ادبیات طنز
ماتئی ویسنییک
ترجمهی مهدی نوید، مراد فرهادپور
نشر نی
ماتئی ویسنییک
ترجمهی مهدی نوید، مراد فرهادپور
نشر نی
روزهایی هست که هیچ کتاب جدیای به دل آدم نمینشیند و فقط یک چیز میخواهیم: یک خندهی درستوحسابی. اما ادبیات طنز فقط خنداندن نیست. بهترین نوشتههای طنز آدم را میخندانند و چند دقیقه بعد ساکت میکنند، چون پشت شوخیشان حرفی جدی خوابیده است. دستهی «ادبیات طنز» کتابجم جایی است برای این نوع نوشتهها: مجموعهی طنز، شعر طنز، حکایت و لطیفهی عامیانه، نمایشهای کمدی و حتی طراحیهای طنزآمیز. در این صفحه میخوانید طنز چه انواعی دارد و برای شروع چه کتابی بردارید.
اگر دوست دارید بخندید، اگر میخواهید به کسی هدیهی شاد بدهید، یا اگر کنجکاوید بدانید چرا بعضی نوشتهها اینقدر ماندگار میشوند، با ما بیایید.
طنز شوخی ساده نیست. شوخی میخنداند و تمام میشود، اما طنز از خنده برای گفتن چیزی استفاده میکند. نویسندهی طنز به رفتارهای ما، عادتهای اجتماعی، ادعاهای بزرگ و کوچک و تناقضهای زندگی روزمره نگاه میکند و آنها را با زبانی بامزه نشان میدهد. وقتی میخندیم، در واقع داریم خودمان یا همسایهمان را میشناسیم.
به همین دلیل ادبیات طنز در همهی فرهنگها جایگاه دارد. ملتها در دوران سخت بیشتر طنز میخوانند، چون خنده راهی است برای تحمل مشکلات و گفتن حرفهایی که بهصورت جدی گفتنشان دشوار است. در ادب فارسی هم طنز قدمتی چندصدساله دارد و هنوز هر سال کتابهای تازهی طنز چاپ میشود.
این واژهها را معمولا به جای هم به کار میبریم، اما تفاوتهای ظریفی دارند و دانستنشان به انتخاب کتاب کمک میکند.
طنز با هدف اصلاح یا آگاهی میخنداند. لحنش معمولا ظریف است و نیش دارد، ولی نیشش برای کوبیدن نیست، برای فکر کردن است. طنز خوب هیچوقت فقط دنبال توهین نیست.
هجو تندتر و تیزتر است. مستقیم به یک فرد یا گروه میتازد و معمولا شدیدتر از طنز است. بسیاری از خوانندگان ترجیح میدهند کتابهایی بخوانند که لحنشان مهربانتر باشد.
فکاهی بیشتر برای سرگرمی است. هدف اصلی خنداندن است و پیام اجتماعی جدی ندارد یا کمرنگ است. لطیفه، جوک و حکایتهای خندهدار در این گروه میگنجند.
اینها میراث دهانبهدهان مردماند. کتابی مثل «دلقکها و حکایتهای عامیانه» که زیرعنوانش لطیفه، طنز و فکاهی است، این شاخه را در خود جمع کرده است.
البته مرز اینها همیشه روشن نیست و نویسندهها در یک کتاب میتوانند هم طنز بنویسند، هم فکاهی، هم گاهی هجو. فقط بدانید که وقتی کتابی را برمیدارید، اسمش به شما نشان میدهد چه قولی میدهد.
وقتی میگوییم ادبیات طنز، فقط مجموعهی مقالهی طنز به ذهنمان نیاید. این دسته چند قالب دارد.
شکل رایجتر: نویسنده چند قطعهی کوتاه مینویسد و در یک کتاب جمع میکند. عنوانهایی مثل «بدون لهجه خندیدن» و «هنوز نفهمیدی به این میگویند کتاب؟» از همین نوعاند. عنوان دوم خودش یک شوخی با خواننده است.
گاهی طنز در قالب شعر میآید و قافیه و وزن به خنده کمک میکنند. کتاب «مشکل حکایتی ست» که در پرانتزش «شعر طنز» آمده، نمونهی این شاخه است. برای دیدن شعر بیشتر میتوانید دستهی شعر معاصر را هم بگردید.
