با یاد شانه های تو
با یاد شانه های تو اشعار غلامرضا طریقی برشی از شعر: دیگر جنون به هیچ سری سر نمیزند! نزدیک خانه میرود و در نمیزند! از بس که باغها به خزان تن سپردهاند گنجشک در حوالیشان پر نمیزند! در دورهی حسابگریها، برادری دستی به زخمهای برادر نمیزند! از ترس اینکه شیر بر او شوکران شود نوزاد، لب به سینهی مادر نمیزند! نفرین به این زمانه که در روزهای آن خورشید هم بد
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-615108
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیماژ
مشاهدهی همهتوضیحات
با یاد شانه های تو اشعار غلامرضا طریقی برشی از شعر: دیگر جنون به هیچ سری سر نمیزند! نزدیک خانه میرود و در نمیزند! از بس که باغها به خزان تن سپردهاند گنجشک در حوالیشان پر نمیزند! در دورهی حسابگریها، برادری دستی به زخمهای برادر نمیزند! از ترس اینکه شیر بر او شوکران شود نوزاد، لب به سینهی مادر نمیزند! نفرین به این زمانه که در روزهای آن خورشید هم بدون غَرَض سر نمیزند!



































