پرش به محتوای صفحه

۸۱۴۹۰ – چشم و چراغ ۷۳

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۱۷۵

صفحه

۱۴۰۲

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

در آغاز کتاب می خوانیم : به یاد همه یاران و هم‌رزمانم در نهضت مقاومت، به خصوص: به یاد مر Mehr، که روز 17 اوت 1944 در راه تبعید به بوخن والد، کنار راه‌آهن، به ضرب گلوله‌ای که به پشت گردنش شلیک شد کشته شد؛ به یاد دولیل Dilille _ معروف به دیه Dayet که در سلول گاز اشتروت هوف Strut_hof از پا درآمد؛ به یاد بودویل Boudeville که در آشویتس Auschwietz اعدام گردید؛ به

۳۵۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-710706
تعداد صفحه
۱۷۵
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۴۰۲

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از احمد شاملو

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب گزینه اشعار (احمد شاملو)

احمد شاملو

مروارید

۳۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شعر زمان ما 1: احمد شاملو

احمد شاملو، محمد حقوقی

نگاه

۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شازده کوچولو| شومیز

احمد شاملو

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شازده کوچولو|جلد نرم (همراه با لوح فشرده)
۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خوشه

احمد شاملو

نگاه

۳۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ترانه های اشک و افتاب

احمد شاملو

نگاه

۱٬۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ای کاش اب بودم

احمد شاملو، ایدا شاملو

نگاه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خوشه (یادنامه نخستین هفته شعر)
۳۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هوای تازه

احمد شاملو

نگاه

۵۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب آیدا در آینه

احمد شاملو

نگاه

۲۷۵٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از آلبر شمبون

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب 81490 (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ73)

آلبر شمبون

ترجمه‌ی احمد شاملو

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن
۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گوزن در بوران شدید
۱۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان
۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى
۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى
۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشغالدونی
۱۰۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

