روانشناسی عمومی
گروه نویسندگان
ترجمهی مجید صادقی، منالی صادقی
فنی ایران، نردبان
غلامرضا ابراهیمی نژاد، مهدی ابراهیمی نژاد
ترجمهی مهدی ملک محمد
جامی(مصدق)
جاناتان ای. اسمیت
ترجمهی اسماعیل سعدی پور، زهرا قلمی، سمانه محمدی شمیرانی
رشد
گروه نویسندگان
ترجمهی مجید صادقی، منالی صادقی
فنی ایران، نردبان
غلامرضا ابراهیمی نژاد، مهدی ابراهیمی نژاد
ترجمهی مهدی ملک محمد
جامی(مصدق)
جاناتان ای. اسمیت
ترجمهی اسماعیل سعدی پور، زهرا قلمی، سمانه محمدی شمیرانی
رشد
چرا بعضی از ما با شنیدن یک جمله تا شب دلخور میمانیم و بعضی بهسادگی از کنارش رد میشوند؟ چرا تصمیمهایی که با منطق گرفتهایم، گاهی آخرش شکل احساس درمیآیند؟ کتاب روانشناسی عمومی برای همین پرسشها نوشته شده است: برای کسی که میخواهد ذهن، رفتار و رابطههای آدمها را بهتر بفهمد، بدون آنکه لازم باشد دانشجوی این رشته باشد. این صفحه راهنمای شماست برای شناختن این دسته، انتخاب کتاب مناسب و پیدا کردن نقطهی شروع.
در ادامه میخوانید روانشناسی عمومی دقیقا چیست، چه شاخههایی دارد، کتابها را چطور میشود از هم جدا کرد، و اگر تازه شروع کردهاید سراغ کدام نوع کتاب بروید. کتابهای این دسته را در همین صفحه ببینید و نسخهی چاپیشان را آنلاین سفارش بدهید.
روانشناسی علم مطالعهی ذهن و رفتار انسان است. «عمومی» یعنی کتاب به یک بیماری، یک سن یا یک مشکل خاص نمیپردازد و تصویر کلی را نشان میدهد: ما چگونه فکر میکنیم، چرا احساس میکنیم، چطور یاد میگیریم، چرا شخصیتمان با دیگران فرق دارد و در جمع چه رفتاری از خودمان نشان میدهیم.
کتابهای روانشناسی عمومی معمولا دو گروهاند. گروه اول درسی و دانشگاهی است و همهی مبحثها را به ترتیب پیش میبرد. گروه دوم برای خوانندهی عادی نوشته شده، یک موضوع را برمیدارد و با مثال و داستان توضیح میدهد. هر دو ارزش دارند، ولی به کار دو نوع خواننده میآیند و همینجا باید تصمیم بگیرید کدام به درد شما میخورد.
یک نکتهی مهم: کتاب روانشناسی به شما کمک میکند خودتان و دیگران را بشناسید، اما جای روانشناس یا روانپزشک را نمیگیرد. اگر مشکلی جدی دارید، حتما با یک متخصص مشورت کنید.
دلیلها متفاوت است. بعضیها دانشجوی روانشناسی یا رشتههای نزدیک به آن هستند و کتاب مرجع میخواهند. بعضی میخواهند رفتار همسر، فرزند، همکار یا رئیسشان را بفهمند. بعضی سرشان به کار خودشان گرم است و ناگهان با یک سؤال دربارهی خودشان روبهرو شدهاند: «چرا من اینطور واکنش نشان میدهم؟»
گروه دیگری هم هست که فقط کنجکاوند. ذهن انسان یکی از عجیبترین چیزهایی است که میشود دربارهاش خواند، و کتابهای این دسته همین حس کنجکاوی را سیراب میکنند. اگر شما هم فیلمی دیدهاید، خبری خواندهاید یا گفتوگویی داشتهاید که ذهنتان را درگیر کرده، احتمالا جوابش را در یکی از این کتابها پیدا میکنید.
پیش از خرید خوب است بدانید این علم به چه بخشهایی تقسیم میشود. با این نقشه در ذهن، عنوان کتابها معنی پیدا میکنند.
