شاهزاده ی هامبورگ
۲۲۸
صفحه
۱۴۰۱
سال چاپ
رقعی
قطع
شاهزادهی هامبورگ اثر هاینریش فون کلایست ترجمهی محمد اوحدی حائری دربارهی شاهزادهی هامبورگ: «شاهزادهی هامبورگ» آخرین و از نظر برخی از اهل فن، مهمترین و تکنیکیترین نمایشنامهی اوست که با فرمی نظرگیر و با ابتکارات زبانی، پیچیدگیهای سیاسی و نافرمانی مدنی در راه پیروزی یک ملت را با به چالش کشیدن مفاهیم قراردادی سیاسی، نظامی، قضایی و اخلاقی اعم از اخلاق در
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-551032
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۳۶۷۷۶۹۲
- تعداد صفحه
- ۲۲۸
- قطع
- رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۱
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیماژ
مشاهدهی همهتوضیحات
شاهزادهی هامبورگ اثر هاینریش فون کلایست ترجمهی محمد اوحدی حائری دربارهی شاهزادهی هامبورگ: «شاهزادهی هامبورگ» آخرین و از نظر برخی از اهل فن، مهمترین و تکنیکیترین نمایشنامهی اوست که با فرمی نظرگیر و با ابتکارات زبانی، پیچیدگیهای سیاسی و نافرمانی مدنی در راه پیروزی یک ملت را با به چالش کشیدن مفاهیم قراردادی سیاسی، نظامی، قضایی و اخلاقی اعم از اخلاق در ساحت عمومی و خصوصی به نمایش میگذارد. چیستی عدالت در بافت قدرت حاکمان یکی از مفاهیم محوری در تمامی آثار کلایست است که آخرین اثر او نیز از آن مستثنی نیست. یادداشت مترجم: هاینریش فون کلایست به دنیا آمد. زندگی کرد و مرد! مشهورترین نمایشنامهی این نویسندهی قالبگریز و قالبستیز، با نام «شاهزادهی هامبورگ» به سال 1821 و حدود ده سال پس از خودکشی کلایست منتشر شد و از آن زمان به یکی از مهمترین متون ادبی در تاریخ هنرهای نمایشی و ادبیات تبدیل شد که الهامبخش خلق رسالهها و آثار متعدد هنری دیگر شده است. فارغ از زندگی پر فراز و نشیب او، نزاع بیپایانش با ناپلئون، اختلافش با هگل و برخوردهای چالشبرانگیزش با گوته و سایر بزرگان ادب و اندیشه در قرن هجدهم میلادی، کلایست در حیات کوتاه خود، هشت نمایشنامه نوشت. دربارهی نویسنده: برنت هاینریش ویلهلم فون کلایست (زاده ۱۸ اکتبر ۱۷۷۷ درگذشته ۲۱ نوامبر ۱۸۱۱) یک شاعر، نمایشنامهنویس، رماننویس اهل آلمان بود. در خانوادهای نظامی-پروسی، در شهر فرانکفورت بر ساحل رود اُدِر به دنیا آمد. او در سال ۱۷۸۸، پس از مرگ پدرش، به برلین رفت و آنجا در یک دبیرستان فرانسوی به تحصیل ادامه داد. شانزده ساله بود که به استخدام هنگ شهر پُتسدام درآمد و بر ضد جمهوری نوپای فرانسه شرکت کرد. در ۱۷۹۹ از خدمت ارتش که در چشمش منفور بود، استعفا داد و در شهر زادگاه خود به تحصیل در رشتهٔ فلسفه، فیزیک و ریاضیات پرداخت. او سال ۱۸۰۳ به شهر وایمار رفت و در این کانون ادبی روزگار خود با ویلند و گوته آشنا شد. برشهایی از «شاهزادهی هامبورگ»: با آن موهای بور و چشمانی آبی، حتی فرصت نکرد که بهصراحت عذرخواهی کند و بگوید: «التماس میکنم» بخشش از فردی سر میزند که دلی به وسعت و پذیرندگی زمبن دارد و شما با این چنین قلبی نباید او را با پا پس بزنید! کافی است به قلب خود مراجعه کنید تا همچون مادری، او را در بر خود گرفته و بگویید:«بیا، غمگین مباش. تو بهاندازهی وفاداریای که به خرج دادی، عزیز من هستی!»



































