تاریک ماه
تاریک ماه روایت آوارگی و دلدادگیست، ساحت فراق و هجرت و هجران است. راوی رمان، یاغی سرگردانی است. مستاصل در شنزارها و کوههای جنوب، مردی عاشقپیشه که در مواجهه با سرشت و سرنوشتی محتوم نمیتواند بر تقدیر تلخ و طبیعت تفیده فائق آید. میرجان نه اسطوره است و نه قهرمان، نه اهل رشادت و شجاعت است و نه در پی شهسواری و ستایش. میرجان ضد اسطوره است، ضد قهرمان، با همان سر
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-082109
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیماژ
مشاهدهی همهتوضیحات
تاریک ماه روایت آوارگی و دلدادگیست، ساحت فراق و هجرت و هجران است. راوی رمان، یاغی سرگردانی است. مستاصل در شنزارها و کوههای جنوب، مردی عاشقپیشه که در مواجهه با سرشت و سرنوشتی محتوم نمیتواند بر تقدیر تلخ و طبیعت تفیده فائق آید. میرجان نه اسطوره است و نه قهرمان، نه اهل رشادت و شجاعت است و نه در پی شهسواری و ستایش. میرجان ضد اسطوره است، ضد قهرمان، با همان سرگردانیهای اودیسهوار، در موقعیتی به تمامی هیچاهیچ. مخاطبان و منتقدان، تاریک ماه را از رمانهای قابل تامل سالهای اخیر و همچنین داوران جایزهی هفت اقلیم آن را شایستهی عنوان رمان برگزیده سال 93 دانستهاند. برشی از رمان را مهمان ما باشید: سر اجاق نشسته بودی، گفتم:«این چه کاری بود که تو کردی گراناز؟» سرت را انداختی پایین:«زنان بسیاری بیوه میشدند، بچههای زیادی یتیم.» گفتم:«میروم.» گفتی:«بمان» گفتم:«که جگرسوزم کنی؟» گفتم:«که نابودم کنی؟ خوارم کنی؟» گفتی:«تو دیگر کمر نمیبندی، نابود شدی، دست خودم نبود.» گفتم:«چه کردی؟ با من دربهدر غریب تو چه کردی؟» گفتی:«مرد متواری گریه نمیکند.» #تاریک ماه #منصور علیمرادی



