دربارهی حافظه، توجه، زبان، تفکر و تصمیمگیری است. در این دسته عنوانهایی مثل «علم شناخت یا شناختپژوهی» و «ضمیر آگاه» دیده میشود که از همین قلمرو میآیند و به راز ذهن و آگاهی میپردازند. «تفکر نقادانه» هم به مهارت سنجیدن ادعاها و استدلالها نزدیک است.
میپرسد چرا آدمها با هم فرق دارند. تیپهای شخصیتی، صفتها، انگیزهها و سبکهای رفتاری اینجا بررسی میشود. عنوانی مثل «شخصیت و سیاست» نشان میدهد که این حوزه به سیاست و اجتماع هم سر میزند.
دربارهی این است که وقتی با دیگران هستیم چه بر سر رفتارمان میآید: اطاعت، تعصب، قضاوت، همرنگی با جمع و روابط بین آدمها.
مسیر تغییر انسان از کودکی تا پیری را دنبال میکند. اگر در جستوجوی مطلب مخصوص کودکان هستید، دستهی روانشناسی کودک و نوجوان را هم ببینید.
بخش فنیتر ماجراست: چگونه شخصیت یا توانایی را اندازه بگیریم و آزمون درست بسازیم. نمونهاش «نظریههای جدید روانسنجی برای روانشناسان» و «کتاب کار نظام سنجش عملکرد رورشاخ» است که بیشتر به کار دانشجویان و متخصصان میآید تا خوانندهی عادی.
خوانندهی تازهکار معمولا دو اشتباه میکند. یا سراغ کتاب سنگین دانشگاهی میرود و بعد از بیست صفحه خسته میشود، یا فقط کتابهایی میخواند که وعدهی راهحل سریع میدهند. راه میانه بهتر است.
حتی اگر روزی فقط ده صفحه بخوانید، بعد از چند ماه چند کتاب تمام کردهاید. عجله لازم نیست.
موجودی این دسته در طول زمان عوض میشود، اما چند عنوان تنوع آن را نشان میدهد:
دربارهی هر کتاب، مشخصات کامل در صفحهی خودش است. قبل از سفارش، آن را ببینید.
این مهمترین تصمیم شماست. چند نشانه به شما کمک میکند.
کتاب دانشگاهی معمولا فصلبندی منظم، تعریف اصطلاحها و منبعهای فراوان دارد. اگر درسی میخوانید یا میخواهید پایهی علمی محکم بسازید، این کتابها به کارتان میآیند. در عوض ممکن است خشک باشند و خواندنشان وقت بخواهد.
کتاب عمومی روانتر است. مثال از زندگی روزمره میآورد و برای خواندن در فرصتهای کوتاه مناسبتر است. اشکالش این است که ممکن است موضوع را ساده کند. پس اگر چیزی در آن به نظرتان زیادی قطعی آمد، با دید باز بخوانید.
توصیهی ما: اگر شک دارید، یک کتاب مقدماتی بگیرید. اگر دیدید سطحش پایین است، بعدا میتوانید بروید سراغ کتاب سنگینتر. برعکسش سختتر است.
خوبی این کتابها این است که فقط برای دانستن نیستند. خواننده کمکم در زندگیاش از آنها استفاده میکند.
مثلا وقتی دربارهی تفکر نقادانه میخوانید، شاید دفعهی بعد که خبر عجیبی شنیدید، اول بپرسید منبعش چیست. وقتی دربارهی شخصیت میخوانید، میفهمید همکارتان که ساکت است لزوما بیعلاقه نیست و ممکن است فقط درونگرا باشد. وقتی دربارهی هویت میخوانید، دلیل تردیدهای نوجوان یا جوان خانه را بهتر درک میکنید.
البته بعضی چیزها را نباید زیاد جدی گرفت. برچسب زدن به آدمها با چند اصطلاح روانشناسی خطای رایجی است. کتاب خوب به شما یاد میدهد دقیقتر ببینید، نه سریعتر قضاوت کنید.
اگر این مفهومها را از پیش بشناسید، خواندن راحتتر میشود. همهی اینها دانش عمومی رشته است.
