هرمان هسه یکی از آن نویسندههایی است که خیلی از ما در سالهای جوانی با او آشنا شدهایم و بعد، سالها بعد، دوباره سراغش رفتهایم و دیدهایم که کتاب همان کتاب است اما ما آدم دیگری شدهایم. نویسندهی آلمانیزبانی که در سال ۱۸۷۷ در شهر کوچک کالو در جنوب آلمان به دنیا آمد، بخش بزرگی از عمرش را در سوئیس گذراند، در سال ۱۹۴۶ جایزهی نوبل ادبیات گرفت و در سال ۱۹۶۲ درگذشت. اگر دنبال خرید کتاب هرمان هسه هستید یا میخواهید بدانید از کدام رمانش شروع کنید، این صفحه را برای شما نوشتهایم: از زندگی و دغدغههایش میگوییم، رمانهای مهمش را یکییکی معرفی میکنیم و در آخر کمک میکنیم کتاب مناسب حال خودتان را پیدا کنید.
هسه نویسندهی پرسشهاست، نه نویسندهی جوابهای آماده. قهرمانهایش معمولا آدمهاییاند که در جامعه جا نمیشوند، با خودشان درگیرند و راهی برای رسیدن به خود واقعیشان میجویند. همین است که خوانندهی ایرانی، از نسلهای مختلف، او را اینقدر نزدیک به خودش حس میکند.
زندگینامه هرمان هسه در چند پاراگراف
هسه در خانوادهای مذهبی بزرگ شد. پدر و مادرش با یک هیئت تبلیغ مذهبی پروتستان کار میکردند و پدربزرگ مادریاش سالها در هند زندگی کرده بود. همین پیوند خانوادگی با هند، بعدها در ذهن و آثار هسه رد پررنگی گذاشت. خانواده دوست داشت پسرشان راه دین را برود و او را به مدرسهی علوم دینی فرستادند، اما هسه نوجوان دوام نیاورد. از مدرسه فرار کرد، دورهای بحران روحی سختی را گذراند و مدتی از درس و خانواده دور شد.
بعد از این سالهای پرتلاطم، هسه مدتی در یک کارگاه ساعتسازی و بعد در کتابفروشی کار کرد. کار در کتابفروشی برای او یک دانشگاه واقعی بود: کتاب میخواند، شعر مینوشت و آرامآرام به دنیای ادبیات قدم گذاشت. اولین موفقیت بزرگش با رمان «پیتر کامنتسیند» به دست آمد که او را به عنوان نویسندهای جوان و صاحبصدا مطرح کرد.
جنگ جهانی اول نقطهی عطف دیگری در زندگی او بود. هسه با شور جنگطلبانهی آن روزها همراه نشد و به همین دلیل از طرف بخشی از مطبوعات آلمان مورد حمله قرار گرفت. همان سالها مشکلات خانوادگی و بیماری همسرش هم فشار زیادی به او آورد و هسه برای درمان به روانکاوی روی آورد. این تجربه، که با اندیشههای کارل گوستاو یونگ گره خورده بود، بعدها در رمان «دمیان» و بسیاری از آثار بعدیاش دیده شد. هسه در نهایت در سوئیس ساکن شد، تابعیت آن کشور را گرفت و سالهای آخر عمرش را در منطقهی تیچینو گذراند.
چرا کتابهای هرمان هسه هنوز خوانده میشوند؟
شاید عجیب باشد که نویسندهای که بیش از صد سال پیش اولین رمانش را منتشر کرد، هنوز در فهرست کتابهای پرخواننده باشد. اما دلیلش ساده است: هسه دربارهی چیزهایی نوشت که کهنه نمیشوند. تنهایی، جستوجوی معنا، کشمکش میان غریزه و عقل، فاصلهی آدم با جامعه و آرزوی رسیدن به آرامش درونی، موضوعاتیاند که هر نسلی با آنها روبهرو میشود.
از طرف دیگر، نثر هسه ساده و روشن است. او نویسندهی جملههای پیچیده و بازیهای فرمی سخت نیست. خوانندهای که تازه با ادبیات جدی آشنا شده، میتواند بدون ترس سراغ او برود و در عین حال خوانندهی حرفهای هم در لایههای زیرین داستانهایش چیزهای تازه پیدا میکند. همین دو لایه بودن، کتابهای او را به کتابهایی تبدیل کرده که آدم دوست دارد چند بار در عمرش بخواند.
