کودک (۹ تا ۱۲ سال)
معیار علم
معیار علم
معیار علم
معیار علم
Louise Hay
معیار علم
بولگالف، زوشنکو، تالستایا، گریشکاوتس، واینوویچ
ترجمهی مهناز صدری
شبگون
معیار علم
معیار علم
معیار علم
معیار علم
Louise Hay
معیار علم
بولگالف، زوشنکو، تالستایا، گریشکاوتس، واینوویچ
ترجمهی مهناز صدری
شبگون
یک روز میبینید بچهتان دیگر کتابهای تصویری را کنار گذاشته و میپرسد: «رمان بلندتر هم دارید؟» این همان لحظهای است که کودک (۹ تا ۱۲ سال) کتابخوان مستقل میشود. حالا میتواند صدها صفحه را دنبال کند، با شخصیتها رفیق شود و از یک ماجرا سراغ ماجرای بعدی برود. دستهی «کودک (۹ تا ۱۲ سال)» کتابجم برای همین سن ساخته شده است: رمان و داستان ماجرایی، کتابهای سرگرمی و هوش، داستانهای سفر و کلاسیکهای خواندنی.
این صفحه بیشتر برای شما، پدر و مادرها و مربیهاست. توضیح میدهیم در این سن چه کتابی مناسب است، چطور بچه را به خواندن علاقهمند نگه دارید، از چه چیزهایی نگران نباشید و هنگام انتخاب کتاب به چه نکتههایی نگاه کنید.
در این سن بچهها از قصههای کوتاه و تصویری عبور کردهاند و آمادهی متنهای طولانیترند. البته هر بچهای با بچهی دیگر فرق دارد. بعضی در نهسالگی رمانهای بلند میخوانند و بعضی تا دوازدهسالگی هنوز کتابهای کوتاهتر را دوست دارند. هیچکدام غیرعادی نیست.
کتابهای مناسب این سن معمولا این ویژگیها را دارند:
اگر بچهتان کوچکتر است، ببینید کودک (۶ تا ۹ سال) مناسبتر نیست یا نه. و اگر بزرگتر شده و دنبال چیز جدیتری است، نوجوان (۱۲ سال به بالا) را ببینید. سن فقط یک راهنماست و علاقه و توانایی خواندن بچه مهمتر از عدد شناسنامه است.
ماجرا و سفر برای این سن کشش خاصی دارد. بچهها دوست دارند همراه قهرمان داستان به جاهای دور بروند، به خطر بخورند و راهحل پیدا کنند. کتابهایی که در این دسته میبینید، بخش بزرگیشان از همین نوعاند.
مثلا مجموعهی «پسری که دور دنیا را رکاب زد» با جلدهایی مثل «سفر به آمریکا» و «سفر به آسیا» از نامش پیداست که ماجرای سفر است. «سفر دریایی لیلی» هم یک سفر دیگر را وعده میدهد. «ماجراهای تام سایر» از عنوانهای کلاسیک ماجرایی است. و «سکهای از آسمان» نامی است که کنجکاوی را برمیانگیزد.
اگر بچهتان تازه به رمان میرسد، بهتر است از کتابی شروع کنید که فصلهای کوتاهتر و ماجراهای پیاپی داشته باشد. بعد از اینکه اعتماد به نفس پیدا کرد، سراغ داستانهای طولانیتر بروید.
گاهی بچهای که از خواندن فرار میکند، با یک کتاب خندهدار عوض میشود. «خاطرات یک بچه چلمن» یکی از مجموعههایی است که نسخهی فارسی آن در نمونهی این دسته دیده میشود و از عنوانش پیداست که سبک شوخ و خاطرهنویسی دارد. «کلاس نابغهها» هم مجموعهای است که جلد پنجم آن در نمونهها هست.
بعضی پدر و مادرها نگراناند که کتابهای سرگرمکننده «ارزش ادبی» ندارند. اما هدف اصلی در این سن این است که بچه از خواندن لذت ببرد. کسی که خواندن را دوست داشته باشد، خودش بعدا سراغ کتابهای عمیقتر میرود. فشار آوردن برای کتاب «مفید» معمولا نتیجهی عکس میدهد.