بخشی از فکر و انگیزهی ما بدون توجه ما کار میکند. کتابهای زیادی دربارهی اینکه چه چیزی آگاهانه است و چه چیزی نه نوشته شدهاند. اگر به روانکاوی علاقه دارید، دستهی روانکاوی و رواندرمانی را هم ببینید.
احساس اینکه چه کسی هستیم و کجای دنیا ایستادهایم. در دوران جوانی پررنگتر میشود اما در هر سنی ممکن است دوباره سراغمان بیاید.
همهی فرایندهایی که با آنها میفهمیم و یاد میگیریم و تصمیم میگیریم. به همین دلیل «علم شناخت» رشتهای است که روانشناسی، زبانشناسی، عصبشناسی و فلسفه را کنار هم میآورد.
مهارت پرسیدن و سنجیدن. این مهارت را میشود یاد گرفت و تمرین کرد، و کتابها با مثال به شما کمک میکنند.
ممکن است در میانهی خواندن بفهمید علاقهی اصلیتان جای دیگری است. مشکلی نیست، چون روانشناسی شاخههای بسیاری دارد و کتابجم برای هر کدام دستهای جدا دارد.
اگر میخواهید رفتار خودتان را عمیقتر بشناسید، دستهی خودشناسی و ذهنآگاهی را ببینید. اگر دربارهی رشد و بهتر شدن میخوانید، توسعه فردی جای خوبی است. کسی که با کودک و نوجوان سروکار دارد، شاید بخواهد از فرزندپروری و تربیت کودک شروع کند. و اگر کارتان به رابطهی زوجهاست، ازدواج و زندگی زناشویی را ببینید.
کتابهای این دستهها به هم پیوستهاند. اگر شاخهی اصلی این علم برایتان روشن باشد، بقیهشان را راحتتر میفهمید. برای دیدن دستهی بزرگتر هم میتوانید به روانشناسی و موفقیت سر بزنید.
خوانندههای باتجربه هم گاهی این اشتباهها را میکنند.
اگر درس دارید، اول سرفصل درس را ببینید و کتابی را که استاد معرفی کرده انتخاب کنید. برای مرور، کتاب فشردهای مثل «خلاصهی زمینهی روانشناسی» میتواند کمک کند. برای تحقیق و پایاننامه هم به سراغ کتابهای تخصصیتر بروید.
کتابهایی را انتخاب کنید که یک پرسش مشخص دارند. «ضمیر آگاه» و «تفکر نقادانه» نمونههایی از این نوعاند. همیشه اول چند صفحهی ابتدای کتاب را ببینید تا مطمئن شوید نثرش با شما جور است.
عنوانهایی مانند «جوان و بحران هویت» را نگاه کنید و اگر موضوع دیگری مدنظرتان است، به دستهی اضطراب و افسردگی یا کتابهای انگیزشی سر بزنید. یادتان باشد هیچ کتابی جای مشاور نیست.
کتابی مثل «رماندرمانی» از پیوند بین داستان و روان میگوید. اگر خواندن رمان را دوست دارید، این نوع کتابها شما را به دنیای تازهای میبرند.
خواندن این کتابها با رمان فرق دارد. چند عادت ساده کمک میکند بیشتر یاد بگیرید.
اینها چیزهای سادهایاند، ولی تفاوت بین خواندن و یاد گرفتن را همینها میسازند.
هدیه دادن کتاب روانشناسی کمی حساس است. اگر به کسی بدهید که مشکلی دارد، ممکن است حس کند شما او را «مشکلدار» میدانید. بنابراین هدیه را با دقت انتخاب کنید.
کتابهای عمومی و کنجکاویبرانگیز بهترین انتخاباند: کتابی دربارهی ذهن، تفکر یا داستان و روان. برای دانشجویان این رشته هم کتاب مرجع یا کتاب مرور، هدیهی قابلاستفادهای است. بهتر است با علاقهی گیرنده شروع کنید، نه با آنچه فکر میکنید لازم دارد.
نسخهی چاپی کتاب را میتوانید آنلاین سفارش بدهید و برای دوستان یا خانواده کنار بگذارید. قبل از سفارش، مشخصات کتاب را در صفحهی خودش نگاه کنید.
بعضیها با یک برنامهی ساده بهتر پیش میروند. این مسیر فقط یک پیشنهاد است و میتوانید آن را با علاقهی خودتان تغییر بدهید.
