گورچین
گورچین اثر شهره احدیت آنچه در «گورچین» انتظار شما را میکشد: شهره احدیت در گورچین با روبهروی هم قرار دادن گذشته و حال شخصیتهایش حسرتها، پشیمانیها، غمها و شادیهای آنها را مرور میکند تا راز غم تهنشین شده در اکنون آنها را دریابد. احساسهایی که ماندگارند: احساسهای در اغلب موارد نهچندان خوشایند که گویی آدمهای داستان هر چه تلاش کنند آنها را بزدایند د
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-701473
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیماژ
مشاهدهی همهتوضیحات
گورچین اثر شهره احدیت آنچه در «گورچین» انتظار شما را میکشد: شهره احدیت در گورچین با روبهروی هم قرار دادن گذشته و حال شخصیتهایش حسرتها، پشیمانیها، غمها و شادیهای آنها را مرور میکند تا راز غم تهنشین شده در اکنون آنها را دریابد. احساسهایی که ماندگارند: احساسهای در اغلب موارد نهچندان خوشایند که گویی آدمهای داستان هر چه تلاش کنند آنها را بزدایند در نهایت لکههای درشتشان از زندگی آنها پاک نخواهد شد. کتاب ماجرای زنی را روایت میکند که در جوانی با بارداری و زایش به چالش خورده است؛ چالشی که از آن عبور کرده ولی حالا در آستانهی پیری گویی باز هم اوضاع بحرانیست. زنی گرفتار ملال که برای رهایی از آن به گذشته چنگ میزند. زنی که به بازخوانی گذشته برای کشف رازهای خانوادگی میپردازد. اما مردها چگونه با بحران مواجه میشوند؟ شاید راهکار دیگری برای خلاصی از آن داشته باشند: پرسهزنی؛ پرسهزنی در گذشته و حال… دربارهی نویسنده: شهره احدیت متولد تیرماه سال 1340 و اهل کاشان است. او فارغالتحصیل رشته جامعهشناسی در مقطع کارشناسی ارشد است. از سال 78 به طورجدی در بستر داستاننویسی فعالت کرده و چند کتاب در حوزهای جز ادبیات تدوین و یا تالیف کرده است که از ان جمله میتوان به بررسی قوانین ازدواج و طلاق، ترجمه و تالیف اصول حسابداری و تعدادی پژوهش در حوزه جامعه-شناسی سیاسی اشاره کرد. آخرین کار شهره احدیت رمان « گورچین » بوده که از استقبال خوبی نیز برخوردار گشت. از دیگر کارهای شهره احدیت میتوان به « زخم زار » و « زمان زوال » نیز اشاره کرد. برشهای از کتاب: دارد رنگ به صورت مامان میآید. خودش هم حتمی میخواسته بداند. روش نمیشده از من بپرسد. شاید نخواسته ناراحتم کند. دروغ که میگویم حال خودم هم بهتر میشود. وقتی میشود با یک دروغ ساده خیال همه را راحت کرد که از فکر عذاب جهنم بیایند بیرون چرا راست بگویم؟



































