سازمان انسان سالار
۴۴۸
صفحه
رقعی
قطع
مجید زارع
نوع جلد
نگاهی کلی بر کتاب کتاب «سازمان انسانسالار: خلق سازمانی که شایسته انسان باشد» نوشته گری همل و میکله زانینی، توسط انتشارات معتبر هاروارد بیزنس ریویو منتشر شده و به نقد ساختارهای سنتی و بوروکراتیک سازمانها میپردازد که به اعتقاد نویسندگان، از انقلاب صنعتی به ارث رسیدهاند و دیگر پاسخگوی نیازهای دنیای مدرن نیستند. نویسندگان پیشنهاد میکنند که سازمانها باید به
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-139652
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۷۰۸۹۴۲۴
- تعداد صفحه
- ۴۴۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- مجید زارع
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از آریانا قلم
مشاهدهی همهتوضیحات
نگاهی کلی بر کتاب کتاب «سازمان انسانسالار: خلق سازمانی که شایسته انسان باشد» نوشته گری همل و میکله زانینی، توسط انتشارات معتبر هاروارد بیزنس ریویو منتشر شده و به نقد ساختارهای سنتی و بوروکراتیک سازمانها میپردازد که به اعتقاد نویسندگان، از انقلاب صنعتی به ارث رسیدهاند و دیگر پاسخگوی نیازهای دنیای مدرن نیستند. نویسندگان پیشنهاد میکنند که سازمانها باید به سمت مدل «انسانسالاری» حرکت کنند، جایی که خلاقیت، ابتکار و پتانسیل انسانی در مرکز قرار دارد. نکته اصلی کتاب این است که «بوروکراسی با تمرکز بر کنترل و سلسلهمراتب، انگیزه و نوآوری کارکنان را سرکوب میکند، در حالی که انسانسالاری با توانمندسازی افراد، سازمانهایی چابکتر، خلاقتر و رضایتبخشتر ایجاد میکند». گری همل، یکی از برجستهترین متفکران مدیریت در جهان، استاد مدرسه کسبوکار لندن و نویسنده کتابهای معروفی مانند رقابت برای آینده است. او سالهاست که در زمینه نوآوری سازمانی و استراتژی فعالیت میکند و دیدگاههای رادیکالی برای بازطراحی سازمانها ارائه میدهد. میکله زانینی، همکار همل، مدیر ارشد در موسسه Management Lab و از بنیانگذاران آن است که بر نوآوری در مدیریت تمرکز دارد. حضور و تخصص زانینی در تحلیل دادهها و ارائه نمونههای عملی باعث شده تا این کتاب بهعنوان منبعی کاربردی شناسایی شود. نگاهی عمیقتر به کتاب سازمان انسان سالار کتاب سازمان انسانسالار در چهار بخش و ۱۶ فصل نگارش شده است که هر فصل به جنبهای از نقد بوروکراسی و چگونگی ساخت سازمانهای انسانمحور میپردازد. ابتدای کتاب نویسندگان با زبانی صریح به سراغ دیوانسالاری و بوروکراسی میروند و استدلال میکنند که این سیستم، که به نظر میرسد در قرن نوزدهم برای نظم بخشیدن به سازمانهای بزرگ طراحی شده بود، اکنون به مانعی برای پیشرفت تبدیل شده است. از نگاه ایشان، بوروکراسی با قوانین خشک، سلسلهمراتب پیچیده و تمرکز بر انطباق، خلاقیت و انگیزه کارکنان را خفه میکند. همل و زانینی با ارائه آمارهایی تکاندهنده نشان میدهند که هزینههای بوروکراسی، از جمله کندی تصمیمگیری و کاهش بهرهوری، سالانه میلیاردها دلار به اقتصاد جهانی خسارت وارد میکند. آنها معتقدند که سازمانهای مدرن باید انسانیتر شوند و به جای کنترل، بر توانمندسازی افراد تمرکز کنند. آنها از شرکت Haier، غول لوازم خانگی چینی مثال میآورند که با حذف لایههای مدیریتی و تبدیل سازمان به شبکهای از تیمهای خودمختار کوچک (Micro-Enterprises) ، توانسته نهتنها سرعت نوآوری خود را افزایش دهد، بلکه رضایت کارکنان و مشتریان را نیز به طور قابلتوجهی بهبود بخشد. این بخش از کتاب پایهای برای بقیه کتاب فراهم میکند و خواننده را متقاعد میکند که تغییر ضروری است. در ادامه، همل و زانینی مفهوم انسانسالاری را معرفی میکنند و نشان میدهند که چگونه سازمانهایی که انسانمحور هستند، میتوانند عملکرد بهتری داشته باشند. به اعتقاد ایشان انسانسالاری به معنای ایجاد محیطی است که در آن کارکنان آزادی عمل، مسئولیتپذیری و فرصت نوآوری دارند. نویسندگان استدلال میکنند که چنین سازمانهایی نه تنها چابکترند، بلکه کارکنانشان نیز احساس ارزشمندی بیشتری میکنند و در ادامه به شرکت Nucor، تولیدکننده فولاد در آمریکا، اشاره میکنند که با تشویق کارکنان به آزمایش ایدههای جدید، حتی در خط تولید، توانسته بهرهوری خود را به طور چشمگیری افزایش دهد. کارگران درNucor آزاد هستند تا روشهای جدید تولید را امتحان کنند و حتی اگر ایدهای شکست بخورد، به جای تنبیه، بهعنوان فرصتی برای یادگیری دیده میشود. این بخش از کتاب به خواننده نشان میدهد که انسانسالاری مجموعهای از ارزشهای بههمپیوسته است که میتوانند فرهنگ سازمانی را متحول کنند. در فصل چهارم، چگونگی گذار از بوروکراسی به انسانسالاری مورد توجه قرار میگیرد. نویسندگان اذعان دارند که این تغییر آسان نیست، اما با کاهش لایههای مدیریتی، سادهسازی فرآیندها و ایجاد فرهنگ اعتماد میتوان آن را محقق کرد. آنها داستان شرکت W.L. Gore، تولیدکننده پارچه گورتکس، را مثال میزنند. این شرکت عناوین شغلی سنتی را حذف کرده و به جای آن، ساختار تیمی ایجاد کرده است که در آن کارکنان آزادند تا پروژههایی را انتخاب کنند که به آنها علاقه دارند. این رویکرد نه تنها نوآوری را تقویت کرده، بلکه باعث شده W.L. Gore به یکی از بهترین محلهای کار در جهان تبدیل شود. نویسندگان تأکید میکنند که این گذار نیازمند تعهد رهبران شرکتها به تغییر و پذیرش ریسک است. «اهمیت حس مالکیت» نیز از مهمترین عنانصر یک ساختار انسانسالار است. کتاب در این بخش به تجربه شرکت Morning Star، بزرگترین تولیدکننده محصولات گوجهفرنگی در



