بعضی طنزها با خط و تصویر گفته میشوند. عنوان «طراحیهای یک ذهن طنزپرداز» از همین جنس به نظر میرسد و اگر به کارتون و تصویر علاقه دارید، میتواند جذاب باشد. برخی عنوانها هم مثل «طنز (مذاکره با خردرون)» و «طنز (دو تفنگدار ناشی)» با اسم طنز شروع میشوند و ظاهرا در مجموعهی خاصی جای دارند. جزئیات را در صفحهی هر کتاب ببینید.
خنده روی صحنه هم حالی دارد. کتابی با عنوان «طنزآوران جهان نمایش ۲۴» که زیرعنوانش نمایش در چین از دوران کهن تا دوران نو با چهار کمدی است، نشان میدهد که نمایشنامههای کمدی هم در این دسته جا دارند. برای دیدن نمایشنامههای بیشتر به دستهی نمایشنامه و فیلمنامه سر بزنید.
کتابی با عنوان «یک روایت معتبر درباره شعارهای طنز ایام انقلاب» به شعارهای طنزآمیز یک دورهی تاریخی میپردازد. اگر به تاریخ اجتماعی از دریچهی طنز علاقه دارید، این نوع کتابها جالباند. ما دربارهی محتوای آن قضاوتی نمیکنیم و خواننده باید خودش با نگاه باز بخواند.
طنز در ادبیات فارسی سابقهی طولانی دارد. از حکایتهای قدیمی که مردم برای هم تعریف میکردند تا نوشتههای روزنامهای که در سدهی اخیر رواج پیدا کرد، طنز همیشه در کنار ادبیات جدی جریان داشته است. در روزنامهها ستونهای طنز پرخواننده بوده و بسیاری از نویسندهها با طنز شناخته شدهاند.
یک ویژگی طنز فارسی، بازی با زبان است. جناس، ایهام، بازی با لهجهها و ضربالمثلها و استفاده از زبان محاوره در نوشته، از ابزارهای رایج است. عنوان «بدون لهجه خندیدن» هم شاید به همین بازی با زبان و لهجه اشاره داشته باشد، هرچند مطمئن نیستیم و باید توضیح خود کتاب را بخوانید.
بخش دیگری از میراث طنز فارسی، حکایتهای عامیانه است: قصههایی که نسل به نسل نقل شدهاند و اغلب قهرمانی زیرک یا سادهلوح دارند. اینها هنوز هم برای خانوادهها سرگرمی خوبی هستند.
جواب کوتاه: برای همه. اما میشود چند خوانندهی معمول را شناخت.
دانشجویی که بعد از امتحان میخواهد ذهنش را خالی کند، کارمندی که در راه رفتوآمد دنبال کتاب سبک است، مادری که میخواهد قبل از خواب چند صفحه بخندد، و نوجوانی که هنوز به کتاب عادت نکرده و میخواهد با چیز کوتاه و شاد شروع کند. طنز برای همهی اینها کاربرد دارد. کتابهای طنز معمولا کوتاهاند و میشود هر بار یک قطعه خواند، پس برای کسانی که وقت کمی دارند مناسباند.
البته درک طنز هم به سلیقه و فرهنگ بستگی دارد. چیزی که برای یکی خندهدار است، شاید برای دیگری نباشد. اگر میخواهید هدیه بدهید، سلیقهی گیرنده را بسنجید.
سؤال همیشگی این است که کدام کتاب را اول بخوانم. چند راهنمایی ساده بدهیم.
پیش از خرید، مشخصات هر کتاب را در صفحهی خودش بخوانید. عنوان و توضیحات به شما نشان میدهد نوشته طنز است، فکاهی یا چیز دیگر. و اگر کتابی برایتان جذاب بود، از نام نویسنده و ناشر هم برای پیدا کردن کتابهای مشابه استفاده کنید.
خوانندهها گاهی میپرسند طنز ایرانی بخوانند یا ترجمه. هر دو را امتحان کنید، چون هر کدام ذائقهی خودش را دارد. طنز ایرانی با فرهنگ، زبان و مثلهای ما میخواند و حس نزدیکی میدهد. شوخیهایش را بیواسطه میفهمیم. طنز جهانی چشمانداز تازه میآورد و نشان میدهد دیگران به چه چیزهایی میخندند.
ترجمهی طنز کار سختی است، چون شوخیها اغلب به زبان و فرهنگ مبدأ بستگی دارند. مترجم خوب باید راهی پیدا کند که شوخی به فارسی هم بامزه باشد. برای همین، کیفیت ترجمه در کتاب طنز مهمتر از خیلی از ژانرهای دیگر است. اگر امکان دارد، از مشخصات کتاب بفهمید مترجم کیست و چند صفحهی اول را بخوانید.
