سه شنبه ها با موری

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۱۸۱

صفحه

۱۴۰۲

سال چاپ

رقعی

قطع

کتاب سه‌شنبه‌ها با موری نوشتۀ میچ آلبوم ترجمۀ زهرا کمالی دهقان گزیده ای از متن کتاب برنامۀ درس آخرین کلاس زندگی استاد پیر من هفته‌ای یک بار در منزل او تشکیل می‌گردید، در کنار پنجره‌ای در اتاق مطالعۀ او، تا بتواند از آنجا بوتۀ کوچک بامیه را با برگ‏های صورتی رنگش تماشا کند. کلاس، روزهای سه‌شنبه و بعد از صرف صبحانه تشکیل می‌شد. موضوع درس ما معنای زندگی بود. است

۱۲۵٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-825722
شابک
۱۴۰۲۰۲۰۵۰۱
تعداد صفحه
۱۸۱
قطع
رقعی
سال انتشار شمسی
۱۴۰۲

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب مرگ یک دست سفیدمی پوشد

ابراهیم عادل

نگاه

۱۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سی وسه پل، چهارونیم اکتاو
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان عبدالرزاق اصفهانی

وحید دستگردی، عبدالرزاق جمال الدین اصفهانی

نگاه

۱٬۸۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه اشعار سید علی صالحی (دفتر دوم، بازسرایی ها)
۱٬۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گزیده اشعار نادر نادرپور

نادر نادرپور، پوپک نادرپور

نگاه

۴۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب در حال کندن پوست پیاز

گونتر گراس، جاهد جهانشاهی

نگاه

۵۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حسین منزوی ( شعر زمان ما 14)

حسین منزوی، فیض شریفی

نگاه

۵۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نیما یوشیج ( شعر زمان ما 5)

نیما یوشیج، محمد حقوقی

نگاه

۳۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نصرت رحمانی ( شعر زمان ما 11)

نصرت رحمانی، فیض شریفی

نگاه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بارون درخت نشین – چشم و چراغ 29

ترجمه‌ی مهدی سحابی

نگاه

۶۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شازده کوچولو| شومیز

احمد شاملو

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بعد از تاریکی

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی علی حاجی قاسم

نگاه

۲۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نامه به پدر

نشده

ترجمه‌ی الهام دارچینیان

نگاه

۲۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شاهکار

امیل زولا

ترجمه‌ی على اکبر معصوم بیگى

نگاه

۱٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سردخانه

علی کاکاوند

نگاه

۲۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کلمات ساده عشق عاشقانه های برتر جهان

فریده حسن زاده، یاروس لاو سایفرت

نگاه

۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کافکا در ساحل -چشم و چراغ 54