اشکالی ندارد. بگذارید چند ماه فقط همان را بخواند و بعد آرام یک کتاب متفاوت اما نزدیک به علاقهاش پیشنهاد دهید. مثلا اگر ماجرا دوست دارد، یک داستان سفر با موضوع علمی یا تاریخی پیشنهاد کنید.
بعضی کتابهای قدیمی هنوز برای این سن جذاباند. «شاهزاده و بینوا» از مجموعهی «کلاسیکهای خواندنی» و «ماجراهای تام سایر» نمونههاییاند که نسلها خواندهاند. نسخههای کودکانهی کلاسیکها معمولا زبان را ساده و کوتاه کردهاند تا بچهها بتوانند بخوانند.
«داروی شگفتآور» با اسم رولد دال، یکی از نویسندههای محبوب کودک و نوجوان، در نمونهها دیده میشود. «توتو چان (دخترکی آن سوی پنجره)» هم عنوانی است که تجربهای متفاوت را وعده میدهد. برای دانستن اینکه هر کتاب دقیقا دربارهی چیست، صفحهی خود کتاب را ببینید.
وقتی کلاسیک میخرید، به مترجم و ناشر توجه کنید. ترجمهی خوب فرق زیادی در لذت خواندن ایجاد میکند. بعضی نسخهها هم خلاصهشدهاند و بعضی کامل؛ در توضیحات کتاب مشخص میشود.
همهی کتابهای این دسته رمان نیستند. کتابهای هوش و ریاضی هم برای این سن هستند و بچهها بسیاری از آنها را مثل یک بازی میخوانند. «کتاب جیبی هوش ریاضی ششم» از عنوانش برمیآید که برای سطح کلاس ششم طراحی شده است.
کتابهای هوش با معما، تمرین و مسئلههای کوتاه، فکر کردن را به یک سرگرمی تبدیل میکنند. برای بچهای که ریاضی را دوست ندارد، ممکن است اولین گام برای آشتی با آن باشد. فقط مراقب باشید کتاب را به یک امتحان تبدیل نکنید. اگر بچه جواب را غلط داد، شوخی کنید و با هم فکر کنید.
پیدا کردن کتاب مناسب برای هر بچه یک هنر است. این چند نکته را در نظر بگیرید.
مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است و میتوانید پیش از سفارش آن را بخوانید.
ساعت از ده گذشته بود و آرش هنوز چراغ اتاقش را خاموش نکرده بود. مادرش در را باز کرد تا بگوید وقت خواب است و او را دید که با چشمهای درشت کتاب را جلوی صورتش گرفته. پرسید: «به کجای داستان رسیدهای؟» آرش گفت: «قهرمان دارد از کشتی میافتد و نمیدانم چه میشود.» مادر لبخند زد. میدانست اگر الان کتاب را ببندد، آرش تمام شب به ادامهاش فکر میکند.
قرارشان این شد که ده دقیقهی دیگر بخواند، بعد کتاب را ببندد و فردا ادامه دهد. آرش قبول کرد. مادر هم کنار تختش نشست و با هم صفحه را خواندند. آن شب آرش خوابید و فردایش با ذوق بیشتری کتاب را برداشت.
این ماجرای ساده نشان میدهد چیزی که بچهها را به کتاب وابسته میکند، اجبار نیست؛ کشش داستان است. وقتی بچهای این کشش را تجربه کند، خودش دنبال کتاب بعدی میگردد. کار ما این است که کتاب درست را سر راهش بگذاریم و فرصت خواندن بدهیم.
در این سن بچهها کمکم با موضوعهایی مثل از دست دادن، تنهایی، دوستیابی، قلدری و مسئولیت روبهرو میشوند و طبیعی است که کتابها هم گاهی به آنها بپردازند. اینها بد نیستند؛ بسیاری از بچهها با خواندن داستانها یاد میگیرند احساسهایشان را بشناسند و دربارهشان حرف بزنند.
با این حال بهتر است شما هم کتاب را بشناسید. اگر وقت دارید، پیش از بچه چند صفحه از کتاب را بخوانید یا توضیح پشت جلد را مرور کنید. اگر موضوعی حساس بود، برای گفتگو آماده باشید. بچه ممکن است بعد از خواندن سؤالهایی بپرسد و جواب صادقانه و ساده معمولا مناسبترین کار است.
