پرش به محتوای صفحه

شکاف اعتماد به نفس

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

کتاب شکاف اعتماد به نفس به این پرسش مهم زندگی پاسخ می دهد: اگر فقط اندکی بیشتر اعتمادبه نفس داشتید، زندگی‌تان چه تغییری می کرد؟ این کتاب قوانین رشد و تحول بشر را می آموزد و توضیح می‌دهد که شکاف اعتماد به نفس چگونه به وجود آمده است. 🎧این کتاب به همراه CD کتاب صوتی ارائه شده است 🎧 ————– برش‌هایی از کتاب شکاف اعتماد به نفس: برش اول: کلمه موفقیت برایتان چه معن

۷۷۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
عزت نفس و اعتمادبه‌نفس
شناسه کالا
kj-023669

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از سحر محمدی

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از دکتر راس هریس

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از سایه سخن

مشاهده‌ی همه

توضیحات

کتاب شکاف اعتماد به نفس به این پرسش مهم زندگی پاسخ می دهد: اگر فقط اندکی بیشتر اعتمادبه نفس داشتید، زندگی‌تان چه تغییری می کرد؟ این کتاب قوانین رشد و تحول بشر را می آموزد و توضیح می‌دهد که شکاف اعتماد به نفس چگونه به وجود آمده است. 🎧این کتاب   به همراه  CD  کتاب صوتی    ارائه شده است  🎧 ————– برش‌هایی از کتاب شکاف اعتماد به نفس: برش اول: کلمه موفقیت برایتان چه معنایی دارد؟ وقتی می‌شنوید “او خیلی موفق است” یا “او به موفقیت رسیده است” چه چیزی به ذهن‌تان خطور می‌کند؟ جامعۀ ما موفقیت را با چگونگی دستیابی به اهداف تعریف می‌کند: شهرت، ثروت، مقام و احترام اجتماعی، خانۀ بزرگ، خودروی لوکس، شغل معتبر و درآمد هنگفت. وقتی انسان‌ها به این هدف‌ها دست می‌یابند، جامعه به آن‌ها برچسب افراد “موفق” می‌زند؛ اما اگر به این تعریف رایج از موفقیت معتقد باشیم، خودمان را در دام  رنج‌های غیرضروری  انداخته‌ایم. چگونه؟ خب این دیدگاه نسبت به موفقیت، ما را به صورتی اجتناب‌ناپذیر به سمت  زندگی‌هدف‌دار  می‌کشاند؛ زندگی‌ای که در آن همواره برای دستیابی به هدف بعدی در تلاشیم. توهم موجود این است: “وقتی به این هدف دست پیدا کنم، آن‌گاه فردی موفق خواهم بود”. بنابراین از شما دعوت می‌کنم به تعریف کاملاً متفاوتی از موفقیت توجه کنید: “موفقیت واقعی، زندگی کردن بر اساس ارزش‌هاست”. چنین تعریفی زندگی را بسیار راحت‌تر می‌کند. چرا؟ زیرا همواره و در هر زمان می‌توانیم بر اساس ارزش‌هایمان اقدام کنیم؛ حتی اگر سالیان سال آن‌ها را نادیده گرفته باشیم. هنگامی که تعریف ما از موفقیت، زیستن بر اساس ارزش‌ها می‌شود، یعنی همین الان هم می‌توانیم موفق باشیم؛ فقط باید بر اساس ارزش‌هایمان اقدام کنیم. بر این اساس، مادری که شغلش را رها می‌کند و بر اساس ارزش‌هایش به پرورش و حمایت از فرزندانش می‌پردازد، بسیار موفق‌تر از مدیر عاملی است که درآمد میلیونی دارد، اما ارزشِ در دسترس بودن برای فرزندانش را نادیده می‌گیرد. ———————— برش دوم: ماهی و قلاب آیا تا به حال ماهی را در حال تلاش برای رها شدن از قلاب ماهیگیری دیده‌اید؟ صرف‌نظر از اینکه چقدر سخت تلاش کند، کوشش او بیهوده است. هنگامی‌که قلاب را ببلعد، دیگر توانایی از قلاب درآوردن خودش را ندارد. در  ACT ، به جای استفاده از واژه‌ی تخصصی «ترکیب » (Fusion) ، اغلب از «به قلاب افتادن» توسط افکارمان صحبت می‌کنیم. ذهن ما مدام پشت هم برایمان فکر پرتاب می‌کند، و از ما دعوت می‌کند که «طعمه را بگیریم». اگر فریب بخوریم، به قلاب می‌افتیم؛ به طور کامل با افکارمان درآمیخته می‌شویم و آن‌ها نفوذ زیادی بر اقدامات ما می‌گذارند. در زیر بخشی از افکار رایجی که ما را به قلاب می‌اندازند و ما را از رسیدن به آن‌چه که برای ما مهم‌اند دور می‌کنند را عنوان می‌کنیم. «من هیچ انگیزه‌ای ندارم»، «من هیچ انضباطی ندارم»، «من اراده ندارم»، «مشغله‌ام زیاده»، «خیلی خسته‌ام»، «من وقت ندارم»، «انرژی ندارم»، «هفته‌ی بعد شروع می‌کنم»، «من شکست می‌خورم، این وقت تلف‌کردنه»، «من دارم خودم رو فریب می‌دم»، «من اونچه که لازمه رو ندارم»، «آماده نیستم»، «خیلی سخته»، «من به تمرین بیشتری نیاز دارم»، «باید در این مورد کتاب‌های بیشتری بخونم»، «من به آماده‌سازی بیشتری نیاز دارم»، «بقیه‌ی افراد مجبور نیستند که این سختی رو تحمل کنند»، «نباید انقدر سخت باشه»، «من خیلی مضطربم»، و «هر وقت که خواستم تغییر کنم همیشه شکست خوردم، پس چرا باید این‌بار متفاوت باشه؟». من می‌توانم به‌راحتی چند صفحه‌ی دیگر را هم با افکار و باورهایی در همین زمینه پر کنم. ذهن ما واقعاً در تولید دلایلی که ما نمی‌توانیم کارهایی که برایمان مهم‌اند را انجام دهیم، ماهر است. بنابراین، در  ACT ، ما تمام این افکار را تحت عنوان «دلیل‌تراشی» مطرح می‌کنیم. دسته‌های مختلفی از دلیل‌تراشی وجود دارد، اما این‌ها چهار گروه رایج آن هستند: موانع: ذهن ما به تمام موانع و سختی‌هایی که در مسیرمان قرار دارد اشاره می‌کند. خودقضاوت‌گری‌ها: ذهن‌مان تمام آن کارهایی را که ما در آن‌ها خوب عمل نمی‌کنیم را به ما خاطرنشان می‌کند. مقایسه‌ها: ذهن ما به طور نامنصفانه‌ای ما را با دیگرانی که از ما بهتر به نظر می‌رسند، یا بااستعدادترند، مقایسه می‌کند. پیش‌بینی‌ها: ذهن ما شکست‌ها، طردها یا سایر نتایج ناخوشایند را پیش‌بینی می‌کند. ————————- برش سوم: چهار گام در چرخۀ اعتماد به نفس: اگر می‌خواهیم در انجام کاری خوب عمل کنیم، بایستی چهار گام چرخۀ اعتمادبه‌نفس را طی کنیم. گام اول: تمرین مهارت‌ها خیلی ساده می‌توان گفت که اگر می‌خواهیم در هر کاری اعتماد به نفس داشته باشیم، باید مکرراً آن را تمرین کنیم. گام دوم: به کارگیری مؤثر مهارت‌ها تمرین مهارت‌ها لازم است اما کافی نیست. باید مهارت‌هایما

۷۷۰٬۰۰۰تومان