلا ناموجود است
شمارهات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت میفرستیم تا حسابت ساخته شود و بهمحضِ موجود شدن خبرت کنیم.
با ادامه، حساب کاربریات (در صورت نبود) ساخته میشود.
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- تاریخ
- شناسه کالا
- kj-154010
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۵۱۷۱۰۶
- تعداد صفحه
- ۱۰۰۷
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- گالینگور
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۴
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
گزیدهای از کتاب، رُزا لوكزامبورگ: گوشهاى از تاريخ سوسياليسم در اروپا: احتمالا توفيق منحصر به فرد و بسيار برجسته و نمايان لنين همان مقابله وى با سقوط سوسياليستى سال 1914 بود. وى آن را به صورت يك آغاز سازنده مىديد، نه همچون پايانى غمانگيز. لنين در اين انديشه تنها بود. اين امر به وى محبوبيت زيادى نمىبخشد، امّا بىترديد به وى بزرگى و والايى مىدهد. او هرگز ناچار نبود به پشت سر بنگرد، چه آنگاه كه اندوهگين بود، و چه به گاه خشم. در آغاز کتاب، رُزا لوكزامبورگ: گوشهاى از تاريخ سوسياليسم در اروپا ، میخوانیم: فهرست پيشگفتار 5 اعتقادنامه 21 رُزا لوكزامبورگ ـ كى، چه، و چرا 23 لهستان ـ سالهاى اوليّه 1890- 1871 69 سوييس ـ تحصيل و سياست 1898- 1890 96 نخستين نبرد در عرصه نوين 1899- 1898 155 ديالكتيك به عنوان خطمشى زندگى 1904- 1899 222 تجديدنظرطلبى، اعتصابات همگانى، و امپرياليسم مشاركت در تئورى 268 روسها، يهوديان، لهستانىها ـ نظر مهاجرين درباره انقلاب 1904- 1898 350 انقلاب انقلابيون را ناگهان غافلگير مىكند 1906- 1905 404 سالهاى از دست رفته 1909- 1906 490 داود و گوليات (جليات) 1911- 1910 552 صف مخالفين 1914- 1911 596 لهستانىها و روسها 1914- 1907 641 جنگ 713 زندان در آلمان، انقلاب در روسيه 787 1918 ـ انقلاب آلمان آغاز مىشود 854 نبروى غيرقابل مقاومت و هدف ثابت 896 ضميمه: مسئله مليّت 971 پيشگفتار هنگامى كه زندگىنامه رُزا لوكزامبورگ [1] را، كه متن حاضر خلاصه شده آن است، مىنوشتم، بر اين نيّت بودم كه تاريخ يك شخصيّت، يك جنبش و يك عصر را بازسازى كنم. از 1917 جنبشى ماركسيستى، كه وى زندگىاش را وقف آن كرد، به قدرت رسيده و از نظر قدرت به يك پديده مبدل شده است و در نتيجه بخش بزرگى از دنياى توسعه يافته و در حال توسعه شده است ـ گر چه شكل و ايدئولوژى آنچنان تغيير يافته كه تقريبآ قابل شناسايى نيست. در حقيقت آن پيوندى كه ممكن است و آن (اگر پيوندى باشد) باشد كه در سراسر گيتى به نام وى عمل مىكنند، يا مىنويسند يا تنها فرياد مىكشند و نيز ميان خود به ستيز و مشاجره مىپردازند، اينك به صورت مشغله فكرى درآمده است. در اين امر، داشتن دانشنامه دكترا الزامى است. اين پرسش كه رُزا لوكزامبورگ چه ارتباطى مىتواند با اين اوضاع داشته باشد، مرا ناگزير تحت تأثير قرار داد و اين پرسش را سه سال پيش با يك نفى واقعى و اثبات اخلاقى پاسخ گفتم. حتى هنوز هم مىپندارم آن را واقعآ دستكم گرفته و كمبها پنداشتهام. كمونيسمى را كه ما امروز مىشناسيم شكلهاى گوناگون زيادى دارد. آن سيستم يا شكل يكنواخت و كاملا متحجر استالينى كه مسكو تحميل كرده است به جنبش چند مركزى تبديل شده است. بهزودى هر كشور كمونيستى تعبير و تفسير خود از كمونيسم را خواهد داشت، يا مدعى خواهد بود كه دارد. در كشورهايى كه احزاب كمونيست قدرت را در دست ندارند ادعا مىكنند كه آنها، با توجه به شرايط و مقتضيات هر جامعه، مختارند كه در امور سياسى مستقلا تصميم بگيرند. با وجود اين، تمامى اين جنبشها در برخى موارد با هم وجه اشتراك دارند، و دقيقآ همين موارد يا عناصر «مشترك»اند كه به نوبه خود با پنداريا انديشه انقلابى رُزا لوكزامبورگ تفاوتى فاحش دارند. تقريبآ تمامى جنبشهاى كمونيستى كنونى (شايد به استثناى كوبا) علاقه شديد به مسايل و فرمهاى تشكيلاتى نشان مىدهند. چون هيچ جنبش كمونيستى نتوانسته است در كشورهاى بسيار پيشرفته صنعتى خودبسنده به قدرت برسد، آن دموكراسى تودهاى كه رُزا لوكزامبورگ بهعنوان نيروى اصلى انقلاب سوسياليستى پيشبينى كرده بود، جاى خود را به گروه انقلابيون خوب سازمانيافتهاى داد كه از سوى و يا دستكم به نام تودهها عمل مىنمايند. اينان در كشورهاى نسبتآ عقبافتاده يا غير صنعتى قدرت را در دست گرفتهاند. حتى در كشور چين، كه به خوبى مىتوان گفت كه انقلاب از حداكثر مشاركت تودهها در فرايند براندازى رژيم پيشين برخوردار بوده است و ارتش، با تأكيدى كه بر رعايت انضباط و نبرد مسلّحانه مىكند، نقش اساسى را ايفا كرده است. برداشت نخستين روسها از گروهى نخبه از انقلابيون كه در طبقه كارگر شهرى ريشه دوانده و استوار شدهاند، جايش را به شكلهاى بسيار متفاوت اجتماعى و استراتژيكى انقلاب داده است، كه از يك جنبش مقاومت نظاميـسياسى در برابر امپرياليسم با رنگ تند ملّى گرايانه در ويتنام گرفته تا دستجات مسلّح پارتيزانى در كوبا و آمريكاى لاتين را در برمىگيرد. بين اينان و بلشويكها اختلافات بزرگى ـ كه بسيارى از آنها جنبه تئوريكى دارند ـ وجود دارد؛ همه اينان و بلشويكها، با انقلاب دموكراتيك تودهاى راديكالى كه رُزا لوكزامبورگ در نظر داشته و منادىاش بوده است اختلاف فاحشترى دارند. مسئله ايجاد يا رهبرى ا




































