ادبیات و داستانموجود
شهر موسیقیدان های سپید (چریکه کوهستان)
۸۳۶
صفحه
۱۴۰۰
سال چاپ
رقعی
قطع
گالینگور
نوع جلد
درباره کتاب شهر موسیقیدانهای سپید رمانی است دربارهی هنرمندان و دربارهی ادبیات و موسیقی و شعر و حقیقت در جهانی ضدانسانی، درعینحال رمانی دربارهی عشق و عدالت است؛ اثری همچون موزهی یادآوری خاطرات برای قربانیان جنگهای کُرد. مانیفستی است دربارهی نیروی زندگی و نیروی شعر. این اثر اثبات میکند که بختیار پدیدهی استثنایی ادبیات معاصر است. نویسندهای که قلم و ج
۸۸۰٬۰۰۰تومان
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-300020
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۴۰۵۰۱۵۹
- تعداد صفحه
- ۸۳۶
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- گالینگور
- وزن
- ۷۲۸ گرم
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۰
دیدگاههای کاربران
۰ از ۵ · ۰ دیدگاه
کتابهای بیشتر از ثالث
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی مریوان حلبچه ای
مشاهدهی همهتوضیحات
درباره کتاب
شهر موسیقیدانهای سپید رمانی است دربارهی هنرمندان و دربارهی ادبیات و موسیقی و شعر و حقیقت در جهانی ضدانسانی، درعینحال رمانی دربارهی عشق و عدالت است؛ اثری همچون موزهی یادآوری خاطرات برای قربانیان جنگهای کُرد. مانیفستی است دربارهی نیروی زندگی و نیروی شعر. این اثر اثبات میکند که بختیار پدیدهی استثنایی ادبیات معاصر است. نویسندهای که قلم و جنون روایتش و پیچوخمهای نوشتههایش تحتتأثیر هیچ مکتب ادبی خاصی نیست. اگر بخواهیم این اثر را با اثری از ادبیات آلمانی مقایسه کنیم من آن را در کنار دکتر فاوستوس توماس مان قرار میدهم. اما این دکتر فاوستوس کُرد بسیار متفاوت است، بسیار زندهتر و بسیار غمگینتر است.
اشتفان وایدنر
موسیقیدانها باید در زمان جنگ هم موسیقیدان باقی بمانند. کسی که بهدنبال آهنگی جاودانه میگردد، نباید خسته شود. جنگ و مرگ و درد همیشه بوده و خواهد بود. موسیقیدان درون روح ما هم باید همیشه باشد، این موسیقیدان درون ما موجودی مستقل از هستی نیست. او در دل این جنگ هم حضور دارد. دفینهای که او دنبالش میگردد، در یکی از پستی و بلندیهای تاریک همین دنیاست. موسیقی نمیتواند ما را از این دود و ویرانی نجات دهد. موسیقی خودش در دل این ویرانههاست، باید از همینجا بگذرد، چارهی دیگری ندارد، موسیقیدان باید بتواند در دوزخ هم زندگی کند. من سالهای سال سودای این را داشتم که موسیقی را از دنیا و ستیزها و خرابیهایش دور نگه دارم؛ نگذارم آهنگ دود در گلوی فلوتم برود، اجازه ندهم این زمینلرزههای بزرگ دست مرا بلرزاند، اما نمیشود. وقتی هوای پاک در زمین نیست، موسیقیدان باید بپذیرد که از زهر هم موسیقی بسازد.

















































