طراحی سازمان
۳۵۲
صفحه
رامین مهری
نوع جلد
نگاهی کلی به کتاب کتاب «طراحی سازمان: درک عمیقی از سازماندهی در هفت الگو» نوشته هنری مینتزبرگ، در سال 2023 منتشر شده. مینتزبرگ، یکی از برجستهترین کارشناسان و اساتید حوزه مدیریت و سازمان در دنیا است که به دلیل دیدگاههای نوآورانه و انتقادیاش در این دو حوزه شناخته میشود. کتاب طراحی سازمان، چکیدهای از پنجاه سال پژوهش عمیق این استاد برجسته مدیریت درباره جری
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-342325
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۷۰۸۹۴۷۹
- تعداد صفحه
- ۳۵۲
- نوع جلد
- رامین مهری
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از آریانا قلم
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی سید حسین جلالی
مشاهدهی همهتوضیحات
نگاهی کلی به کتاب کتاب «طراحی سازمان: درک عمیقی از سازماندهی در هفت الگو» نوشته هنری مینتزبرگ، در سال 2023 منتشر شده. مینتزبرگ، یکی از برجستهترین کارشناسان و اساتید حوزه مدیریت و سازمان در دنیا است که به دلیل دیدگاههای نوآورانه و انتقادیاش در این دو حوزه شناخته میشود. کتاب طراحی سازمان، چکیدهای از پنجاه سال پژوهش عمیق این استاد برجسته مدیریت درباره جریانها، انواع ساختار، و نیروهای بنیادین شکلدهنده سازمانها است که با زبانی ساده، بسیار عمیق و همراه با طنز خاص او نوشته شده است. هدف اصلی کتاب، ارائه چارچوبی جامع برای درک سازمانها بهعنوان سیستمهای زنده و پویاست که نه تنها از نمودارهای ساختاری، بلکه از افراد، فرهنگ و تعاملات محیطی تشکیل شدهاند. مینتزبرگ وظیفه خود را رویکردی غیرکلیشهای به تعریف، طبقهبندی و هدایت سازمانها میداند، تا ما را به فهم عمیقتر و بومیتر از این «موجودات عحیب» که از تولد تا مرگ با آنها سر و کار داریم برساند. او در کتاب ابراز امیدواری میکند که نوشتههایش به خواننده کمک کرده باشد تا خود را از اصول بدیهی سازماندهی رها کرده باشد و بتواند در آینده سازمانهای بهتری طراحی کند. مینتزبرگ با معرفی مفهوم «هفت»، سازمانها را از زوایای مختلفی همچون شکل و نیروهای اثرگذار بر آنها بررسی میکند و به مدیران، پژوهشگران و دانشجویان کمک میکند تا پیچیدگیهای سازمانی را بهتر درک کنند و ساختارهایی مؤثر طراحی کنند. این اثر از رویکردهای سنتی و سادهانگارانه در مدیریت انتقاد میکند و بر اهمیت انطباق با زمینههای محیطی و انسانی تأکید دارد. وی استدلال میکند که هیچ الگوی واحدی برای تمامی سازمانها کارآمد نیست؛ بلکه هر سازمان برحسب ماهیت، محیط، مأموریت و مرحله رشد خود از عناصر یا ترکیبی از این ساختارها بهره میبرد و گذار از یک شکل به شکل دیگر گاه ضروری و حتی اجتنابناپذیر است. این انعطاف مفهومی و مشاهده دقیق بستر عملی سازمانها نقطه تمایز نظریه مینتزبرگ با مدلهای خشک و کلاسیک مدیریت است. کمی عمیقتر مینتزبرگ در این کتاب، سازمان را بهعنوان سیستمی زنده معرفی میکند که فراتر از نمودارهای سازمانی و قوانین خشک عمل میکند. او استدلال میکند که سازمانها برای هماهنگی فعالیتهای انسانی، تخصیص منابع و حل مسائل پیچیده به وجود میآیند، اما اگر بیش از حد بوروکراتیک یا غیرمنعطف شوند، ممکن است از هدف اصلی خود دور شوند. نویسنده بر این باور است که قلب هر سازمان، هماهنگی است و مکانیزمهای مختلفی مانند نظارت مستقیم، استانداردسازی فرآیندها، مهارتها و خروجیها، و همچنین هماهنگی از طریق فرهنگ و هنجارها، میتوانند این هماهنگی را ایجاد کنند. به اعتقاد او، انتخاب سازوکار مناسب به نوع سازمان و محیط آن بستگی دارد، و این انتخاب میتواند سلامت و پویایی سازمان را تضمین کند. او در این کتاب به هفت الگو از سازمان اشاره میکند و در همان حال، هفت نیروی اصلی موثر در سازمانها را هم برای خواننده معرفی میکند. هفت الگو سازمان در نظریه مینتزبرگ سازمان شخصی ماشین برنامهریزیشده مجمع حرفهای پیشگام پروژه ساختار بخشی سازمان همبسته آوردگاه سیاسی هفت نیروی سازماندهنده نیز از نظر مینتزبرگ عبارتند از: کارایی مهارت/تخصص یکپارچگی همکاری و مشارکت نفوذ فرهنگ گسترش جداسازی تحمیل تعارض بیایید ابتدا نگاهی خیلی گذرا به تعدادی از این ساختارها و نیروها بیندازیم و بعد ارتباطشان را در مفهوم سازمان پیدا کنیم؛ یعنی همان چیزی که مینتزبرگ به زیبایی و سادگی و در همان حال عمقی متناسب، آنرا در کتابی که در دست دارید در ۳۵۰ صفحه شفافسازی میکند و از خواننده معمولی، یک کارشناس خبره و آگاه به نقاط قوت و ضعف هر سازمانی که با آن سر و کار داشته باشد، میسازد و تحویل میدهد. اول برویم سراغ برخی از نیروها: بهعنوان مثال مینتزبرگ در توصیف نیروی همکاری تأکید میکند که همکاری واقعی زمانی شکل میگیرد که افراد در سازمان احساس تعلق و هدف مشترک داشته باشند. او از فرهنگهای سازمانی بیش از حد رقابتی انتقاد میکند و معتقد است که رقابت، اگرچه میتواند نوآوری را تحریک کند، در صورت افراط به تفرقه و ناکارآمدی منجر میشود. نویسنده پیشنهاد میکند که سازمانها باید تعادلی بین رقابت و همکاری برقرار کنند تا از مزایای هر دو بهرهمند شوند. نیروی فرهنگ، از نگاه مینتزبرگ، نیرویی است که میتواند رفتارها و تصمیمات را هدایت کند و سازمان را متحد سازد، اما اگر بیش از حد قوی یا غیرمنعطف شود، ممکن است مانع تغییر و نوآوری شود. در ادامه این بحث، نویسنده به نیروی تحمیل تعارض میپردازد و آن را نه بهعنوان یک رویداد مقطعی، بلکه بهعنوان فرآیندی مداوم و ارگانیک معرفی میکند که باید در تاروپود سازمان تنیده شود. او ا





































