سفرنامه هامون، زهکلوت و ان حوالی
«کودکان و زنها، با لباسهای رنگارنگ، در اطراف کپرها دیده میشوند. تعدادی از آنها، با مشاهدهٔ کاروان ما، به سمت مدرسهٔ زهکلوت سرازیر میشوند و در فاصلهٔ دو متری میایستند و تماشا میکنند، اما خیلی زود، خواهرها، زنها را به صحبت میگیرند و برادرها هم که بیشتر معلم بودند، بچهها را. زمانی نمیگذرد که برای ایجاد پیوند بیشتر با بچهها، مقدمات بازی فراهم میشود.
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- زندگینامه و خاطرات
- شناسه کالا
- kj-334636
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از سوره مهر
مشاهدهی همهتوضیحات
«کودکان و زنها، با لباسهای رنگارنگ، در اطراف کپرها دیده میشوند. تعدادی از آنها، با مشاهدهٔ کاروان ما، به سمت مدرسهٔ زهکلوت سرازیر میشوند و در فاصلهٔ دو متری میایستند و تماشا میکنند، اما خیلی زود، خواهرها، زنها را به صحبت میگیرند و برادرها هم که بیشتر معلم بودند، بچهها را. زمانی نمیگذرد که برای ایجاد پیوند بیشتر با بچهها، مقدمات بازی فراهم میشود. ابتدا توپی که همراه آوردهایم، به وسط انداخته میشود، با این گمان که اینجا هم تهران یا یکی از شهرهای مشابه است که تب فوتبال در بین بچهها بالا باشد و با دیدن توپی گِرد و زمینی صاف همه چیز فراموششان بشود و زود به فکر «یارکشی» بیفتند، اما در همان لحظههای اول میبینیم که پاهای برهنه و لاغر این بچهها با توپ بیگانه است و توپ را به گوشهای پرت میکنند. روی زمین دایرهای رسم میشود و بازی گانیه شروع میشود، که در این بازی، آنها بهتر از فوتبال خود را نشان میدهند، و هنوز نیم ساعتی نمیگذرد که صدای خندهٔ شادمانهٔ بچههای پابرهنهٔ زهکلوتی در میان درختها میپیچد.»



































