سربازان نیار
«برای کارگری و برداشت سیبزمینی، سر زمین مردم میرفتم و هر روز چند تومانی میگرفتم. بایرام هم سر کار میرفت. پس از برداشت محصول و آماده شدن زمین برای کاشت دوباره، آن را شخم میزدند. بچهها پشت سر تراکتور میرفتند و سیبزمینیهای جامانده را برای خودشان برمیداشتند. یکی از کشاورزان محصولش را برداشته بود و زمینش را شخم میزد. با خودم گفتم: “بهتره منم برم و برای
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- تاریخ
- شناسه کالا
- kj-993349
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از سوره مهر
مشاهدهی همهتوضیحات
«برای کارگری و برداشت سیبزمینی، سر زمین مردم میرفتم و هر روز چند تومانی میگرفتم. بایرام هم سر کار میرفت. پس از برداشت محصول و آماده شدن زمین برای کاشت دوباره، آن را شخم میزدند. بچهها پشت سر تراکتور میرفتند و سیبزمینیهای جامانده را برای خودشان برمیداشتند. یکی از کشاورزان محصولش را برداشته بود و زمینش را شخم میزد. با خودم گفتم: “بهتره منم برم و برای خودمون سیبزمینی جمع کنم.” وقتی رسیدم، دیدم تراکتور شخم میزند و چند نفر گونی به دست، سیبزمینیهای بیرون آمده را برمیدارند. پشت سر آنها رفتم. زمین را میجوریدم و ته مانده سیبزمینیها را داخل گونی میریختم. حدود دو کیلویی جمع کرده بودم که دیدم صاحب زمین دارد میآید. از کنار بچهها گذشت و یکراست به طرفم آمد.»



