کتابهای ماجرایی و طنز معمولا این حساسیت را کمتر دارند و برای شروع انتخاب راحتتریاند. اگر مطمئن نیستید، مشخصات و توضیح کتاب در صفحهاش هست و میتوانید بر اساس آن تصمیم بگیرید.
بچهای که زیاد میخواند، معمولا در درسهای زبان و انشا راحتتر است. واژههای بیشتری میشناسد، جملهها را بهتر میفهمد و در نوشتن هم روانتر است. این تاثیر خیلی سریع دیده نمیشود، ولی در طول سالها جمع میشود.
کتابهای هوش و ریاضی هم میتوانند به درس ریاضی کمک کنند، ولی جای کتاب درسی را نمیگیرند. آنها بیشتر برای تقویت فکر کردن و لذت بردن از مسئلهاند. اگر بچهتان درس ریاضی را سخت میداند، این کتابها ممکن است کمک کنند رابطهاش را با عددها بهتر کند.
یک نکتهی مهم این است که کتابهای غیردرسی را از تکلیف جدا نگه دارید. اگر بچه احساس کند خواندن هم مثل تکلیف است، علاقهاش کم میشود. بگذارید خواندن آزاد، بازی و تفریح باشد.
برای کودک (۹ تا ۱۲ سال) لازم نیست کتابخانهی بزرگ داشته باشید. یک قفسه با ده تا پانزده کتاب متنوع کافی است: چند رمان ماجرایی، یک یا دو کتاب خندهدار، یک کلاسیک، یک کتاب هوش و بازی و چیزی که مربوط به علاقهی خاص بچه باشد. هر چند وقت یک بار چند کتاب تازه اضافه کنید و بعضی قدیمیها را کنار بگذارید یا به بچهی دیگری بدهید.
کتابهای خواندهشده را دور نریزید. بسیاری از بچهها در این سن دوست دارند کتاب مورد علاقهشان را دوباره بخوانند و این کار اشکالی ندارد. خواندن دوباره به فهم عمیقتر کمک میکند و حس امنیت و لذت را زیاد میکند.
بچهها از رفتار ما بیشتر یاد میگیرند تا از حرفمان. اگر ببینند شما هم کتاب میخوانید، خواندن برایشان عادی میشود. هر شب ده دقیقه زمان مشترک خواندن بگذارید، هرکس کتاب خودش را.
بپرسید: «قسمت مورد علاقهات چه بود؟» یا «اگر جای قهرمان بودی چه میکردی؟» این پرسشها فکر کردن را تمرین میدهند و نشان میدهند به نظرش اهمیت میدهید. اجباری در کار نباشد؛ اگر حوصله نداشت، بگذارید بعدا بگوید.
کتاب باید همیشه جایی باشد که بچه بتواند خودش بردارد. یک قفسهی پایین در اتاق یا یک گوشهی نشیمن کافی است. کتابی که دم دست باشد، بیشتر خوانده میشود.
اگر بچهتان مدتی کتاب نخواند، نگران نباشید. دورههای کمخوانی طبیعیاند. اجبار و مقایسه با بچههای دیگر معمولا خواندن را به تکلیف تبدیل میکند و علاقه را کم میکند.
بچههای این سن به دنیای بیرون کنجکاوند. کتابهای سفر به آنها اجازه میدهند بدون ترک خانه به قارههای دیگر بروند. مجموعهای مثل «پسری که دور دنیا را رکاب زد» از عنوانش برمیآید که یک سفر بزرگ را روایت میکند و هر جلد به منطقهای میرود، مثل آمریکا یا آسیا.
خواندن چنین کتابهایی میتواند علاقهی بچه به جغرافیا، فرهنگها و آدمهای دیگر را بیدار کند. کنار کتاب یک نقشهی دنیا یا یک کرهی جغرافیایی بگذارید و هر بار که قهرمان به جایی میرسد، با هم آنجا را پیدا کنید. این کار ساده حافظه را قویتر میکند و کتاب را زنده میکند.
اگر بچهتان به دریا و کشتی و سفر آبی علاقه دارد، کتابی مثل «سفر دریایی لیلی» ممکن است به دلش بنشیند. همیشه مشخصات و توضیح کتاب را ببینید تا مطمئن شوید موضوع با علاقهی او جور است.