در آغاز کتاب می خوانیم : به یاد همه یاران و  هم‌رزمانم در  نهضت مقاومت، به خصوص: به یاد مر Mehr، که روز  17 اوت 1944 در  راه تبعید به بوخن والد، کنار  راه‌آهن، به ضرب گلوله‌ای که به پشت گردنش شلیک شد کشته شد؛ به یاد دولیل Dilille _ معروف به دیه Dayet که در سلول گاز  اشتروت هوف Strut_hof از  پا درآمد؛ به یاد بودویل Boudeville که در آشویتس Auschwietz اعدام گردید؛ به یاد مارزولی‌یر Marzolires که به هنگام فرار  از  اردوگاه اسیران، در  آتش شعله‌افکن‌ها خاکستر  شد؛ به یاد پاشو pachot  که در  کوره‌ی آدم‌سوزی ناپدید گشت؛ به یاد همه‌ی یاران اعزام شده به کار اجباری: به یاد همه‌ی آن‌ها که زیر  ضربه‌های تازیانه مردند، آن‌ها که از  گرسنگی مردند، آن‌ها که از  نومیدی مردند، آن‌ها که بر  دارها مردند یا در  کوره‌های آدمسوزی نابود شدند؛ به یاد دوستم هنری رفی [1] از مردم ممالک متحده‌ی آمریکا _ که روح نهضت مقاومت را توانسته بود دریابد. عالم زنده‌ها… عالم ما… آنچه در  این اوراق می‌خوانید «سرگذشتی» نیست که براساس زندگی در  بازداشتگاه‌های تمرکز  اسیران نوشته شده باشد. نیز  این اوراق از  آنچه در  «اردوگاه‌های مرگ» شنیده و  دیده شده یا خود بر  سرگذشته است روایتی نمی‌کند. این اوراق، تنها و  تنها رونویس چیزهایی است که من در  جریان یک سال گرفتاری خویش، در  سلول انفرادی و  اردوگاه‌های کار  اجباری، شتاب‌آلوده بر  پاره کاغذهایی یادداشت کرده، توفیق یافته‌ام از  شبیخون‌های مکرر  زندانبانان‌شان درامان نگه دارم بی‌آن‌که اکنون، هیچ‌گونه دستی در  آن برده باشم حتا در  نحوه‌ی بیان آن. در  این یادداشت‌ها، بیش از  هر  چیز  روی سخن با عزیزانی است که من در  طاقت‌فرساترین لحظات آن آزمایش محنت‌بار، احساس می‌کردم که آن‌گونه سخت به دستان کودکانه‌شان آویخته‌ام. با دست راستم به دستان ایزابل و  به دستان ژروم با دست چپم،ما می‌خواهیم که، دست کم، فرزندان ما از  آنچه برما گذشته است آگاه باشند و  این حقایق را هرگز  از  یاد نبرند. نیز  در  این یادداشت‌ها روی سخن با کسانی است که از  آن دوران محنت و  درد، در  تاریخ زندگی خویش فصلی مشترک یافته‌ایم. و  اکنون این کلمات، با همه‌ی نارسایی خویش آن دنیای ناانسانی را که ایشان نیز  در  آن درهم شکسته‌اند و  خرد و  متلاشی شده‌اند، بار  دیگر  بر  پای می‌دارد. زیرا تنها و  تنها هم این گروهند که می‌توانند آن را چنان که بود در  خاطره‌ی خویش تجسم دهند. با نابینایی که هرگز  مردمکانش از  تابش نور  تأثر  نپذیرفته است چه‌گونه از  رنگ‌ها حکایت توان کرد؟ و  سرانجام، در  این یادداشت‌ها روی سخن با همه آن کسانی است که به حقیقت با ما در  این اعتقاد همداستانند که اگر  مشیت‌الهی بر  این قرار  گرفته است که از  اسیران بوخن والد، اشتروف هوف، داخاو، آشویتس، برگن بلزن و  دیگرکشتارگاه‌ها چند تنی جان به سلامت ببرند، تنها از  برای آن بوده است که اینان بی‌هیچ فتوری صدا بر  دارند، از  آنچه در  این معابر  دوزخ گذشت پرده برگیرند، و  بر  آنچه که دستکار  عاشقان حکومت سرنیزه و  زور  بر  میلیون‌ها تن مردم بی‌گناه رسید، شهادت دهند. ما، هم از  آن دم که آزادی یافتیم، بر  آنچه به ما رفت قلم عفو  کشیدیم… بخشیدن؟ _ آری بخشیدیم. اما فراموش کردن _ نه! هرگز  فراموش نمی‌کنیم! غوطه خوردن در  خاطره‌های بیمارگونه‌ی خویش، هرگز  با احساس لذتی همراه نیست. ولیکن مصائبی هست که اثر  آن هرگز  محو  نمی‌شود، نه بر  روح، نه بر  دل، و  نه بر  کالبد آدمی. با این وجود _ به رغم نومیدی خوف‌انگیزی که گاه گاه دل و  جان ما را می‌آکند و  روح‌مان را به جانب تباهی و  خشکی می‌کشد _ ما بازگشتگان از  مسلخ را می‌باید از  این که توانسته‌ایم «به بازی با بازیچه‌ی زندگی» ادامه دهیم بسی رضایتمند و  دلشاد دانست. ما برای این بازگشت بیش از  آنچه در  توان و  جسم و  روح آدمی است مبارزه کرده‌ایم. ما در  این مبارزه یک دم از  پا ننشستیم و  پنداشتیم «آزادی» به ما امکان خواهد داد که هر  چیز  را بدان گونه که به هنگام گرفتاری وانهاده بودیم بازیابیم. پنداشتیم که چون آزادی را بازیابیم، هم بدان دنیایی که در  آن تولد یافته‌ایم و  در  آن رشد کرده‌ایم و  در  آن زیسته‌ایم باز  می‌گردیم. چه زود دریافتیم که دیگر  هیچگاه به بازیافتن راه آن دنیا توفیق نخواهیم یافت. چه زود دانستیم که رد دنیای خود را الی‌الابد گم کرده‌ایم. بی‌آن‌که سربگردانیم و  به زیر  پای خویش نظری کنیم خود را به ناخن و  چنگ و  دندان بالا کشاندیم تا در  اعماق لجه درهم نشکنیم، اما هنگامی که سرانجام، شد آن زمان که از  کناره نگاهی در  آن کنیم، دریافتیم که _ دریغا! آنک ماییم در  اعماق لجه، که راه به ساحل نجات نبرده‌‌ایم و  دیگر  هیچ‌گاه راه به ساحل نجات نخواهیم برد! سعادت بازیاف

۳۵۰٬۰۰۰تومان