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی گیتا گرکانى

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب سه‌شنبه‌ها با موری نوشتۀ میچ آلبوم ترجمۀ زهرا کمالی دهقان گزیده ای از متن کتاب برنامۀ درس آخرین کلاس زندگی استاد پیر من هفته‌ای یک بار در منزل او تشکیل می‌گردید، در کنار پنجره‌ای در اتاق مطالعۀ او، تا بتواند از آنجا بوتۀ کوچک بامیه را با برگ‏های صورتی رنگش تماشا کند. کلاس، روزهای سه‌شنبه و بعد از صرف صبحانه تشکیل می‌شد. موضوع درس ما معنای زندگی بود. استاد آنچه را به تجربه می‌دانست، درس می‌داد. نمره‌ای در کار نبود، اما هر هفته امتحان شفاهی داشتیم. انتظار این بود که به پرسش‌ها پاسخ دهی و به سهم خود سؤالاتی مطرح کنی. البته انجام دادن گهگاهی حرکات جسمانی هم بخشی از کار بود. مثلاً لازم می‌شد که سر استاد روی بالش جابه‌جا شود تا در حالت راحتی قرار بگیرد، تنظیم  عینک روی بینی استاد هم وظیفه‌ای دیگر بود. بوسیدن استاد به وقت خداحافظی اعتبار دیگری بود که به پایت نوشته می‌شد. به کتابی نیاز نبود. با این حال موضوعات مختلفی مطرح می‌شد، موضوعاتی از قبیل عشق، کار، جامعه، خانواده، پیر شدن، بخشودن و سرانجام مرگ. آخرین درس استاد کوتاه و خلاصه بود، در حد چند کلمه. به جای مراسم فارغ التحصیلی، مراسم تدفین او برگزار شد. با آنکه امتحان نهایی در کار نبود، قرار بر این شده بود که از آنچه آموخته بودی رساله‌ای مفصل بنویسی. حاصل کار کتابی است که می‌خوانید. آخرین کلاس استاد پیر من تنها یک دانشجو داشت. و آن دانشجو من بودم. اواخر بهار سال 1979 است، بعد از ظهر شنبه‌ای داغ و شرجی. صدها نفر از ما کنار هم روی صندلی‌های چوبی به ردیف شده، در چمن محوطه اصلی دانشگاه می‌نشینیم. رداهای بلند آبی رنگ از جنس نایلون پوشیده ایم و با بی صبری به خطابه‌های مفصل گوش می‌دهیم. وقتی مراسم تمام می‌شود، کلاه هایمان را به هوا پرتاب می‌کنیم. حالا فارغ التحصیلان رسمی دانشکده هستیم، گروه ارشد دانشگاه براندیس در شهر والتام ایالت ماساچوست. برای بسیاری از ما، دوران کودکی به پایان رسیده است. کمی بعد، استاد مورد علاقه‌ام موری شوارتز را پیدا می‌کنم، او را به پدر و مادرم معرفی می‌کنم. مرد ریزاندامی است با گام‏های کوتاه که گویی اگر باد تندی بوزد، او را به روی ابرها پرتاب می‌کند. با آن ردای رسمی استادی، حالتی روحانی را به نمایش می‌گذارد، نمودی از پری دارد. چشمانش به رنگ سبز و آبی شفاف است، با موهایی نقره‌ای رنگ که تا روی پیشانی‌اش را پوشانده است؛ گوش‏های بزرگ، بینی مثلثی شکل و ابروانی خاکستری. با آنکه دندان‏هایش کج و کوله است و دندان‏های پایینی‌اش به عقب کج شده است __ چنان‏که گویی روزگاری کسی با مشت بر آنها کوبیده باشد __ وقتی لبخند می‌زند، خیال می‌کنی بامزه‌ترین لطیفۀ جهان را برایش تعریف کرده‌ای. دربارۀ طرز درس خواندن من با پدر و مادرم حرف می‌زند. به آنها می‌گوید: «پسر فوق‌العاده‌ای دارید.» من خجالت‏زده به پاهایم نگاه می‌کنم. قبل از خداحافظی هدیه‌ای به استاد می‌دهم، یک کیف چرمی که حرف اول نام او را بر آن حک کرده ام. آن را روز قبل از یک مرکز خرید تهیه کردم. نمی‌خواستم او را فراموش کنم. شاید هم نمی‌خواستم او مرا فراموش کند. استاد می‌گوید: «میچ، تو یکی از آن خوب‏ها هستی.» و بعد در مقام تعریف از کیف حرف می‌زند. آنگاه مرا در آغوش می‌گیرد. دست‏های نحیف و نازکش را بر پشت خودم احساس می‌کنم. از او بلندتر هستم. وقتی دست‏هایم را می‌گیرد، احساس غریبی پیدا می‌کنم، احساس می‌کنم از او پیرتر هستم، انگار من پدر و او فرزند است. می‌پرسد آیا تماسم را با او حفظ می‌کنم و من جواب می‌دهم: «بله،حتما.» وقتی از من دور می‌شود، می‌بینم که چشمانش از اشک پر شده است و گریه می‌کند. موضوع درس حکم مرگ او در تابستان 1994صادر شد. موری از مدت‏ها قبل انتظار داشت اتفاق ناخوشایندی بیفتد. او این را از روزی می‌دانست که رقصیدن را برای همیشه کنار گذاشت. استاد پیر من همیشه می‌رقصید. موسیقی اهمیتی نداشت. او به همه نوعش راضی بود. همه را دوست داشت. چشمانش را می‌بست و با لبخندی شیرین به آهنگ موزون می‌رقصید. رقصش همیشه هم زیبا نبود. اما نگران این هم نبود که کسی با او برقصد. موری به تنهایی می‌رقصید. او سابقاً چهارشنبه به کلیسای میدان هاروارد می‌رفت. جمعیت کثیری برای رقص به آنجا می‌آمدند. موری اغلب به میان جمع جوانان می‌رفت. پیراهنی می‌پوشید، و با شلوار سیاه و هوله‌ای که به گردنش می‌انداخت، بدون توجه به آهنگی که نواخته می‌شد، فارغ از سایرین، برای خودش می‌رقصید. آنقدر می‌رقصید که عرق از پشتش سرازیر می‌شد. کسی در آن جمع نمی‌دانست که او ستاد برجسته جامعه‌شناسی است و سال‏ها در دانشگاه درس داده و کتاب‏های متعدد به رشته تحریر درآورده است. آنها همین اندازه می‌دانستند که پیرمردی سالخورده است که دلش هوای رقص کرده است. یک بار با خودش نوار تانگویی آورد

۱۲۵٬۰۰۰تومان