
جلوِ افتاب نایست: کلبی زیستن
نوشتهی ادواردو اینفانته
هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باشاین کتاب فعلا ناموجود است
شمارهات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت میفرستیم تا حسابت ساخته شود و بهمحضِ موجود شدن خبرت کنیم.
با ادامه، حساب کاربریات (در صورت نبود) ساخته میشود.
«روایت شده است اسکندر مقدونی جوان که شهرت دیوگِنِس کنجکاوی او را برانگیخته بود، روزی به جستوجوی او رفت. او را درحالی یافت که کاهلانه زیر آفتاب به پشت دراز کشیده بود، شاید در نزدیکیِ یکی از میدانهای ورزشی آتن؛ بعضی دیگر گفتهاند که درحال شیرازهبستن کتابی بود. حکمران جوان که میکوشید گشادهدستی خود را آشکار سازد به فیلسوف رخصت داد از او خواهشی بکند. ظاهراً
نسخهها و ناشرها
۳۶۰٬۰۰۰تومانناموجود
۳۶۰٬۰۰۰تومانناموجود
دیدگاههای کاربران
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از لگا
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی مجدالدین ارسنجانی
مشاهدهی همهتوضیحات
«روایت شده است اسکندر مقدونی جوان که شهرت دیوگِنِس کنجکاوی او را برانگیخته بود، روزی به جستوجوی او رفت. او را درحالی یافت که کاهلانه زیر آفتاب به پشت دراز کشیده بود، شاید در نزدیکیِ یکی از میدانهای ورزشی آتن؛ بعضی دیگر گفتهاند که درحال شیرازهبستن کتابی بود. حکمران جوان که میکوشید گشادهدستی خود را آشکار سازد به فیلسوف رخصت داد از او خواهشی بکند. ظاهراً پاسخ دیوگنس چنین بود: «جلوِ آفتاب نایست». ادواردو اینفانته در کتاب قبلی خود، فلسفه در خیابان ، آرای فیلسوفان مختلف را دربارۀ مشکلات روزمره آورده است. در آن کتاب از نویسنده داوری نمیکند و داوری به خواننده واگذار شده است. اما در این کتاب، با عنوان جلوِ آفتاب نایست ، او میکوشد فلسفهای را که میپسندد و شایستۀ دفاع میداند، معرفی کند. ازآنجاکه فرهنگهای ما پر از طعن و تَعَنُّت به کلبیان است، اینفانته حاجتی به آوردن آن نقدها از دیدگاه انتقادی ندیده است. در این کتاب، «کلبیگری» آنچنان معرفی میشود که ما بتوانیم راهحل مشکلات واقعی زندگی را در آن پیدا کنیم؛ همانطور که نویسنده تلویحاً اشاره میکند، فلسفیدنِ بسیار دربارۀ کلبیگری نوعی نقض غرض است. مارتین هایدگر گفته است که بیشتر مردم زیستی گمنام دارند، زندگیشان «میگویند» و «میکنند» است. به دیگر بیان، آنچه میگویند و میکنند ازآنرو است که مردم چنان میگویند و چنان میکنند. کلبیگری دعوتی به ساختن زیستی اصیل و حقیقی است: گفتن و کردنِ آنچه هریک از ما در توانمان است، مانعشدن از اینکه دیگران به ما دستور بدهند که به چه بیندیشیم و چگونه زندگی کنیم. در جهان کنونیِ ما که شکل، شیوه و سبک زندگی تکرنگ است، باید زود آن «قهرمان فلسفی» را بیابیم تا عهدهدار امر تجسم آزادی اندیشه شود، تا جرئت کند و به زندگی بیندیشد و اندیشه را بزید. کتاب جلوِ آفتاب نایست میخواهد فلسفۀ کلبی را امروزی کند، فلسفهای که جلیقۀ نجاتیست برای بقای آزادی، سلامت عقل و شأن انسان در جهان پساهمهآلایی (پستپاندمی)، جهانی که به نظر میرسد در میان امواج سرگردان است.









![جلد کتاب داستان یک نام جدید [دومین کتاب از چهارگانۀ ناپلی]](/uploads/im0001130491.webp)

![جلد کتاب انان که می روند و انان که می مانند [سومین کتاب از چهارگانۀ ناپلی]](/uploads/im0001130476.webp)






![جلد کتاب داستان کودک گمشده [چهارمین کتاب از چهارگانۀ ناپلی]](/uploads/im0001130335.webp)

