کتاب «طنزآوران جهان» با عنوان نمایشاش، سراغ طنز و کمدی در فرهنگهای دیگر رفته است. اگر میخواهید با طنز فرهنگهای دیگر آشنا شوید، اینجور کتابها فرصت خوبی هستند. رمانهای ترجمهشدهی دیگر را هم میتوانید در دستهی رمان خارجی ببینید و رمانهای ایرانی را در دستهی رمان ایرانی.
طنز خوب همیشه یک خط ظریف دارد: بین خنداندن و آزار دادن. نویسندهی خوب به آدمها نمیخندد؛ با آنها میخندد. طنزی که فقط دنبال تحقیر باشد، زود کهنه میشود. طنزی که ضعفهای ما را نشان میدهد ولی مهربان است، سالها میماند.
برای خواننده هم مهم است که طنز را بیطرفانه بخواند. اگر کتابی دربارهی موضوعی حساس، مثل سیاست یا اجتماع، شوخی میکند، لازم نیست با همهی حرفهایش موافق باشید. میتوانید بخوانید، بخندید و نظر خودتان را داشته باشید. کتابجم در این باره موضع نمیگیرد و فقط عنوانها را معرفی میکند.
یکی از قشنگترین کارهای طنز این است که در روزهای بد کنار آدم میماند. وقتی خستهاید، وقتی اخبار ناراحتتان کرده، وقتی روزتان خوب نگذشته، چند صفحهی خندهدار مثل یک استراحت کوچک است. البته کتاب طنز درمان افسردگی یا اضطراب نیست و اگر مشکلی جدی دارید باید با متخصص صحبت کنید. اما بهعنوان یک همراه سبک و شاد، جایگاه خودش را دارد.
پیشنهاد ما: یک کتاب طنز کوچک را همیشه در دسترس داشته باشید. کنار تخت، در کیف یا روی میز کار. هر وقت لازم شد، یک قطعهی کوتاه بخوانید و لبخند بزنید. این عادت ساده هزینهای ندارد و اثر خوشی دارد.
خواندن طنز هم فوتوفن دارد. اول اینکه پشت سر هم زیاد نخوانید. طنز مثل شیرینی است؛ کمکم بخورید تا لذتش بماند. اگر هر روز یکی دو قطعه بخوانید، بیشتر میخندید تا وقتی که ده قطعه را پشت هم ببلعید.
دوم، بلند بخوانید. طنز با صدا زنده میشود. اگر با خانواده یا دوستان جمع هستید، بگذارید یکی قطعهای را بلند بخواند. لحن و مکثها بخشی از شوخیاند و وقتی بلند خوانده شوند، خندهی جمعی به راه میافتد.
سوم، به شوخیهای پنهان دقت کنید. بعضی جملههای طنز فقط وقتی درک میشوند که کمی فکر کنید. اگر از اول نخندیدید، عجله نکنید و دوباره بخوانید.
کتاب طنز هدیهی خوبی است، به شرط اینکه گیرنده را بشناسید. برای کسی که حس شوخطبعی دارد، کتاب طنز هدیهی خوشایندی است. برای کسی که جدی و رسمی است، کتابی با طنز ملایمتر انتخاب کنید. عنوانهای جذاب مثل «هنوز نفهمیدی به این میگویند کتاب؟» میتوانند هدیهی بامزهای برای دوستی باشند که کتاب دوست ندارد.
اگر میخواهید هدیهای برای کودک یا نوجوان بخرید، پیش از خرید به مشخصات کتاب دقت کنید تا زبان و محتوا برای سن او مناسب باشد. نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید و مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
هیچ کتاب طنزی هر صفحهاش شما را نمیخنداند. بعضی قطعهها قویترند و بعضی ضعیفتر. با این انتظار سراغ کتاب بروید.
اگر طنز ملایم میخواهید، مراقب باشید کتابی با لحن تند و هجوآمیز برنمیدارید. توضیحات و مشخصات کتاب کمک میکند.
در طنز ترجمهشده، مترجم نقش بزرگی دارد. نامش را در صفحهی کتاب ببینید.
طنز سلیقهای است. پیش از هدیه دادن، ذائقهی گیرنده را بسنجید.
