چیرگی
۴۸۸
صفحه
رقعی
قطع
نرم (معمولی)
نوع جلد
رابرت گرین نویسنده پرفروش شماره یک نیویورک تایمز است و این کتاب حاصل سالها پژوهش وی بر روی موضوعاتی چون قدرت، متقاعدسازی، استراتژی، چیرگی و سرشت انسان و همچنین چکیدهٔ تمام درسهای کتابهای قبلی رابرت گرین است. نسخۀ فارسی کتاب Mastery با خرید حق انحصاری ترجمه و انتشار در ایران از ناشر اصلی، Inkwell Management LLC با نام «چیرگی؛ راهنمای دستیابی به عالیترین
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- روانشناسی و موفقیت
- شناسه کالا
- kj-535400
- تعداد صفحه
- ۴۸۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- نرم (معمولی)
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نشر نوین
مشاهدهی همهتوضیحات
رابرت گرین نویسنده پرفروش شماره یک نیویورک تایمز است و این کتاب حاصل سالها پژوهش وی بر روی موضوعاتی چون قدرت، متقاعدسازی، استراتژی، چیرگی و سرشت انسان و همچنین چکیدهٔ تمام درسهای کتابهای قبلی رابرت گرین است. نسخۀ فارسی کتاب Mastery با خرید حق انحصاری ترجمه و انتشار در ایران از ناشر اصلی، Inkwell Management LLC با نام «چیرگی؛ راهنمای دستیابی به عالیترین فرم قدرت» توسط نشر نوین منتشر میشود. معرفی کتاب چیرگی اثر دیگری از رابرت گرین، نویسندۀ کتابهای قوانین روزانه و قوانین سرشت انسان در کتاب چیرگی، رابرت گرین از حالتی ذهنی به نام چیرگی برایمان میگوید. همگی ما در لحظاتی خاص و ویژه از زندگیمان، حالت ذهنی خاصی را تجربه کردهایم که در آن سطح بالایی از انرژی و تمرکز را در خودمان احساس میکنیم. این حالت که با تمرکزی عمیق همراه است، معمولاً در زمانهایی که با یک ضربالأجل فوری مواجه هستیم و یا در تنگنای زمانی برای حل مسائل قرار داریم، رخ میدهد. ما معمولا تصور میکنیم خلاقیت و توانمندی چیزهایی هستند که بهطور آنی و ناگهانی و از آسمان بر سر فرد نازل میشوند، یا آنها را به استعداد ذاتی خود شخص، یا روحیهی عالی یا بختواقبال نیکویش مربوط میدانیم. تسلط بر این حالت ذهنی یا همان چیرگی، میتواند منجر به تسلط و آگاهی بیشتری بر واقعیت، سایر آدمها و وضعیت خود شود. رابرت گرین در کتاب چیرگی نشان میدهد که همۀ افراد میتوانند در یک مهارت یا حوزه به درجۀ استادی برسند به شرطی که مراحلی که استادان گذشته و حال از آن استفاده کردهاند را دنبال کنند. او در کتاب چیرگی نکات و استراتژیهایی برای رسیدن به استادی ارائه میدهد. رابرت گرین معتقد است برای استاد شدن نیازی به داشتن استعدادهای ذاتی نیست و باید به قدمهای اساتید پیش از خود نگاه کرد. بسیاری از افراد فکر میکنند علت موفقیتهای افراد برجستهای مثل داوینچی یا موتزارت، نبوغ ذاتی بوده است. اما این تصور غلط است زیرا بین استعداد ذاتی و تسلط بر یک مهارت ارتباطی خاصی وجود ندارد. بسیاری از افراد در کودکی بسیار با استعداد بودهاند و در بزرگسالی دستاورد خاصی نداشتهاند و یا بالعکس. کسی که بخواهد به درجۀ استادی برسد باید مراحلی را طی کند. اول اینکه حوزۀ مورد علاثهاش را پیدا کند، کارآموزی کند، ذهنی خلاق پرورش دهد و برای رسیدن به استادی تلاش مداوم داشته باشد. این روند برای بسیاری از افرادی که در علم و هنر به جایگاه بالایی رسیدهاند نیز صادق است. کتاب چیرگی راهنمایی برای خودسازی است و نشان میدهد که چطور میتوان به برتری فکری و خلاقانه رسید. چیرگی یعنی چه؟ به عقدیۀ رابرت گرین، چیرگی بالاترین سطح از برتری خلاقانه است و به معنای تسلط کامل بر یک رشته یا زمینۀ خاص است. استادان افرادی هستند که توانستهاند اکتشافات پیشگامانهای انجام دهند، فرمهای هنری جدید ایجاد کنند یا پارادایمهای موجود در زمینه خود را تغییر دهند. برای مثال، ویلیام شکسپیر با نوآوری در نمایشنامهنویسی، شعر و نثر انگلیسی، نقش عمدهای در شکلدهی به ادبیات انگلیسی ایفا کرد. برای رسیدن به این درجه از مهارت، فرد باید تسلط فنی و دانش اجتماعی به دست آورد که دو مولفۀ اصلی چیرگی هستند. تسلط فنی به معنی درک عمیق مهارتها و دانش در زمینهای خاص است. این ویژگی فرصت نوآوری را فراهم کرده و به شما کمک میکند از مرزهای خود فراتر بروید. مولفۀ دیگر دانش اجتماعی است و به نقش دیگران در تسهیل مسیر اشاره دارد. به عقدیۀ گرین بدون این مهارتها نمیتوان به چیرگی رسید. کشف ندای درونی و ماموریت زندگی به روایت کتاب چیرگی رابرت گرین در فصل اول کتاب چیرگی توضیح میدهد که هر یک از ما حس میکنیم در زندگیمان کاری وجود دارد که برای آن به دنیا آمدهایم و سرنوشت ما این است که در آن مسلط شویم. به عبارتی ندای درونیمان ما را به آن سمت و سو میکشاند. ما باید از این ندای درونی به عنوان راهنما استفاده کنیم. افراد ویژگیهای منحصر به فردی دارند که به دلیل ترکیبهای پیچیده DNA است که آنها را به موجوداتی بههمتا تبدیل میکند. اما گاهی فشار اجتماعی ما را مجبور میکند که همرنگ جماعت شویم و به ندای درونی گوش نکنیم و به سراغ کاری که فکر میکنیم برای ما ساخته شده نرویم. این در حالی است که اگر به اصالت خود پایبند باشیم، میتوانیم به ندای درونیمان گوش دهیم و مسیر واقعیتری را در زندگی طی کنیم. بسیاری از افراد موفق در طول تاریخ در لحظاتی از زندگی خود به این نتیجه رسیدهاند که باید به سمت کدام حوزه بروند. این لحظات ممکن است به شکل کشف یک ندای درونی باشد که آنها را به سوی هدف زندگیشان دعوت میکند. مثلا برای داوینچی، این لحظه جایی شروع شد که او برگههایی از دفتر پدرش دزدید تا علاقهاش به کشید


































