یاسمن های زنانه
داستانهای مجموعهی «یاسمنهای زنانه» چندان از رویکرد اصلی داستانهای پیشین آرش آذرپناه فاصله نگرفتهاند، توجه به زبان و موقعیتهای منحصربهفرد همچنان جانمایهی این داستانها را میسازد. توجه به فرم روایت نیز در مجموعهی یاسمنهای زنانه به زبان افزوده شده تا داستانهایی بعضاً پُرحوصلهتر و گاه مفصلتر را بیافریند. در سه داستان آخر این مجموعه نویسنده تلاش کر
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-965872
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیماژ
مشاهدهی همهتوضیحات
داستانهای مجموعهی «یاسمنهای زنانه» چندان از رویکرد اصلی داستانهای پیشین آرش آذرپناه فاصله نگرفتهاند، توجه به زبان و موقعیتهای منحصربهفرد همچنان جانمایهی این داستانها را میسازد. توجه به فرم روایت نیز در مجموعهی یاسمنهای زنانه به زبان افزوده شده تا داستانهایی بعضاً پُرحوصلهتر و گاه مفصلتر را بیافریند. در سه داستان آخر این مجموعه نویسنده تلاش کرده در سه حیطهی متفاوت داستانهای تجربی جدیدی را بیازماید که منجر به داستانهایی شده است که نویسنده نام آنها را تفننی در طنز، سجع و فرم نامیده است. در یکی از این سه تفنن بهزعم نویسنده، برای نخستین بار در تاریخ داستان ایرانی، با یک داستان مدرن روبهرو خواهیم شد که سراسر با نثر مسجع نوشته شده است. ————————————————————————— خفاشی تا پیش مهتابی آمد و در چندسانتی صورتشان راه آمده را برگشت و در عمق شب گم شد. زن جیغکی از پردهی جگر برآورد. مرد به سوسوی ستارگان نگریست و ترسید نورشان خاموش شود چنانکه گاهی چون گردسوزی کورسو میزدند و باز جانی تازه میگرفتند. زن گفت: -چطور نمیبینیشان؟ حالا همهشان آمدهاند کنار پاشویهی حوض. شرشر آب را هم نمیشنوی واقعاً؟ آن که قد کوتاهتر از همه است زیر صنوبر بزرگتر ایستاده با موهای سیخ نارنجی، نگاهش کن! مرد باز نگاه کرد. میان صنوبرها به سیاهی میزد و مستولی بود همهی تیرگی شب.



