پشت هر قطعهی خندهدار، کار دقیقی هست که خواننده معمولا نمیبیند. اگر این ابزارها را بشناسید، هم بیشتر لذت میبرید و هم شوخیهای پنهان را راحتتر پیدا میکنید.
نویسنده چیزی معمولی را آنقدر بزرگ میکند که خندهدار شود. صف طولانی نانوایی میشود سفر یکساله، و یک اشتباه کوچک به فاجعهی ملی تبدیل میشود. اغراق به ما اجازه میدهد از بیرون به موقعیت نگاه کنیم.
جمله با جدیت شروع میشود و ناگهان به جای دیگری میرسد. غافلگیری یکی از قدیمیترین منبعهای خنده است. جملهای که انتظار دارید فلسفی تمام شود، با یک ماجرای پیشپاافتاده پایان مییابد.
نویسنده لحن رسمی یک اداره، یک سخنرانی یا یک نامهی اداری را تقلید میکند و آن را در موقعیتی به کار میبرد که به آن نمیخورد. تفاوت لحن و موضوع خنده میآورد.
گاهی راوی خودش را سادهلوح یا بیخبر جا میزند و خواننده خیلی زودتر از او حقیقت را میفهمد. این فاصله بین آنچه راوی میگوید و آنچه خواننده میفهمد، خنده میسازد.
کلمههای همصدا، ضربالمثلهای وارونه و عنوانهایی که چند معنا دارند از همین ابزارند. عنوان «فوت و فان» هم با بازی دو کلمهی همآهنگ ساخته شده است. وقتی عنوان کتابی شما را به لبخند آورد، میتوانید حدس بزنید نویسنده اهل بازی با زبان است.
اگر بعد از خواندن این فهرست، دفعهی بعد که کتاب طنز خواندید به این ابزارها توجه کنید، احتمالا متوجه میشوید نویسنده کجا اغراق کرد، کجا غافلگیرتان کرد و کجا به شما چشمک زد.
خنده یکی از سادهترین و در عین حال پیچیدهترین رفتارهای انسان است. نمیخواهیم وارد نظریههای علمی شویم که مطمئن نیستیم، ولی چیزی که همه تجربه کردهایم این است که خندهی مشترک آدمها را به هم نزدیک میکند. وقتی دو نفر به یک شوخی میخندند، یعنی جهان را شبیه هم میبینند.
ادبیات طنز از همین ویژگی استفاده میکند. نویسنده به ما میگوید «تو هم این را دیدهای، مگر نه؟» و ما با خنده جواب میدهیم «آره». همین حس همدلی، دلیل بخش بزرگی از محبوبیت کتابهای طنز است. آدم در طنز میبیند که تنها نیست، و مشکلاتش، شرمندهشدنهایش و اشتباههایش مشترک است.
پس اگر خواندن یک کتاب طنز شما را به یاد چیزی از زندگی خودتان انداخت و با صدای بلند خندیدید، بدانید این خنده معنایی دارد: نویسنده توانسته گوشهای از تجربهی مشترک را درست نشان بدهد.
یکی از لذتهای کتاب طنز این است که میشود آن را با دیگران خواند. در دورهمی خانوادگی، در سفر یا حتی در استراحت محل کار، یک نفر قطعهای را بلند میخواند و بقیه گوش میدهند. این کار حس خوبی میسازد و بحثهای قشنگی راه میاندازد.
اگر میخواهید این تجربه را امتحان کنید، کتابی با قطعههای کوتاه و مستقل انتخاب کنید. هر کس هر بار یک قطعه بخواند. از حکایتها و لطیفههای عامیانه هم برای بچهها و بزرگترها میشود استفاده کرد؛ چون همه با آنها آشنایند و هر کس میتواند نسخهی خودش را هم اضافه کند.
برای مهمانیها هم کتاب طنز بهانهی خوبی برای شروع گفتوگوست. اگر کتاب بامزهای روی میز باشد، مهمانها به آن دست میزنند و قطعهای میخوانند. این کتابها معمولا مثل دکور، ولی از نوع خوب آن، عمل میکنند.
اگر میخواهید این کتابها را وارد زندگی روزمرهتان کنید، این برنامهی ساده را امتحان کنید.
در پایان ماه، میدانید چه نوع طنزی سلیقهی شما را بهتر میسازد و میتوانید کتاب بعدی را با اطمینان بیشتری انتخاب کنید.