دههی شصت میلادی هم نقش مهمی در شهرت جهانی هسه داشت. جوانهای آمریکایی و اروپایی آن سالها، که دنبال راهی جدا از زندگی مصرفی بودند، «سیدارتا» و «گرگ بیابان» را دستبهدست میکردند. این موج، هسه را بعد از مرگش به یکی از پرفروشترین نویسندههای آلمانیزبان در جهان تبدیل کرد.
سبک نوشتن و دغدغههای اصلی هرمان هسه
اگر بخواهیم دنیای داستانی هسه را در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم: سفر آدم به درون خودش. تقریبا همهی قهرمانهای او در مسیری قرار میگیرند که از یک زندگی معمولی و پذیرفتهشده شروع میشود، از بحران و تنهایی میگذرد و به نوعی بیداری میرسد. این بیداری همیشه شاد و پیروزمندانه نیست، اما همیشه صادقانه است.
یکی از ویژگیهای مهم کار هسه، تقابل دوتاییهاست. در آثار او مدام با جفتهایی روبهرو میشویم: روح و جسم، عقل و احساس، شهر و طبیعت، فرد و جمع. نمونهی روشنش رمان «نارتسیس و گلدموند» است که دو دوست را در برابر هم میگذارد، یکی اهل فکر و صومعه و دیگری اهل هنر و سفر و عشق. هسه معمولا یکی را بر دیگری برتری نمیدهد و بیشتر دنبال آشتی دادن آنهاست.
عنصر دیگر، علاقهی عمیق او به فلسفه و عرفان شرقی است. هسه هند را از کودکی از زبان خانوادهاش شنیده بود و بعد سفری هم به آسیا رفت. این علاقه در «سیدارتا» به اوج میرسد، اما در «سفر به سوی شرق» و «بازی مهره شیشهای» هم دیده میشود. برای خوانندهی فارسیزبان که با عرفان خودمان آشناست، این بخش از کار هسه اغلب آشنا و دلنشین است.
و بالاخره طبیعت. هسه نقاش آبرنگ هم بود و عاشق کوه و دریاچه و باغ. توصیفهای او از طبیعت، بهخصوص در «پیتر کامنتسیند»، نه تزیین داستان بلکه بخشی از جستوجوی قهرمان است.
دمیان؛ رمان بیداری
«دمیان» یکی از شناختهشدهترین کتابهای هرمان هسه است و برای خیلی از خوانندهها اولین قدم در دنیای او. داستان از زبان امیل سینکلر روایت میشود، پسری که در خانهای امن و مرتب بزرگ شده اما خیلی زود میفهمد که دنیا فقط همان روشنایی خانه نیست. ورود دوستی مرموز به نام ماکس دمیان به زندگی او، مسیرش را عوض میکند. دمیان به سینکلر یاد میدهد که به چیزهای پذیرفتهشده شک کند و صدای درونی خودش را بشنود.
این رمان را هسه بعد از تجربهی روانکاویاش نوشت و در ابتدا با نامی مستعار منتشر کرد. فضای آن پر از نماد است: پرندهای که از تخم بیرون میآید، خدایی که هم نیکی را در خود دارد و هم بدی، و رؤیاهایی که راه را نشان میدهند. «دمیان» بهخصوص برای نوجوانها و جوانهایی که در حال شکل دادن به هویت خودشان هستند، کتابی تأثیرگذار است.
اگر از آن دسته خوانندههایی هستید که یک کتاب را با مداد در دست میخوانند و زیر جملهها خط میکشند، احتمالا نسخهی شما از «دمیان» بعد از خواندن پر از خط و یادداشت خواهد شد.
گرگ بیابان؛ تنهایی آدم میانسال
اگر «دمیان» کتاب جوانی است، «گرگ بیابان» کتاب میانهی عمر است. هری هالر، قهرمان این رمان، مردی تنها و روشنفکر است که خودش را نیمی انسان و نیمی گرگ میداند. او از زندگی بورژوایی اطرافش بیزار است اما نمیتواند از آن جدا شود. روزهایش را در اتاق اجارهای با کتاب و موسیقی کلاسیک میگذراند و فکر خودکشی هم رهایش نمیکند.
آشنایی هری با زنی به نام هرمینه و ورودش به دنیای رقص و موسیقی جاز و شبزندهداری، او را به سفری عجیب میبرد که اوجش در فصلی به نام «تئاتر جادویی» است. این بخش از کتاب یکی از خیالانگیزترین صفحههای ادبیات قرن بیستم است و خواننده را با تکههای مختلف شخصیت هری روبهرو میکند.
