چهار هزار هفته
۲۴۸
صفحه
رقعی
قطع
نرم (معمولی)
نوع جلد
معرفی کتاب چهار هزار هفته کتاب چهار هزار هفته ( Four Thousand Weeks ) نوشته الیور برکمن به بررسی مفهوم زمان و مدیریت آن در زندگی مدرن میپردازد. برمکن با تأکید بر این نکته که وسواس ما به بهینهسازی زمان منجر به استرس و ناخوشی شده است، رویکردی تازه برای زندگی رضایتبخش پیشنهاد میدهد. این کتاب، با الهام از آثار فیلسوفان، روانشناسان، و رهبران معنوی، استدلال می
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- روانشناسی و موفقیت
- شناسه کالا
- kj-187273
- تعداد صفحه
- ۲۴۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- نرم (معمولی)
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نشر نوین
مشاهدهی همهتوضیحات
معرفی کتاب چهار هزار هفته کتاب چهار هزار هفته ( Four Thousand Weeks ) نوشته الیور برکمن به بررسی مفهوم زمان و مدیریت آن در زندگی مدرن میپردازد. برمکن با تأکید بر این نکته که وسواس ما به بهینهسازی زمان منجر به استرس و ناخوشی شده است، رویکردی تازه برای زندگی رضایتبخش پیشنهاد میدهد. این کتاب، با الهام از آثار فیلسوفان، روانشناسان، و رهبران معنوی، استدلال میکند که پذیرش محدودیتهای زندگی، به جای تلاش بیپایان برای کنترل زمان، کلید دستیابی به شادی و معناست. الیور برکمن نویسندۀ گاردین است و جوایز متعددی مثل جایزۀ خبرنگار جوان انجمن مطبوعات خارجی و نامزدی برای جایزه اورول را دریافت کرده است. او یک ستون روانشناسی هفتگی محبوب به نام “این ستون زندگی شما را تغییر خواهد داد” مینویسد. نویسنده با تجربه خود در حوزه روانشناسی و روزنامهنگاری، ایدههای کاربردی و فلسفی را برای تغییر نگرش نسبت به زمان ارائه میدهد. برکمن معتقد است میانگین طول عمر انسان بسیار کوتاه است. زندگی تا ۸۰ سالگی به شما حدود چهار هزار هفته میدهد و این یعنی زمان یکی از مهمترین دارایی انسان است. انسانهای امروزی حس میکنند باید بیشتر تولید کنند و بهرهوری بیشتری داشته باشند. اما معمولا تلاش ما برای بهرهوری بیشتر و استفاده بهتر از زمان، اغلب به نتایجی معکوس منجر میشود، از جمله استرس و احساس پوچی. حقیقت این است که وسواس ما به تولیدات بیشتر، تاثیر منفی دارد. به جای رسیدن به حالت کامل کارآمدی، هکهای زندگی و تکنیکهای مدیریت زمان ما را استرسزا و خالی از معنا میکند. در کتاب چهار هزار هفته شما با ایدههایی درباره زمان و مدیریت زمان آشنا خواهید شد که شما را به رها کردن رویکردهای سنتی و پذیرش رضایت در محدودیتها و لذت بردن از لحظات زندگی ترغیب میکند. خلاصه کتاب چهار هزار هفته؛ محدودیتهای زندگی را بپذیرید در بخش اول کتاب چهار هزار هفته برکمن توضیح میدهد که بیشتر تاریخ بشر، مردم برای کاهش نیاز به سخت کار کردن به دنبال ثروت بیشتر بودند. اما در سالهای اخیر، فرهنگ مشغلهگرایی بهعنوان سبکی تحسینشده از زندگی مطرح شده است. تحقیقات نشان میدهد که هر چه ثروتمندتر باشید، بیشتر نگران خواهید بود که وقت کافی برای انجام همه کارها ندارید و نظام سرمایهداری مقصر اصلی است. سرمایهداری ما را به بهرهبرداری از زمان، تواناییها و منابع خود وادار میکند تا بیشترین سود را ببریم. این روند، اغلب به قیمت از دست رفتن معنای زندگی تمام میشود و در عین حال، بسیاری از افراد را وادار میکند چندین شغل بدون امنیت مالی داشته باشند. اما زمان آن رسیده است که این تمایل را بازنگری کنیم. نویسندۀ این کتاب، الیور برکمن، برنامههای پیچیدهای ترتیب میداد و زندگیاش را به اولویتهای مختلف تقسیم میکرد، اما هیچگاه احساس تسلط کامل بر زمانش را تجربه نکرد. او با وجود تلاشهایش برای مولد بودن، بیشتر از همیشه احساس نگرانی و استرس میکرد. تجربیات او باعث شد او به بینشی عمیق برسد. تلاش برای تسلط بر زمان بیفایده است و بیشتر منجر به افزایش استرس و احساس بیمعنایی میشود. او دریافت که حتی اگر ایمیلهای خود را بهطور مداوم مدیریت کند، تنها نتیجه، دریافت ایمیلهای بیشتر خواهد بود. در همین حال، کارهایی که واقعاً برایش اهمیت داشتند، مانند نوشتن مقالات پژوهشی، بیانجام باقی میماندند. این پارادوکس محدودیت، به برکمن یادآوری کرد که هیچگاه نمیتوان همه کارها را به انجام رساند. اما پذیرش این واقعیت میتواند مسیر زندگی را تغییر دهد. برکمن با رها کردن وسواس کنترل زمان و تسلیم شدن به ناشناختهها توانست بر آنچه واقعاً مهم است تمرکز کند. این تغییر نگرش به او کمک کرد که زندگی شخصی خود را اولویت دهد، به یک رابطه طولانیمدت متعهد شود و خانوادهای تشکیل دهد. برکمن معتقد است که پذیرش محدودیتهای انسانی، کلید دستیابی به معنا و رضایت در زندگی است. رویکرد انسان نسبت به زمان به گفتۀ کتاب چهار هزار هفته برکمن در کتاب چهار هفته توضیح میدهد رویکرد ما به زمان و استرس ناشی از آن، نتیجۀ دیدگاههای مدرن ما است، نه یک نیاز طبیعی یا تاریخی. این شیوه تفکر ریشه در تغییرات اجتماعی و فرهنگی جدید دارد و ذاتاً بخشی از زندگی انسانهای پیشین نبوده است. مردم قدیم نیازی به مدیریت زمان نداشتند زیرا زندگی و کار آنها به چرخه طبیعی روز و شب وابسته بود و نیازی به عجله یا برنامهریزی دقیق نبود. در دوران پیشامدرن، زمان بهعنوان مقدمهای برای ابدیت درک میشد و نگرانی درباره کمبود آن وجود نداشت. مردم تاریخ را پیشبینیشده میدیدند و زندگی تحت تأثیر باورهای مذهبی بود. با ظهور مدرنیسم زمان به منبعی محدود تبدیل شد و افراد بر بهرهوری بیشتر از عمر خود متمرکز شدند. ت


































