پرش به محتوای صفحه

شهر در تسخیر مرده‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۹۲

صفحه

۱۴۰۲

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

چارلی کریستین دوازده‌ساله یک كارآگاه مادرزاد است و حالا فرصتی پیدا كرده كه توانایی‌هایش را ثابت كند. دادگاه خون‌آشامان كه در برزخ مرگ و زندگی مستقر است، حكم به این داده كه كارآگاه مرده، هنک كین، در شهر گلاسگو، محل زندگی چارلی، با جنایتكاران مبارزه كند و از آنجا كه هنک برای حلّ شرافتمندانه‌ی پرونده‌های جنایی آدم مورد اعتمادی نیست، قرار شده كه دستیاری داشته با

۱۶۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
علمی‌تخیلی و فانتزی
شناسه کالا
kj-120953
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۶۳۷۲۴۸
تعداد صفحه
۹۲
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۴۰۲

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از فلیکس بوگارت

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از هرمس

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی پژمان طهرانیان

مشاهده‌ی همه

توضیحات

چارلی کریستین دوازده‌ساله یک كارآگاه مادرزاد است و حالا فرصتی پیدا كرده كه توانایی‌هایش را ثابت كند. دادگاه خون‌آشامان كه در برزخ مرگ و زندگی مستقر است، حكم به این داده كه كارآگاه مرده، هنک كین، در شهر گلاسگو، محل زندگی چارلی، با جنایتكاران مبارزه كند و از آنجا كه هنک برای حلّ شرافتمندانه‌ی پرونده‌های جنایی آدم مورد اعتمادی نیست، قرار شده كه دستیاری داشته باشد و آن دستیار با آموزش‌های او در این پرونده‌ها نقش كارآگاه را ایفا كند، و این شخص كسی نیست جز چارلی كریستین. بخشی از متن: چارلی گفت: «مرگ همیشه یك كلكی توی كارش هست. حالا چرا این بار به نظرت این قدر عجیب می‌­آید؟» هنك جواب داد: «كلك‌­های مرگ همیشه مربوط است به پول و كاسبی. ولی حالا دیگر قرار نیست كه من كسی را از نان خوردن بیندازم. یك چیزی به من می­‌گوید كه مرگ این بار پایش را فراتر گذاشته. یك چیزی به من می­‌گوید كه كنترل اوضاع شهر از دستش خارج شده و ما باید بفهمیم كه چه اتفاقی افتاده. در ضمن نباید به مرگ بگوییم كه این پرونده را دست گرفته­‌ایم،‌ باشه؟» چارلی و آنی به نشانه‌ی تأیید سر تکان دادند، گر چه کمی نگران بودند. هنک از اینکه آن‌طور با دستیارانش رک و راست حرف می‌زد حس خوبی نداشت، اما آن‌ها آدم‌های زنده بودند؛ پس هنوز مثل مرده‌ها که کاملاً وابسته‌ی مرگ بودند، اختیارشان دست مرگ نبود.

۱۶۰٬۰۰۰تومان