کتابها میتوانند بین بچهها پل بسازند. اگر دو خواهر و برادر هر دو مجموعهای را دوست داشته باشند، دربارهی آن حرف میزنند و حتی بازی میکنند. بچهها با دوستها هم کتاب رد و بدل میکنند و این خودش یک رابطهی اجتماعی خوب است.
میتوانید یک «باشگاه کتاب» کوچک راه بیندازید: چند بچه هر ماه یک کتاب را میخوانند و آخر ماه دور هم دربارهی آن حرف میزنند. لازم نیست جدی باشد. چند لیوان شیر و بیسکویت و یک ساعت گفتگو کافی است.
وقتی بچهها با هم کتاب میخوانند، خواندن دیگر تنها و ساکت نیست؛ به بخشی از دوستی تبدیل میشود. این تجربه ممکن است در بزرگسالی هم همراهشان بماند.
کتاب یکی از مناسبترین هدیهها برای این سن است، چون هم سرگرم میکند و هم میماند. برای انتخاب چند نکته را در نظر بگیرید:
اگر میخواهید مطمئن شوید کتاب برای سن او مناسب است، به توضیح کتاب و سن پیشنهادی نگاه کنید. در دستهی کودک (۹ تا ۱۲ سال) همهی کتابها برای همین گروه سنی جمع شدهاند.
وقتی بچهای عاشق یک مجموعه شود، خواندن جلد بعدی خودبهخود اتفاق میافتد. اما گاهی جلد بعدی در دسترس نیست و علاقه سرد میشود. اگر میبینید بچهتان مجموعهای را دوست دارد، جلدهای بعد را زودتر تهیه کنید یا از قبل ببینید مجموعه چند جلد دارد.
اگر بچه شما همهی جلدهای یک مجموعه را خوانده و دلش بیشتر میخواهد، به دنبال کتابهایی با حالوهوای مشابه بگردید: همان نوع شوخی، همان نوع ماجرا یا همان سطح زبان. از خودش بپرسید چه چیزی در آن مجموعه بیشتر از همهچیز خوشش آمده تا بتوانید کتاب مشابه پیدا کنید.
کتابهای این سن اغلب مجموعهاند و ممکن است جلد بعدی با جلد قبلی ارتباط داشته باشد. پیش از خرید ببینید کتاب جلد چندم است و آیا برای فهمیدن داستان لازم است جلدهای قبلی را خوانده باشد. بعضی مجموعهها هر جلدشان مستقل است، مثل بسیاری از ماجراهای خندهدار، و بعضی رشتهی پیوسته دارند.
به شمارندهی جلد و عنوان دقت کنید. مثلا «پسری که دور دنیا را رکاب زد ۲» و «۳» جلدهای مختلف یک مجموعهاند و ممکن است خواندن به ترتیب بهتر باشد. جزئیات هر جلد در صفحهی خودش است.
خیلی از پدر و مادرها فکر میکنند وقتی بچه خودش میتواند بخواند، دیگر لازم نیست برایش بخوانند. اما بچههای نه تا دوازده ساله هنوز از شنیدن داستان لذت میبرند. گاهی خواندن یک فصل برای او، خاصه اگر کتاب کمی از سطح خواندن مستقلش بالاتر باشد، دنیای تازهای باز میکند. او با شنیدن، با واژههای سختتر و ساختارهای پیچیدهتر آشنا میشود بیآنکه خسته شود.
خواندن آرام و مستقل هم اهمیت خودش را دارد. بچه در آن سرعت خودش را تنظیم میکند، برمیگردد به جملههایی که دوست دارد و در ذهنش تصویر میسازد. این تصویرسازی ذهنی، بخش مهم رشد تخیل است. اگر بچهتان بیشتر وقتش را صرف تماشا میکند، خواندن آرام میتواند تعادل خوبی ایجاد کند.
ترکیب هر دو مناسبترین حالت است: شبها یک فصل بلند برای هم، و در روز وقتی برای خواندن خودش. بگذارید بچه هم نقش خواننده را داشته باشد؛ گاهی او برای شما بخواند. این کار روانخوانی را بهتر میکند و اعتماد به نفس میدهد.
