هنر همه فن حریف شدن در احساسات
۳۰۸
صفحه
۱۴۰۰
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
احساسات همراه همیشگی ما و شاید مهمترین عاملی هستند که ما را به انسان تبدیل میکنند. همهی ما کموبیش هر لحظه احساسات گوناگونی داریم. تقریباً میتوان گفت احساسکردن مثل نفسکشیدن است، همان قدر غیرقابلگریز! اما در زندگی طوری وانمود میکنیم که انگار خلاف این درست است. اغلب اوقات تمام تلاشمان را میکنیم که احساساتمان را انکار یا پنهان کنیم، حتی از خودمان. اکثر
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- روانشناسی و موفقیت
- شناسه کالا
- kj-522624
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۲۵۴۲۶۷۲
- تعداد صفحه
- ۳۰۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۰
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از میلکان
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی نهال سهیلی فر
مشاهدهی همهتوضیحات
احساسات همراه همیشگی ما و شاید مهمترین عاملی هستند که ما را به انسان تبدیل میکنند. همهی ما کموبیش هر لحظه احساسات گوناگونی داریم. تقریباً میتوان گفت احساسکردن مثل نفسکشیدن است، همان قدر غیرقابلگریز! اما در زندگی طوری وانمود میکنیم که انگار خلاف این درست است. اغلب اوقات تمام تلاشمان را میکنیم که احساساتمان را انکار یا پنهان کنیم، حتی از خودمان. اکثر ما بهیاد نداریم چگونه با احساساتمان مواجه شویم، بنابراین از آنها طفره میرویم، رویشان سرپوش میگذاریم و سرکوبشان میکنیم. فکر میکنیم احساسات سرعت ما را کم میکنند و مانعی بر سر راه اهدافمان هستند اما نمیدانیم این سرکوبکردن چه عواقب جبرانناپذیری در زندگی ما و اطرافیانمان و حتی نسلهای بعد از ما دارد. سه درس برای همه فن حریف شدن در احساسات اگر یاد بگیریم بهجای هراس از احساسات، تمامشان را بپذیریم و حتی با آغوش باز قبولشان کنیم، میتوانیم کاری کنیم که احساساتمان به نفع ما باشند، نه بر علیه ما. با فراگرفتن علم احساسات، مهارتهای لازم برای استفادهی عاقلانه از احساساتمان را یاد میگیریم. در این صورت دیگر احساساتی که حتی گاهی متوجهشان نیستیم، نمیتوانند کنترل ما را به دست بگیرند. همچنین میتوانیم به نزدیکانمان، عزیزانمان و همکارانمان کمک کنیم تا احساساتشان را بهتر مدیریت کنند. درس مهم شماره یک: دانشمند احساسات باشید شیوهای علمی برای درک عواطف و احساسات وجود دارد. درست است که شاید برخی از ما قبلاً فکر کرده باشیم (یا حتی هنوز هم فکر کنیم) که احساسات صرفاً چیزهای نامعقول یا بیهوده هستند، اما با مهارتهای درست متوجه میشویم که میتوانیم یاد بگیریم احساسات خودمان و دیگران را درک کنیم، بهدرستی به آنها پاسخ دهیم و احساسات را به شکل اطلاعات ببینیم. هنگامی که این اطلاعات را با ذهنیت علمی دریافت میکنیم، چیزی به ما میدهند تا به آن فکر کنیم یا تجزیهوتحلیل کنیم، بهخصوص وقتی متوجه میشویم که یکسری احساسات خاص را بیشتر از احساسات دیگر تجربه میکنیم. استرسِ مداوم بر یادگیری، پردازش حافظه و سلامت روح و جسم تأثیر میگذارد؛ بنابراین دانستن اینکه چه احساسی داریم و شاید کمک به دیگران برای اینکه متوجه شوند چه احساسی دارند، نقش بسزایی در زندگی ما دارد. درست است که بهترین زمان یادگیری این مهارتها در سنین کودکی و نوجوانی است، اما ماهی را هروقت از آب بگیرید تازه است! مارک و عموی مرحومش ماروین در اواخر دههی ۹۰ تلاش کردند این مهارتها را وارد برنامهی آموزشی مدارس کنند، اما موفق نشدند. نه به این دلیل که کودکان نمیتوانستند آنها را درک کنند یا نمیتوانستند در اینباره گفتگو کنند، بلکه به این دلیل که معلمان (افراد بزرگسال مدرسه) نمیتوانستند این کار را انجام دهند و اهمیت این مسئله را متوجه نمیشدند. آنها مهارتهای لازم برای کنترل احساسات خود را نداشتند و در نتیجه با داشتن هرگونه گفتوگو با بچههای کلاس درمورد احساسات، شدیداً معذب میشدند. همین نشان میدهد تا زمانی که افراد بزرگسال مدرسه یا جامعه این مهارتها را فرا نگیرند، امیدی به یادگیری نسلهای جوانتر نیست. درس مهم شماره دو: پنج مهارت هوش هیجانی را یاد بگیرید داشتن مهارتهای احساسی (دادن اجازهی احساسکردن به خودتان و اطرافیانتان) به این معنا نیست که کیسه بوکس دیگران شوید یا با هر حرفی که دیگران میزنند یا هر کاری که میکنند موافقت کنید. کسانی که مهارتهای هوش هیجانی را میآموزند هم مثل دیگران وقتی مورد حمله قرار بگیرند از خود واکنش نشان میدهند؛ اما سروکلهزدن با احساساتی که در این مواجهه پیدا میکنند، برایشان آسانتر است و در پیداکردن راهحلی مسالمتآمیز مهارت بیشتری دارند. این مهارتها عبارتند از: شناسایی احساسات : تشخیص اینکه خودمان و دیگران چه احساساتی داریم، از طریق نشانههای کلامی و غیرکلامی. درک احساسات : درککردن این احساسات و مهمتر از آن، یافتن منشأ آنها. نامگذاری احساسات: لازم است دامنهی واژگان بهتری در زمینهی آگاهی از احساسات داشته باشیم و بتوانیم احساساتمان را نامگذاری کنیم. ابراز احساسات : یادگرفتن بیان احساساتمان به روشی صحیح که به دیگران اطلاع میدهد چه احساسی داریم و شاید به چه اقدام یا حمایتی نیاز داریم. تنظیم و تعدیل احساسات : شما باید احساسات خود را تنظیم کنید، نه اینکه بگذارید آنها شما را تنظیم کنند. با تمرین منظم این مهارتها، در آنها بهتر میشوید و کنارآمدن با برخی افراد، شرایط سخت و شاید حتی زندگی روزمرهتان برایتان راحتتر میشود. بهخصوص اگر این مهارتها را همراه با همسر، خانواده یا همکاران خود تمرین کنید. درک احساسات احتمالاً یکی از سختترین مهارتها برای تسلط است، زیرا باید بتوانیم در اوج لحظه








