«گرگ بیابان» ساختار پیچیدهتری نسبت به دیگر رمانهای هسه دارد: یادداشتهای هری، رسالهای دربارهی گرگ بیابان و روایت ناشر کتاب کنار هم قرار گرفتهاند. پیشنهاد ما این است که اگر هنوز چیزی از هسه نخواندهاید، این کتاب را دومین یا سومین انتخاب خود قرار دهید.
بازی مهره شیشهای؛ شاهکار پایانی
«بازی مهره شیشهای» آخرین رمان بزرگ هسه است و بسیاری از منتقدان آن را مهمترین اثرش میدانند. این رمان در آیندهای خیالی میگذرد، در سرزمینی به نام کاستالیا که گروهی از نخبگان در آن زندگی را وقف دانش و هنر کردهاند. «بازی» در این کتاب، نوعی بازی ذهنی پیچیده است که موسیقی، ریاضیات، فلسفه و همهی شاخههای فرهنگ را به هم پیوند میدهد.
قهرمان داستان، یوزف کنشت، از کودکی وارد این دنیا میشود و تا بالاترین مقام آن، یعنی استاد بازی، بالا میرود. اما در اوج، به این پرسش میرسد که آیا دانشی که از زندگی واقعی مردم جدا شده، ارزشی دارد؟ این پرسش امروز هم، در دنیای تخصصهای جدا از هم، تازه و جدی است.
هسه سالهای طولانی روی این رمان کار کرد، سالهایی که با به قدرت رسیدن نازیها و جنگ جهانی دوم همزمان بود. خواندن این کتاب حوصله میخواهد، چون حجیم است و ریتم آرامی دارد. در کتابجم چند چاپ مختلف از «بازی مهره شیشهای» هست، از جمله چاپ نشر فردوس، و میتوانید با دیدن مشخصات هر کدام، نسخهی مناسب خود را انتخاب کنید.
سیدارتا و پیوند هرمان هسه با شرق
«سیدارتا» کوتاهترین و شاید شاعرانهترین رمان هسه است. داستان پسر برهمنی است در هند باستان که خانهی پدری را رها میکند تا حقیقت را پیدا کند. او مدتی با زاهدان سرگردان زندگی میکند، با بودا دیدار میکند، بعد به دنیای ثروت و عشق میرود و در نهایت کنار رودخانهای، از یک قایقران ساده، چیزی را یاد میگیرد که در هیچ آموزهای پیدا نکرده بود.
پیام اصلی کتاب این است که دانایی را نمیشود از دیگری قرض گرفت، باید آن را زندگی کرد. همین ایدهی ساده و عمیق، «سیدارتا» را به یکی از پرخوانندهترین رمانهای قرن بیستم تبدیل کرده است. نثر کتاب آهنگین است و جملههایش مثل موج رودخانه تکرار میشوند.
برای خوانندهای که با مثنوی و ادبیات عرفانی فارسی آشناست، «سیدارتا» یادآور خیلی از حکایتهای آشناست: سالکی که راه را خودش باید برود و پیری که بیشتر با سکوت درس میدهد تا با کلام.
پیتر کامنتسیند و دیگر رمانهای اولیه
«پیتر کامنتسیند» اولین رمانی بود که هسه را مشهور کرد. قهرمان آن پسری روستایی از کوهستانهای سوئیس است که برای تحصیل به شهر میرود، نویسنده میشود و با محافل ادبی آشنا میشود، اما در هیچکدام احساس تعلق نمیکند. سرانجام به روستای خود برمیگردد. توصیفهای این کتاب از کوه و ابر و دریاچه، از زیباترین بخشهای نثر هسه است.
رمان دیگر این دوره «زیر چرخ» است که از تجربهی تلخ خود هسه در مدرسهی علوم دینی الهام گرفته. داستان پسری باهوش است که زیر فشار انتظارات پدر و معلمها و نظام آموزشی خشک، کمکم خرد میشود. این کتاب برای پدر و مادرها و معلمها هم خواندنی است.
«گرترود» و «روسهالده» هم از رمانهای این دورهاند که به موضوع هنرمند و زندگی خانوادگی و تنهایی او میپردازند. این کتابها شاید به شهرت «دمیان» نباشند، اما برای کسی که میخواهد مسیر رشد هسه به عنوان نویسنده را دنبال کند، بسیار ارزشمندند.