گاهی کتابی را به بچه میدهید و او آن را نیمهرها میکند. این لزوما یعنی کتاب بد است یا بچه علاقه ندارد. ممکن است کتاب برای او زود یا دیر باشد. نشانههای زیر میگوید سطح کتاب مناسب نیست:
در این موارد، اصرار نکنید. کتاب را کنار بگذارید و شاید چند ماه بعد دوباره امتحان کنید. کتاب دیگری با موضوع نزدیکتر به علاقهاش انتخاب کنید. بسیاری از کتابهای خوب فقط در زمان مناسب دیده میشوند.
بچههای امروز با گوشی، تلویزیون و بازی رایانهای هم سروکار دارند. لازم نیست کتاب را در رقابت با آنها ببینید. بسیاری از بچهها هم کتاب میخوانند و هم بازی میکنند. کافی است در برنامهی روزانه جایی برای هر دو باشد.
یک روش خوب، وصل کردن کتاب به علاقههای دیگر است. اگر بچه به فیلم علاقه دارد، کتاب یک داستان را قبل از دیدن فیلمش بخواند و بعد مقایسه کنند. اگر به بازی علاقه دارد، کتابهای هوش و معما را پیشنهاد کنید. اگر به سفر علاقه دارد، کتابهای سفر را.
مقدار زمان صفحهی نمایش را هم با هم و با تفاهم تعیین کنید. بچهای که خودش در قانونگذاری مشارکت داشته، بیشتر به آن پایبند است. و اگر میخواهید بچهتان بیشتر کتاب بخواند، خودتان هم شبها زودتر گوشی را کنار بگذارید.
بچههایی که زیاد میخوانند، گاهی خودشان هم شروع به نوشتن میکنند. ممکن است یک ماجرای کوتاه بنویسند، شخصیتهای تازه بسازند یا برای کتاب مورد علاقهشان ادامهای بنویسند. این را تشویق کنید. یک دفتر خالی و یک خودکار خوب هدیهی ارزشمندی است.
لازم نیست نوشتههای بچه را ویرایش کنید یا غلطهای املاییاش را بگیرید. هدف این است که او از ساختن داستان لذت ببرد. اگر بخواهد، میتواند نوشتهاش را برای شما یا دوستانش بخواند. تحسین صادقانه انگیزهی بیشتری از تصحیح ایجاد میکند.
کتابهای مربوط به کودک (۹ تا ۱۲ سال) با داستانهایشان الگویی برای بچهها میسازند: ببینند یک داستان چطور شروع میشود، گره میخورد و باز میشود. این الگو، بعدا در نوشتن خودشان هم نمایان میشود.
نگران نباشید. از کتابهایی با فصلهای کوتاه و ماجراهای سریع شروع کنید و اجازه بدهید خودش انتخاب کند. کتاب خندهدار یا کتاب هوش و معما هم میتواند راه ورود باشد.
لازم نیست. علاقهی بچه مهمتر از جنسیت اوست. بچهها از هر دو نوع ماجرا و داستان لذت میبرند. بگذارید خودش انتخاب کند.
نسخههای کودکانه و روانشدهی کلاسیکها معمولا مناسباند. کتاب را قبل از خرید ورق بزنید تا مطمئن شوید زبانش برای بچهتان سنگین نیست.
اگر بچه از معما و بازی خوشش بیاید، بله. اگر ریاضی را دوست ندارد، آرام و بدون فشار شروع کنید.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. مشخصات هر کتاب هم در صفحهی خودش است.
بله، نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید.
کودک (۹ تا ۱۲ سال) در آستانهی کتابخوان شدن واقعی است و کتابی که در این سن به دستش میدهید، میتواند علاقهاش را برای سالها شکل دهد. از رمان ماجرایی و کتاب خندهدار تا کلاسیک و هوش و ریاضی، گزینهها فراواناند. مهم این است که بچه با علاقه بخواند.
کتابهای دستهی کودک (۹ تا ۱۲ سال) را ببینید، مشخصات هر کدام را بخوانید و نسخهی چاپی مناسب بچهتان را آنلاین سفارش بدهید. برای دیدن کتابهای همهی سنها هم از دستهی بر اساس سن شروع کنید.