کتاب برف سیاه
برف سیاه اثر میخائیل بولگاکف ترجمهی احمد پوری رمان «برف سیاه» نوشتهی میخائیل بولگاکف (نویسندهی رمان مرشد و مارگاریتا) با ترجمهی استاد احمد پوری، رمانیست که خواندن آن ما را به یاد رمانهای نویسندگان کلاسیک روسیه مانند داستایوفسکی میاندازد. نویسنده در این کتاب با طنزی نیشدار به وضعیت فلاکتبار زندگی کارمندی، فقر، کابوسها و اشباح شبانه، بیماری و جنون، ا
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-755254
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیماژ
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی احمد پوری
مشاهدهی همهتوضیحات
برف سیاه اثر میخائیل بولگاکف ترجمهی احمد پوری رمان «برف سیاه» نوشتهی میخائیل بولگاکف (نویسندهی رمان مرشد و مارگاریتا) با ترجمهی استاد احمد پوری، رمانیست که خواندن آن ما را به یاد رمانهای نویسندگان کلاسیک روسیه مانند داستایوفسکی میاندازد. نویسنده در این کتاب با طنزی نیشدار به وضعیت فلاکتبار زندگی کارمندی، فقر، کابوسها و اشباح شبانه، بیماری و جنون، احساس تحقیر و سرخوردگی مردم خود پرداخته است. اما موضوع و چالش اصلیاش در این رمان همان مسالهی است که بولگاکف در زمان حیات بسیار با آن درگیر بود؛ یعنی سانسور در دنیای هنر. خلاصه داستان: شخصیت اصلی رمان، مقصودف وارد یک رویهی فرسایشی میشود که در آن نمایشنامه خود را دستخوش تغییر و تحولات سلیقهای میبیند. بولگاکف این استیصال و درماندگی که برای یک هنرمند در چنین فضایی رخ میدهد را با دقت و نکتهسنجی توصیف میکند. برشی از رمان برف سیاه …لوله هفت تیر را روی شقیقه و انگشت لرزانم را روی ماشه گذاشتم. همان دم صدای آشنایی از طبقهی پایین شنیدم. مرد خوانندهای با صدای زیر شروع به خواندن کرد. «خداوند چیزی را به من باز نمیگرداند!» «… فاوست! چه بهموقع! منتظر ابلیس میشوم تا بیاید تو. برای آخرین بار. دیگر آن را نخواهم شنید.» انگشت لرزانم روی ماشه مانده بود. صدای در آمد. هفتتیر از دستم افتاد. به سوی در رفتم. از دیگر آثار احمد پوری که توسط نشر نیماژ منتشر شده است میتوان به ترجمههای رمان « دشمنان » نوشتهی آیساک باشویس سینگر ، « دلبند عزیزترینم » که نامههای چخوف به همسرش اولگا کنیپر را در برمیگیرد، مجموعه اشعار « تو خواب عشق میبینی من خواب استخوان » سرودهی اورهان ولی و « گزیده اشعار شل سیلور استاین » و رمان « پشت درخت توت » و مجموعهداستان بههمپیوستهی «روزن» که نوشتهی خود احمد پوری هستند، اشاره کرد.










