داستانهای کوتاه و افسانههای هرمان هسه
هسه فقط رماننویس نبود. او داستان کوتاه، افسانه، شعر، مقاله و نامه هم زیاد نوشت. مجموعههایی مثل «افسانه و سیزده داستان دیگر» که در کتابجم هم هست، چهرهی دیگری از او را نشان میدهند: نویسندهای که به قصههای پریان و حکایتهای نمادین علاقه داشت و در قالبهای کوتاه هم همان پرسشهای بزرگ را مطرح میکرد.
کتاب «خبرهای عجیب از ستارهای دیگر» هم از همین جنس است: داستانهایی که مرز میان واقعیت و خیال را کمرنگ میکنند. اگر وقت خواندن یک رمان بلند را ندارید یا میخواهید با نثر هسه در قطعههای کوتاهتر آشنا شوید، این مجموعهها شروع خوبی هستند.
نامهها و یادداشتهای هسه هم ارزش خواندن دارند. او با بسیاری از نویسندهها و اندیشمندان زمانهاش نامهنگاری داشت و در این نامهها دربارهی جنگ، هنر، دین و زندگی روزمره صادقانه حرف میزند.
سفر به سوی شرق و نارتسیس و گلدموند
«سفر به سوی شرق» کتاب کوتاه و رازآلودی است دربارهی گروهی از زائران که در جستوجوی چیزی در شرق به راه میافتند. اما این سفر، بیشتر از آنکه جغرافیایی باشد، سفری در زمان و ذهن است. راوی که از همراهان سفر بوده، سالها بعد میکوشد ماجرا را بنویسد و در این مسیر حقیقت تلخی دربارهی خودش کشف میکند. این کتاب در دستهی سفر و سفرنامهی کتابجم هم آمده، اما خواننده باید بداند که با یک سفرنامهی معمولی روبهرو نیست.
«نارتسیس و گلدموند» هم داستان دوستی دو مرد در قرون وسطاست. نارتسیس راهب و اهل اندیشه است و در صومعه میماند. گلدموند اما دل به جاده میسپارد، عاشق میشود، رنج میکشد و سرانجام مجسمهساز میشود. این رمان یکی از گرمترین و انسانیترین آثار هسه است و بحث همیشگی هنر و اندیشه را با زبانی داستانی و جذاب مطرح میکند.
از کجا شروع کنیم؟ راهنمای خواندن کتابهای هرمان هسه
یکی از پرسشهایی که زیاد میشنویم این است که از میان این همه کتاب، اول کدام را بخوانیم. جواب به سن و حال شما بستگی دارد، اما یک مسیر پیشنهادی این است:
- سیدارتا: کوتاه است، روان است و چکیدهی جهانبینی هسه را در خود دارد.
- دمیان: اگر جوان هستید یا دوران جوانی را با همهی پرسشهایش به یاد دارید، این کتاب با شما حرف میزند.
- نارتسیس و گلدموند: برای کسی که داستان پرماجرا و شخصیتهای گرم دوست دارد.
- گرگ بیابان: وقتی با هسه آشنا شدید، این رمان پیچیدهتر و تاریکتر را بخوانید.
- بازی مهره شیشهای: آخرین قدم، برای وقتی که فرصت و حوصلهی یک رمان بلند و فکری را دارید.
اگر از خواندن رمانهای روانشناختی لذت میبرید، میتوانید سری هم به فهرست رمان روانشناختی و اجتماعی بزنید. برای دیدن آثار دیگر نویسندههای جهان هم فهرست رمان خارجی کتابجم مسیر خوبی است.
ترجمههای فارسی کتابهای هرمان هسه
هسه از نویسندههایی است که در ایران بارها و بارها ترجمه شده است. از بسیاری از رمانهایش چند ترجمهی مختلف در بازار هست و ناشرهای گوناگونی، از جمله اساطیر، فردوس و نشر تهران، آثار او را منتشر کردهاند. این تنوع هم خوب است و هم کمی گیجکننده.
چند نکته برای انتخاب ترجمه:
- به نام مترجم توجه کنید. برخی ترجمهها مستقیم از زبان آلمانی انجام شده و برخی از زبان واسطه مثل انگلیسی. هر دو میتواند خوب باشد، اما خوانندهی دقیق معمولا ترجمه از زبان اصلی را ترجیح میدهد.