یک کتاب مقدماتی و فشرده بردارید و آرام بخوانید. هدف این است که اسم شاخهها، مفهومها و چهرههای اصلی این علم برایتان آشنا شود. لازم نیست همهچیز را حفظ کنید. کافی است وقتی اسمی را دوباره دیدید، بگویید «این را قبلا شنیدهام».
یکی از شاخهها را انتخاب کنید. اگر ذهن و آگاهی برایتان جذاب بود، کتابی مثل «ضمیر آگاه» را بخوانید. اگر تصمیمگیری و استدلال برایتان مهم بود، سراغ «تفکر نقادانه» بروید. اگر به هویت و دوران جوانی علاقه دارید، «جوان و بحران هویت» گزینهی خوبی است.
حالا کتابی بخوانید که موضوع را به زندگی روزمره وصل میکند. شاید کتابی دربارهی حل مسئله یا ارتباط بین آدمها. در این مرحله یادداشتهای ماههای قبل به کارتان میآید. ببینید کدام مفهوم را در زندگی خودتان دیدهاید و کدام را نه.
بعد از سه ماه احتمالا میدانید کدام بخش را بیشتر دوست دارید و میتوانید کتابهای تخصصیتر همان بخش را دنبال کنید.
یکی از نکتههای جالب این دسته، وجود کتابهایی است که روانشناسی را با ادبیات کنار هم میگذارند. عنوان «رماندرمانی» همین پیوند را به ذهن میآورد. ایدهی کلی ساده است: داستانها به ما اجازه میدهند در جای دیگران بایستیم و احساسهایی را تجربه کنیم که در زندگی خودمان شاید هرگز فرصتش را نداشته باشیم.
وقتی رمانی میخوانید و با قهرمان قصه همدل میشوید، در واقع دارید همدلی را تمرین میکنید. روانشناسان و نویسندگان از قدیم به این نکته توجه داشتهاند. برای همین است که کتابهای روانشناسی گاهی از رمانها مثال میآورند و رماننویسها هم گاهی به روان آدمها با دقت نگاه میکنند.
اگر معمولا رمان میخوانید و میخواهید کمی از منظر دیگری به همان کتابها نگاه کنید، سراغ این نوع از کتابها بروید. و اگر معمولا کتاب علمی میخوانید، یک رمان خوب هم به شما نشان میدهد مفهومهایی که خواندهاید در قالب یک زندگی واقعی چه شکلی پیدا میکنند.
یکی از جذابترین موضوعهای این دسته، خود آگاهی است. چرا ما میدانیم که هستیم؟ آگاهی از کجا میآید و چگونه با مغز ارتباط دارد؟ کتابی مثل «ضمیر آگاه» با زیرعنوان «راهنمای مختصری بر معمای بنیادین ذهن» همین پرسش را برداشته است.
این نوع کتابها معمولا فیلسوفان، عصبشناسان و روانشناسان را با هم روبهرو میکنند. خوانندهی عادی هم اگر کمی حوصله کند، از آنها لذت میبرد. لازم نیست جواب نهایی پیدا کنید؛ خود سؤال ارزش خواندن دارد.
اگر این موضوع برایتان جالب شد، دستههای نزدیک به آن هم هستند. برای مثال، کتابهای فلسفه در دستهی فلسفه با همین پرسشها سروکار دارند و از زاویهی دیگری به آنها نگاه میکنند. خواندن هر دو نوع کتاب دید کاملتری به شما میدهد.
خیلیها آزمون شخصیت را از اینترنت یا مجله دیدهاند. کتابهای روانسنجی نشان میدهند پشت یک آزمون جدی چه کار دقیقی هست. آزمون باید قابلاعتماد باشد، یعنی اگر دوباره انجامش بدهید نتیجهی مشابهی بگیرید. باید معتبر هم باشد، یعنی واقعا همان چیزی را بسنجد که ادعا میکند.
