عیار ناتمام
۴۹۱
صفحه
۱۳۹۸
سال چاپ
شومیز - رقعی
نوع جلد
کتاب عیار ناتمام رمانی به قلم هادی معصومدوست و خسرو شکوریفر است. هادی معصومدوست (متولد سال 1364) نویسندهای جوان است که در زمینهی ادبیات نمایشی تحصیل کرده. خسرو شکوریفر نیز متولد سال 1355 است و همین کتاب «عیار ناتمام» یگانهاثر او به شمار میرود. این اثر که حاصل هماندیشی دو نسل است، هم بهخوبی توانسته فضای جنگ و ویرانیهای حاصل از آن را بازآفرینی کند
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-178294
- تعداد صفحه
- ۴۹۱
- نوع جلد
- شومیز - رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۸
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیلوفر
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب عیار ناتمام رمانی به قلم هادی معصومدوست و خسرو شکوریفر است. هادی معصومدوست (متولد سال 1364) نویسندهای جوان است که در زمینهی ادبیات نمایشی تحصیل کرده. خسرو شکوریفر نیز متولد سال 1355 است و همین کتاب «عیار ناتمام» یگانهاثر او به شمار میرود. این اثر که حاصل هماندیشی دو نسل است، هم بهخوبی توانسته فضای جنگ و ویرانیهای حاصل از آن را بازآفرینی کند و هم در ترسیم فضای اجتماعی و سیاسی دههی هشتاد بهخصوص وقایع سال 1388 موفق عمل کرده است. این رمان در بستر تاریخ معاصر ایران روایت میشود. رویدادهای آن برگرفته از وقایع تاریخی و سیاسی دیروز و امروزی هستند که بر ما و پدران ما گذشته است. «عیار ناتمام» از دوران سخنرانیهای پرشور علی شریعتی آغاز میشود و داستان زندگی و حوادث شخصیتها را تا انقلاب 57 به تصویر میکشد. از سالهای انقلاب و جنگ ایران و عراق عبور میکند و به سال پرحادثهی 88 میرسد که سال آرزوهای بربادرفتهی نسل جوان است؛ اما تا پیش از این در روایتهای رسمی از آن یادی نشده بود. این کتاب روایتگر زندگی چندین نسل است. راوی این اثر گاهی یک مارکسیست دوآتشهی دههی چهل و گاه یک انقلابی دههی پنجاه است. گاه یک رزمندهی جنگ است که هشت سال جنگیده یا اسارت کشیده و گاه جوانی که در سالهای پایانی دههی هشتاد درگیر فضای ملتهب و تنشآلود انتخاباتی شده است. هادی معصومدوست در مورد رمانش میگوید: «رمان عیار ناتمام برای من ادای دینی است به خودم و نسلم که در سال 88 بسیار درد کشیدیم و آرزوهایی که به ثمر نرسیدند.»



