- چند صفحهی اول را بخوانید. اگر نثر برایتان روان و دلنشین بود، همان را انتخاب کنید. هیچ ترجمهای برای همه بهترین نیست.
- به مقدمه و یادداشت مترجم نگاه کنید. ترجمههایی که مقدمهی خوبی دربارهی زمینهی اثر دارند، به فهم بهتر کتاب کمک میکنند.
- در کتابجم برای هر چاپ، ناشر و مشخصات آمده است تا بتوانید چاپهای مختلف را کنار هم ببینید.
هرمان هسه و جایزهی نوبل ادبیات
هسه در سال ۱۹۴۶، یعنی کمی بعد از پایان جنگ جهانی دوم، جایزهی نوبل ادبیات را دریافت کرد. این جایزه در زمانی به او رسید که اروپا ویران شده بود و صدای انسانی و صلحجوی او، که در سالهای جنگ کمتر شنیده شده بود، معنای تازهای پیدا میکرد. «بازی مهره شیشهای» که چند سال پیش از آن منتشر شده بود، نقش مهمی در این انتخاب داشت.
بعد از نوبل، شهرت هسه بیشتر شد، اما او همچنان زندگی آرام و دور از جنجالش را در سوئیس ادامه داد. باغبانی میکرد، نقاشی میکرد و به نامههای خوانندههایش، که از سراسر دنیا میرسید، پاسخ میداد. این تصویر از نویسندهای که تا پایان عمر به ارزشهایش وفادار ماند، بخشی از جذابیت او برای خوانندههای امروز است.
هرمان هسه برای چه کسانی مناسب است؟
کتابهای هسه برای طیف وسیعی از خوانندهها مناسب است، اما چند گروه احتمالا بیشتر از بقیه از آنها لذت میبرند:
- جوانهایی که با پرسشهای بزرگ زندگی دستوپنجه نرم میکنند و دنبال کتابی هستند که آنها را جدی بگیرد.
- علاقهمندان به فلسفه، روانشناسی و عرفان، که میخواهند این مفاهیم را در قالب داستان تجربه کنند.
- خوانندههایی که از رمانهای پرحادثه خسته شدهاند و دنبال داستانهای آرام و درونگرا هستند.
- کسانی که به ادبیات کلاسیک قرن بیستم علاقه دارند و میخواهند با یکی از ستونهای آن آشنا شوند.
البته اگر دنبال داستان پرکشش و پرماجرا با پایانهای غافلگیرکننده هستید، ممکن است ریتم آرام هسه در ابتدا کمی کند به نظر برسد. پیشنهاد ما این است که با «سیدارتا» شروع کنید که هم کوتاه است و هم شما را به سرعت با حالوهوای او آشنا میکند. برای گشتن در کتابهای دیگر هم فهرست ادبیات و داستان را ببینید.
شعر و نقاشی در دنیای هرمان هسه
کمتر خوانندهای میداند که هسه پیش از آنکه رماننویس مشهوری شود، شاعر بود. اولین کتابهایش مجموعهی شعر بودند و او تا پایان عمر شعر گفت. شعرهای هسه ساده و موسیقاییاند و بیشتر دربارهی طبیعت، فصلها، تنهایی، پیری و گذر زمان حرف میزنند. بسیاری از آهنگسازان آلمانیزبان روی این شعرها آهنگ ساختهاند و برخی از آنها در ترانههای کلاسیک قرن بیستم جای مهمی دارند.
نقاشی هم برای هسه چیزی بیش از یک سرگرمی بود. او در سالهای بحران روحی، به توصیهی پزشکش، نقاشی با آبرنگ را شروع کرد و بعد هزاران تابلوی کوچک از منظرههای روستاهای سوئیس کشید. رنگهای روشن و شاد این نقاشیها با فضای گاه تاریک رمانهایش تفاوت جالبی دارد و نشان میدهد که هسه برای خودش راهی برای آرام شدن پیدا کرده بود. برخی از کتابهای او با همین نقاشیها همراه شدهاند.
این دو هنر به فهم بهتر نثر او هم کمک میکنند. وقتی رمانهای هسه را میخوانید، متوجه میشوید که جملههایش ریتمی شبیه شعر دارند و صحنههایش مثل تابلو جلوی چشم شکل میگیرند. توصیف غروب کنار دریاچه در «پیتر کامنتسیند» یا رودخانهی «سیدارتا» نمونههای خوبی از همین نگاه شاعرانه و نقاشانهاند.
