دربست عشق اباد

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

سميرا آرامی متولد خرداد ١٣٦٤ است. داستان‌های او تصويری و ديالوگ‌محور است. روابط انسانی، عشق، زندگی و گاهی ظلم به زن و حتی فروش فرزند را چنان صميمی روايت می‌كند كه خواننده را در جای‌جای داستان با خود همراه می‌کند. قلم او سرشار از طنز است و پر از شيطنت‌های كودكانه. هركدام از داستان‌های اين مجموعه برنده‌ی جوايز متعدد جشنواره‌های ملی همچون؛ مقام اول جایزه‌ی داست

۲۰۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-835288

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از نیماژ

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب سایه ی تاریک کاج ها
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ان حیوان

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب توئیت

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب دوست مرحوم من

ترجمه‌ی شهریار وقفی پور

نیماژ

۳۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب داستان پرداز زندگی
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نامه های عاشقانه جویس به همسرش
۳۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب باواریا

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بی ادبیات
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تونل

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دنیا چشم از ما بر نمی دارد
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لاشه شناور
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لب خوانی چشم هایت
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لندن شهر چیزهای قرمز
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ماراتن در بالکن
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مکافات

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نفرین خاکستری
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نویسنده پشت پرده
۲۰۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

سميرا آرامی متولد خرداد ١٣٦٤ است.  داستان‌های او تصويری و ديالوگ‌محور است. روابط انسانی، عشق، زندگی و گاهی ظلم به زن و حتی فروش فرزند را چنان صميمی روايت می‌كند كه خواننده را در جای‌جای داستان با خود همراه می‌کند. قلم او سرشار از طنز است و پر از شيطنت‌های كودكانه.  هركدام از داستان‌های اين مجموعه برنده‌ی جوايز متعدد جشنواره‌های ملی همچون؛ مقام اول جایزه‌ی داستان تهران، مقام اول جشنواره‌ی داستان‌های ايرانی، مقام اول جشنواره‌ی ملی جوان ايرانی، مقام اول كنگره‌ی شعر و قصه‌ی جوان هرمزگان، مقام اول جايزه‌ی نيمروز، مقام اول جايزه‌ی شهر كتاب، مقام اول جايزه‌ی ادبی اصفهان، برگزيده‌ی جايزه‌ی ادبی بيهقی، برگزيده‌ی جايزه‌ی ادبی بوشهر و… بوده‌اند. ——————————————————————————— – راستی گفتید دربست تا کجا؟ زن شیشه‌ی ماشین را پایین کشید و باد پیچید لابه‌لای موهای بلوندش: – دروازه غار چراغ سبز شد و راننده دنده را پُر کرد و با نوک پا پدال گاز را فشار داد. – چند روزی توی باغچه بسته بودمش. اسمش رو گذاشته بودم خرمایی. نه اینکه رنگش خرمایی باشه. نه! توی سفیدی چشماش دوتا خرما داشت و پشت آن خرماها انگار چیزی بود که وقتی صدایش می‌کردی نگاهت می‌کرد. زن در سبد چوبی را برداشت و نگاهی به خروس انداخت. – کمتر مردی دیدم که جذب نگاه خرمایی بشه! از خیلی مردا شنیدم که می‌گن چشم زن، باید سگ داشته باشه و آدمو بگیره! راننده کلاه لبه‌دارش را عقب کشید و دوتا مردمک سیاه چشمانش را انداخت توی آینه‌ی وسط و دنبال سگی گشت.

۲۰۰٬۰۰۰تومان