برای نوجوانی که هنوز به کتاب علاقه ندارد، طنز یکی از بهترین راههای شروع است. کتاب کوتاه و خندهدار تحملش آسان است و نوجوان را از ترس کتابهای قطور نجات میدهد. اگر نوجوانی در خانه دارید که میگوید «من کتابخوان نیستم»، کتاب طنزی با قطعههای کوتاه به او پیشنهاد کنید و فشار نیاورید.
البته مراقب باشید محتوا با سن او هماهنگ باشد. بعضی طنزها برای بزرگسال نوشته شدهاند و ممکن است شوخیهایی داشته باشند که برای نوجوان مناسب نیست. پیش از خرید توضیحات کتاب را بخوانید. اگر کتاب را خودتان قبل از او بخوانید، اطمینان بیشتری دارید.
ادبیات طنز جزیرهی جداافتادهای نیست. بسیاری از رمانها لحن طنز دارند، بسیاری از جستارها با شوخی حرف جدی میزنند و در نقد ادبی هم بحث دربارهی طنز و شوخی جایگاه ثابتی دارد. اگر بعد از خواندن چند کتاب طنز دوست داشتید عمیقتر شوید، میتوانید به دستهی جستار و ناداستان ادبی سر بزنید که نوشتههای شخصی و نکتهبین در آن فراوان است. اگر میخواهید بدانید طنز را چطور تحلیل میکنند، دستهی نقد و نظریه ادبی در انتظار شماست. و اگر رمانی با تهمایهی شاد و لطیف میخواهید، به دستهی رمان عاشقانه هم بروید.
در قفسهی بزرگتر ادبیات، طنز کنار شعر و داستان و نمایش مینشیند و با آنها گفتوگو میکند. همین ارتباط باعث میشود خوانندهی طنز بهمرور خوانندهی ادبیات به معنای وسیعتر هم بشود.
یک نکتهی مهم دیگر: خواندن طنز هوش و دقت هم میخواهد. شوخی خوب را باید فهمید و این فهمیدن، نوعی همکاری ذهنی با نویسنده است. برای همین است که خوانندههای طنز اغلب خوانندگان دقیقی هستند.
و اگر هنوز مطمئن نیستید از کدام قالب شروع کنید، به یاد داشته باشید که همهی این انتخابها برگشتپذیرند. کتابی که دوست نداشتید را کنار میگذارید و کتاب دیگری برمیدارید. لازم نیست هر کتاب را تا آخر بخوانید؛ در طنز، بیرحم بودن با کتابهای ناجور اشکالی ندارد. زندگی برای خواندن چیزهایی که خوشمان نمیآید، بیش از حد کوتاه است. مهم این است که در نهایت به کتابی برسید که با آن بخندید.
ادبیات طنز معمولا پیامی هم دارد و با خنده به مسائل اجتماعی، فرهنگی یا انسانی اشاره میکند. کتاب فکاهی بیشتر برای سرگرمی است. البته مرزشان همیشه روشن نیست.
مجموعههای کوتاه با قطعههای مستقل انتخاب خوبیاند، مثل «بدون لهجه خندیدن». اگر به شعر علاقه دارید، شعر طنز را امتحان کنید.
بسیاری از کتابهای طنز مناسب نوجوانها هستند، اما محتوای همهشان یکسان نیست. پیش از خرید، مشخصات و توضیحات کتاب را بخوانید تا مطمئن شوید با سن و شرایط او جور است.
هر دو. طنز ایرانی به فرهنگ خودمان نزدیکتر است و طنز ترجمهشده دید تازه میدهد. در طنز ترجمهشده به کیفیت ترجمه توجه کنید.
بله، مثلا کتابی مثل «مشکل حکایتی ست» که شعر طنز است.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. برای آخرین وضعیت، صفحهی خود کتاب را ببینید.
بله، نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید و مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
ادبیات طنز راهی است برای خندیدن و فکر کردن، برای تحمل روزهای سخت و لذت بردن از روزهای خوب. از مجموعههای کوتاه تا شعر طنز، از حکایتهای عامیانه تا نمایش کمدی، این دسته قالبهای متنوعی دارد. کتابی را انتخاب کنید که به سلیقهی شما و گیرندهی هدیه بخورد و از لبخندهایی که میآورد لذت ببرید. اگر میخواهید دستههای بزرگتر را هم ببینید، به دستهی ادبیات و داستان سر بزنید.
حالا میتوانید کتابهای ادبیات طنز را ببینید و نسخهی چاپی مورد نظرتان را آنلاین سفارش دهید.