هرمان هسه و خوانندهی ایرانی
هسه از دهههای گذشته در ایران خوانندههای پرشوری داشته است. نسلهایی از دانشجویان و اهل کتاب، «سیدارتا» و «دمیان» را در جیب داشتند و دربارهشان بحث میکردند. شاید یکی از دلایل این محبوبیت، نزدیکی نگاه هسه به سنت عرفانی خودمان باشد: تأکید بر سفر درونی، بیاعتمادی به ظاهر و قالب، و ارزش تجربهی شخصی در برابر آموزههای از پیش آماده.
دلیل دیگر، صداقت اوست. هسه هیچوقت ادای دانای کل را درنمیآورد. قهرمانهایش اشتباه میکنند، میافتند و دوباره بلند میشوند. خوانندهی جوان در این قهرمانها خودش را میبیند و احساس میکند تنها نیست. همین حس همراهی، کتابهای او را از نسلی به نسل دیگر رسانده است.
خرید کتاب هرمان هسه از کتابجم
در کتابجم مجموعهای از کتابهای هرمان هسه را در چاپها و ترجمههای مختلف میبینید، از «دمیان» و «گرگ بیابان» تا «بازی مهره شیشهای»، «پیتر کامنتسیند»، «سفر به سوی شرق»، «افسانه و سیزده داستان دیگر» و «خبرهای عجیب از ستارهای دیگر». برای هر کتاب، قیمت روز و وضعیت موجودی بهروز نمایش داده میشود تا بدانید کدام چاپ همین حالا در دسترس است.
همهی کتابها نسخهی چاپی هستند و میتوانید سفارش خود را آنلاین ثبت کنید. اگر یک چاپ موجود نبود، معمولا چاپ یا ترجمهی دیگری از همان کتاب پیدا میشود. کافی است در صفحهی همین نویسنده، فهرست کامل کتابها را مرور کنید.
پرسشهای پرتکرار دربارهی هرمان هسه
هرمان هسه اهل کجا بود؟
هسه در سال ۱۸۷۷ در شهر کالو در جنوب آلمان به دنیا آمد، اما بخش زیادی از عمرش را در سوئیس گذراند و تابعیت سوئیس را هم گرفت.
معروفترین کتابهای هرمان هسه کداماند؟
«سیدارتا»، «دمیان»، «گرگ بیابان»، «نارتسیس و گلدموند» و «بازی مهره شیشهای» شناختهشدهترین رمانهای او هستند.
برای شروع خواندن هسه کدام کتاب بهتر است؟
«سیدارتا» به خاطر حجم کم و نثر روانش شروع خوبی است. اگر جوان هستید، «دمیان» هم انتخاب بسیار مناسبی است.
آیا هسه جایزهی نوبل گرفته است؟
بله، او در سال ۱۹۴۶ جایزهی نوبل ادبیات را دریافت کرد.
آیا کتابهای هسه برای نوجوانها مناسب است؟
«دمیان» و «زیر چرخ» برای نوجوانهای بزرگتر و اهل کتاب مناسباند. «گرگ بیابان» و «بازی مهره شیشهای» برای خوانندههای بزرگسال مناسبترند.
کدام ترجمهی کتابهای هسه را بخرم؟
بهتر است چند صفحه از ترجمههای مختلف را مقایسه کنید و ترجمهای را انتخاب کنید که نثرش برایتان روانتر است. نام مترجم و ناشر در صفحهی هر کتاب آمده است.
جمعبندی: سفری با هرمان هسه
خواندن هسه شبیه یک گفتوگوی طولانی با دوستی دانا و مهربان است که شما را قضاوت نمیکند، فقط کمک میکند خودتان را بهتر ببینید. از نوجوانی که در «دمیان» دنبال خود واقعیاش میگردد تا مرد تنهای «گرگ بیابان» و سالک «سیدارتا»، همهی قهرمانهای او در یک چیز مشترکاند: شجاعت پرسیدن.
اگر تا امروز هیچ کتابی از او نخواندهاید، همین حالا وقت خوبی برای شروع است. و اگر سالها پیش او را خواندهاید، شاید وقت آن رسیده که دوباره سراغش بروید و ببینید این بار چه چیز تازهای به شما میگوید. فهرست کتابهای هرمان هسه را در همین صفحه مرور کنید، چاپ و ترجمهی دلخواهتان را انتخاب کنید و نسخهی چاپی آن را آنلاین سفارش دهید.