کتاب درها
۴۸۵
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
جلدسخت
نوع جلد
اگر کتابی داشتی که دری را به هر مکان و زمانی باز میکرد با آن کجا میرفتی؟ کیسی اندروز، زن جوانی که تمام اعضای خانوادهاش را از دست داده، از اورگن به نیویورک میآید تا زندگی جدیدی را آغاز کند. او که عاشق کتابهاست، در کتابفروشی کلنر در منهتن شروع به کار میکند و با پیرمردی مهربان و دوستداشتنی به نام آقای وبر که از مشتریان ثابت کتابفروشی است آشنا میشود. پ
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-270366
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۲۵۴۷۹۸۱
- تعداد صفحه
- ۴۸۵
- نوع جلد
- جلدسخت
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از میلکان
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی مهسا صباغی
مشاهدهی همهتوضیحات
اگر کتابی داشتی که دری را به هر مکان و زمانی باز میکرد با آن کجا میرفتی؟ کیسی اندروز، زن جوانی که تمام اعضای خانوادهاش را از دست داده، از اورگن به نیویورک میآید تا زندگی جدیدی را آغاز کند. او که عاشق کتابهاست، در کتابفروشی کلنر در منهتن شروع به کار میکند و با پیرمردی مهربان و دوستداشتنی به نام آقای وبر که از مشتریان ثابت کتابفروشی است آشنا میشود. پیرمرد درست قبل از مرگش کتابی را با یادداشتی روی میزش میگذارد و آن را به کیسی تقدیم میکند. اما این یک کتاب معمولی نیست؛ بلکه «کتاب درها» است. کتابی که درِ اتاقخواب کیسی را به هر در دیگری در این کرهی خاکی متصل میکند… . کتاب درها رمانی پر از جادو، ماجراجویی و داستانهای عاشقانه است. این کتاب، درهای دنیای هیجانانگیز فانتزی معاصر را برای خوانندگان داستانهای مدرنی باز میکند که شگفتی ناشناختهها را با تهرنگی از تاریکی درهم میآمیزند. بهويژه دوستداران کتابخانهٔ نیمهشب، زندگی نامرئی ادی لارو و سیرک شبانه از این کتاب لذت خواهند برد. از متن کتاب خوشبختی چیزی نیست که بشینی و منتظرش بمونی. باید انتخابش کنی و باوجود تمام مشکلات دنبالش بدوئی. قرار نیست کسی بیاد و خوشبختی رو دودستی بهت تقدیم کنه. این چیزهایی که دربارهشون حرف میزنی، همهش بخشی از بزرگشدنه، اینکه میگی دلتنگ خونهای، دلتنگ منی. فکر میکنی من دلم برای مادربزرگت تنگ نمیشه؟ معلومه که میشه. هر روز و هر نفس و هر لحظهای که بدون اون میگذرونم، دلم براش تنگ میشه. ولی باید بعضی چیزها رو رها کنی؛ وگرنه زندهزنده میخورنت. باید اجازه بدی بگذره. «هر کسی که عاشق کتابهایی دربارهی کتابهاست و از فانتزیهای با رنگوبوی عاشقی لذت میبرد محسور این کتاب میشود.» بوکلیست










































