۸۱۴۹۰ – چشم و چراغ ۷۳
۱۷۵
صفحه
۱۴۰۲
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
البرشمبون ترجمه ی احمد شاملو انچه در این اوراق می خوانید «سرگذشتی» نیست که براساس زندگی در بازداشتگاه های تمرکز اسیران نوشته شده باشد. نیز این اوراق از انچه در «اردوگاه های مرگ» شنیده و دیده شده یا خود بر سرگذشته است روایتی نمی کند. این اوراق، تنها و تنها رونویس چیزهایی است که من در جریان یک سال گرفتاری خویش، در سلول انفرادی و اردوگاه های کار اجباری، شتاب ال
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-923275
- شابک
- ۱۷۸۱۰۹۳۹۳۴
- تعداد صفحه
- ۱۷۵
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۲
- سال انتشار میلادی
- ۱۴۰۲
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
البرشمبون ترجمه ی احمد شاملو انچه در این اوراق می خوانید «سرگذشتی» نیست که براساس زندگی در بازداشتگاه های تمرکز اسیران نوشته شده باشد. نیز این اوراق از انچه در «اردوگاه های مرگ» شنیده و دیده شده یا خود بر سرگذشته است روایتی نمی کند. این اوراق، تنها و تنها رونویس چیزهایی است که من در جریان یک سال گرفتاری خویش، در سلول انفرادی و اردوگاه های کار اجباری، شتاب الوده بر پاره کاغذهایی یادداشت کرده، توفیق یافته ام از شبیخون های مکرر زندانبانان شان درامان نگه دارم بی ان که اکنون، هیچ گونه دستی در ان برده باشم حتا در نحوه ی بیان ان. در این یادداشت ها، بیش از هر چیز روی سخن با عزیزانی است که من در طاقت فرساترین لحظات ان ازمایش محنت بار، احساس می کردم که ان گونه سخت به دستان کودکانه شان اویخته ام. با دست راستم به دستان ایزابل و به دستان ژروم با دست چپم،ما می خواهیم که، دست کم، فرزندان ما از انچه برما گذشته است اگاه باشند و این حقایق را هرگز از یاد نبرند. نیز در این یادداشت ها روی سخن با کسانی است که از ان دوران محنت و درد، در تاریخ زندگی خویش فصلی مشترک یافته ایم. و اکنون این کلمات، با همه ی نارسایی خویش ان دنیای ناانسانی را که ایشان نیز در ان درهم شکسته اند و خرد و متلاشی شده اند، بار دیگر بر پای می دارد. زیرا تنها و تنها هم این گروهند که می توانند ان را چنان که بود در خاطره ی خویش تجسم دهند. با نابینایی که هرگز مردمکانش از تابش نور تأثر نپذیرفته است چه گونه از رنگ ها حکایت توان کرد؟ و سرانجام، در این یادداشت ها روی سخن با همه ان کسانی است که به حقیقت با ما در این اعتقاد همداستانند که اگر مشیت الهی بر این قرار گرفته است که از اسیران بوخن والد، اشتروف هوف، داخاو، اشویتس، برگن بلزن و دیگرکشتارگاه ها چند تنی جان به سلامت ببرند، تنها از برای ان بوده است که اینان بی هیچ فتوری صدا بر دارند، از انچه در این معابر دوزخ گذشت پرده برگیرند، و بر انچه که دستکار عاشقان حکومت سرنیزه و زور بر میلیون ها تن مردم بی گناه رسید، شهادت دهند. ما، هم از ان دم که ازادی یافتیم، بر انچه به ما رفت قلم عفو کشیدیم... بخشیدن؟ _ اری بخشیدیم. اما فراموش کردن _ نه! هرگز فراموش نمی کنیم!









