کتابهایی مثل «نظریههای جدید روانسنجی برای روانشناسان» و «کتاب کار نظام سنجش عملکرد رورشاخ» در همین حوزهاند و مخاطب اصلیشان دانشجو و متخصص است. اگر خوانندهی عادی هستید، شاید لازم نباشد این کتابها را بخرید. اما یاد گرفتن همین دو مفهوم، قابلاعتماد و معتبر بودن، کمک میکند هر آزمون سادهای را با دید بازتری ببینید.
پس دفعهی بعد که یک آزمون آنلاین گفت شما «فلان تیپ» هستید، آرام بپرسید: این آزمون را چه کسی ساخته و چگونه؟ نتیجهی یک آزمون بیپشتوانه، سرنوشت شما نیست.
روانشناسی علمی است که هنوز در حال رشد است. بعضی نظریهها در طول زمان تغییر کردهاند و بعضی رد شدهاند. برای همین، خواندن این کتابها با نگاه انتقادی کار درستی است.
وقتی نویسندهای مطلبی را میگوید، از خودتان بپرسید: این ادعا چه پشتوانهای دارد؟ آیا نویسنده مثال و دلیل آورده؟ آیا با تجربهی من میخواند یا نه؟ حتی اگر با نویسنده مخالف بودید، خواندن کتاب او مفید است، چون شما را وادار میکند دلیل مخالفتتان را روشن کنید.
یک نکتهی دیگر: فرهنگ مهم است. بعضی کتابها برای جامعهای نوشته شدهاند که با ما تفاوتهایی دارد. نتیجههایی که در یک فرهنگ درست است، شاید در فرهنگ دیگر همانطور نباشد. پس اگر کتابی ترجمه است، به این نکته هم توجه کنید و مثالها را با شرایط خودتان بسنجید.
کتاب علمی را باید با مداد و حوصله خواند. نسخهی چاپی این امکان را میدهد که زیر جملهها خط بکشید، برگهی یادداشت لای صفحهها بگذارید و هر وقت خواستید به فصل قبلی برگردید. برای کتابهای چند جلدی یا کتابهای دانشگاهی، این راحتی خیلی به کار میآید.
کتاب چاپی را روی میز کار یا کنار تخت هم میشود گذاشت و هر بار که چشمتان به آن افتاد، یاد ادامهی خواندن بیفتید. خیلیها میگویند فقط دیدن یک کتاب نیمهتمام کافی است تا دوباره سراغش بروند.
نسخهی چاپی کتابهای این دسته را میتوانید آنلاین سفارش بدهید. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود و مشخصات آن در صفحهی خودش است.
یک کتاب مقدماتی و فشرده که نقشهی کلی علم را نشان بدهد. بعد بر اساس علاقهتان بروید سراغ موضوع خاص: شخصیت، ذهن، رابطهها یا تفکر.
کتاب میتواند شما را آگاهتر کند و بعضی مهارتها را یاد بدهد، اما جای درمان نیست. اگر مشکل جدی است، با روانشناس یا روانپزشک صحبت کنید.
بستگی به سطح آن دارد. بعضی کتابهای درسی رواناند و بعضی خیلی فنی. مشخصات و توضیح هر کتاب را بخوانید و اگر خیلی تخصصی بود، اول یک کتاب مقدماتی بگیرید.
روانشناسی عمومی بیشتر به شناخت علمی ذهن و رفتار میپردازد. توسعهی فردی بیشتر به تغییر و بهتر شدن زندگی توجه دارد. هر دو مفیدند و با هم همپوشانی دارند.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. برای اطلاع دقیق، صفحهی خود کتاب را ببینید.
بله، نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
معمولا از جلد اول. اما اگر جلدها موضوعهای جدا دارند، میتوانید موضوعی را که بیشتر میخواهید انتخاب کنید. عنوان و زیرعنوان راهنمای خوبی است.
روانشناسی عمومی دری است به سوی خودمان و آدمهای دور و برمان. برای شروع لازم نیست همهچیز بدانید؛ فقط کنجکاوی کافی است. کتاب مقدماتی را انتخاب کنید، به موضوع علاقهتان نزدیک شوید و کمکم عمیقتر بروید.
حالا میتوانید کتابهای روانشناسی عمومی را در همین صفحه ببینید، مشخصات هر کتاب را بخوانید و نسخهی چاپی مورد نظرتان را آنلاین سفارش بدهید. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود.