کتابهای انگیزشی
دنیل واینبرگ، دانا بل
ترجمهی احسان شیرمحمدی، سحر هرسجیان، میلاد اسماعیلی
حتمی
دنیل واینبرگ، دانا بل
ترجمهی احسان شیرمحمدی، سحر هرسجیان، میلاد اسماعیلی
حتمی
چند وقت پیش کاری را شروع کردید و نیمهراه رها کردید؟ شاید صبحها زود بیدار نمیشوید، شاید ورزش را بارها از دوشنبهی بعد شروع کردهاید، شاید هم خستهاید و دلتان یک صدای گرم میخواهد که بگوید ادامه بده. کتابهای انگیزشی برای همین لحظهها نوشته شدهاند: کتابهایی که با داستان، تجربه و تمرین، دوباره شما را به حرکت وامیدارند. این صفحه کمک میکند بفهمید این دسته چه دنیایی دارد، چه کسی از آن بیشتر سود میبرد و چطور از میان این همه عنوان، کتابی را پیدا کنید که واقعا به کارتان بیاید.
اگر تازه با این ژانر آشنا شدهاید، در ادامه با انواع کتاب انگیزشی، راه انتخاب و شیوهی درست خواندنشان آشنا میشوید. اگر سالهاست چنین کتابهایی میخوانید، شاید بخش اشتباههای رایج و پرسشهای پرتکرار برایتان تازگی داشته باشد.
کتاب انگیزشی کتابی است که هدفش فقط دادن اطلاعات نیست. نویسنده میخواهد خواننده بعد از بستن کتاب، کاری را که عقب انداخته شروع کند، نگاهش به یک مشکل عوض شود یا امیدش برگردد. به همین دلیل این کتابها معمولا لحنی صمیمی دارند، مثال زیاد میآورند و مستقیم با خواننده حرف میزنند.
مرز این ژانر با کتابهای دیگر کمی نرم است. بخشی از آنها به روانشناسی نزدیکاند و بخشی به ادبیات. برخی از داستانهای کوتاه ساخته شدهاند و برخی از فهرستهای سادهی توصیه. در فروشگاه، این دسته کنار روانشناسی و موفقیت قرار میگیرد و همسایههایی مثل توسعه فردی و خودشناسی و ذهنآگاهی دارد.
کتاب توسعه فردی معمولا روش میدهد: چطور وقتتان را مدیریت کنید، چطور هدف بنویسید، چطور عادت بسازید. کتاب انگیزشی بیشتر سراغ احساس و باور میرود: چرا میشود ادامه داد و چرا ارزشش را دارد. در عمل بسیاری از کتابها هر دو را با هم دارند، اما اگر بدانید الان کدام را لازم دارید، انتخابتان دقیقتر میشود. کسی که میداند چه کار کند ولی حوصلهاش را ندارد، سراغ متنهای انگیزشی میرود. کسی که حوصله دارد ولی راه را نمیداند، به کتاب روشمحور نیاز دارد.
ما آدمها با قصه فکر میکنیم. وقتی دربارهی کسی میخوانیم که از ناامیدی بیرون آمده، ذهنمان بیاختیار خودش را جای او میگذارد. این همذاتپنداری کمک میکند مشکل خودمان کوچکتر و قابلحلتر به نظر برسد. البته این فقط یک توضیح ساده است و کتاب جادو نمیکند؛ اثر آن به خودتان و کاری که بعد از خواندن میکنید بستگی دارد.
چند اثر معمول را میشود نام برد:
در عوض باید صادق بود: کتابی که فقط خوانده شود و کنار گذاشته شود، معمولا اثر ماندگاری ندارد. انگیزهای که از کتاب میگیرید مثل شعلهی کبریت است؛ باید با یک کار کوچک و مشخص آن را به هیزم برسانید.
وقتی وارد این دسته میشوید، عنوانها در نگاه اول شبیه هماند، اما اگر کمی دقت کنید چند نوع اصلی را میبینید. شناختن این نوعها به شما کمک میکند سلیقهی خودتان را زودتر پیدا کنید.
در این نوع، پیام از دل قصه بیرون میآید. حکایتهای کوتاه، تمثیل و روایت آدمهای واقعی یا خیالی، محور کتاباند. عنوانی مثل «خورشید زندگی» که در زیرعنوانش از داستانهای حکیمانه حرف میزند، نمونهای از این گروه است. این کتابها برای کسانی خوباند که از نصیحت مستقیم زود خسته میشوند و قصه را بیشتر دوست دارند. بیشترشان را میشود در چند دقیقهی متوالی خواند و بعد رها کرد.
گروه دیگری از کتابها میگویند ذهن ما چطور برداشتهایمان را میسازد و چطور میشود آن را عوض کرد. کتاب «پیروزی فکر» و «فایدههای خوشبینی» را میشود از نامشان در این خانواده دید: کتابهایی که روی طرز فکر و نگاه به زندگی تمرکز میکنند. اگر دوست دارید بدانید چرا بعضی روزها همه چیز سنگین است و چطور نگاهتان را عوض کنید، این نوع به کارتان میآید.
بعضی کتابها مثل «فوقالعاده باش» یا «همه چیز خوبه» سرراست و خلاصهاند. جملهها کوتاه است و هر صفحه یک پیام دارد. برای همراهداشتن در کیف و باز کردن در لحظههای دلسردی مناسباند. ضعف احتمالیشان این است که عمق کمتری دارند و اگر دنبال تحلیل و مثال میگردید، شاید کافی نباشند.
عنوانی مثل «اهرمهای خوشبختی» یا «۱۲ ستون» به فهرست و ساختار اشاره میکند. از این کتابها معمولا انتظار میرود مرحلهبهمرحله جلو بروند و در پایان هر فصل چیزی بخواهند که انجام دهید. اگر میخواهید بعد از خواندن، عادت یا برنامهای واقعی بسازید، به سراغ این نوع بروید.
مجموعههایی هم هستند که از سخنان یک شخصیت مشهور ساخته شدهاند. کتابی مثل «اندیشههای ناب بروسلی برای زندگی روزمره» از عنوانش پیداست که سراغ اندیشههای یک چهرهی شناختهشده میرود و آن را به زندگی روزمره ربط میدهد. اگر از آن آدم خوشتان میآید، خواندن حرفهایش با ترتیب موضوعی لذتبخش است.
اگر اولین بار است سراغ کتابهای انگیزشی میروید، چند پرسش ساده میتواند مسیر را روشن کند. لازم نیست جوابها را روی کاغذ بنویسید، فقط چند دقیقه صادقانه به آنها فکر کنید.
در صفحهی هر کتاب، مشخصات نسخهی چاپی مثل ناشر، مترجم و تعداد صفحه را میبینید. مقایسهی همین چند مورد، خیلی از تردیدها را برطرف میکند. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود، پس اگر کتابی را دوست داشتید، میتوانید نسخهی چاپی آن را آنلاین سفارش بدهید.
در فهرست کتابهای این دسته عنوانهای متنوعی دیده میشود. چند نمونه را از روی نامشان معرفی میکنیم تا ببینید طیف کتابها چقدر گسترده است. دربارهی محتوای دقیق هر کتاب، بهتر است صفحهی خودش را ببینید.
یک نکته: اگر کتابی شمارهی جلد دارد، مثل «در آغوش نور»، پیش از خرید بررسی کنید از کدام جلد شروع میشود. خیلی وقتها ترتیب خواندن مهم است.
بزرگترین شکایت خوانندهها این است که چند روز بعد از تمام شدن کتاب، همهی هیجان از بین میرود. راه حل، خود کتاب نیست؛ شیوهی خواندن است. چند عادت ساده کمک میکند.
هر جملهای که بر شما اثر گذاشت، بنویسید. سپس در همان لحظه یک کار کوچک کنار آن بنویسید، کاری که در همین هفته انجام میدهید. جملهی زیبا بدون کار کوچک، فقط تزئین است.
خواندن ده صفحه و نیم ساعت فکر کردن، از خواندن صد صفحه در یک نشست بهتر است. این کتابها برای عبور سریع ساخته نشدهاند. فصل را تمام کنید، کتاب را ببندید و از خودتان بپرسید: من چه چیزی را عوض میکنم؟
هدفهای بزرگ و مبهم مثل «موفق میشوم» انگیزه را زود میخشکانند. هدفی مثل «هر روز بیست دقیقه پیادهروی» یا «هر شب یک صفحه بنویسم» را میشود دید و شمرد. کتاب را باید مثل مربیای دید که کنارتان ایستاده، نه مثل کسی که کار را به جای شما انجام میدهد.
خیلی از خوانندهها یک کتاب انگیزشی را چند سال بعد دوباره برمیدارند و متوجه میشوند چیزهایی را دیدهاند که پیشتر ندیده بودند. چون خودتان عوض شدهاید، همان جملهها معنای دیگری پیدا میکنند. این یکی از دلایل ارزش نگهداشتن نسخهی چاپی روی قفسه است.
در کنار همهی خوبیها، چند دام وجود دارد که اگر بشناسید، کمتر در آن میافتید.
این کتابها برای گروههای مختلفی مفیدند، اما هر گروه چیز متفاوتی از آنها میخواهد.
کسی که در آستانهی امتحان مهم یا انتخاب رشته است، بیشتر به صدایی نیاز دارد که به او بگوید ادامه بده. کتابهای کوتاه و پرانرژی برای این دوره مناسباند. بهتر است حجم کتاب کم باشد تا وقت درسخواندن را نگیرد.
این گروه معمولا به کتابهایی نیاز دارد که هم انگیزه بدهند و هم ساختار. اگر مسیر کاریتان را عوض میکنید، کنار این دسته میتوانید سری هم به توسعه فردی بزنید.
در دورهی غم، شکست یا بیانگیزگی، متنهای کوتاه و مهربان بهتر از کتابهای سختگیرانهاند. اگر احساس میکنید غم یا اضطرابتان از حد یک دلسردی ساده فراتر رفته، پیشنهاد میکنیم علاوه بر کتاب با یک متخصص حرف بزنید. کتابهای دستهی اضطراب و افسردگی هم برای شناخت بهتر این حالتها هستند، ولی جای درمان نیستند.
کتاب انگیزشی هدیهی خوبی است به شرط آن که با حال و سن گیرنده جور باشد. قبل از انتخاب فکر کنید او الان چه لازم دارد: آرامش یا حرکت؟ یک کتاب امیدبخش و کمحجم معمولا انتخاب امنتری است.
اگر میخواهید خواندن را منظم پیش ببرید، این ترتیب را امتحان کنید. لازم نیست دقیقا همین باشد، فقط یک چارچوب است.
این مسیر کمک میکند از حس خوب شروع کنید و کمکم به عمل برسید. اگر در میانهی راه کتابی را دوست نداشتید، رهایش کنید. کتابی که نیمهکاره رها میشود، شکست نیست؛ فقط یعنی هنوز وقتش نرسیده یا با سلیقهی شما جور نیست.
نوجوان و بزرگسال از یک کتاب انگیزشی چیزهای متفاوتی میخواهند. نوجوان بیشتر به شناخت خودش و پیدا کردن جایگاهش در دنیا فکر میکند. بزرگسال بیشتر به بار مسئولیتها، شغل و خانواده. بنابراین یک کتاب مشترک برای هر دو کمتر پیدا میشود.
برای نوجوانها، کتابهایی با زبان ساده، فصلهای کوتاه و مثالهایی از سن خودشان بهتر است. اگر میخواهید بدانید ذهن نوجوان چطور کار میکند تا کتاب مناسبتری بخرید، دستهی روانشناسی کودک و نوجوان منبع خوبی است. برای بزرگسالان، کتابهایی که دربارهی مسئولیت، شغل و روابط حرف میزنند، قابللمستر خواهند بود.
اگر کتاب را برای فرزند یا نوجوانی میخرید، بهتر است پیش از او خودتان چند صفحه بخوانید. کتابی که با آن ارتباط برقرار کنید، راحتتر میشود دربارهاش گفتوگو کرد و همین گفتوگو ارزشمندتر از خود کتاب است.
پیش از آن که سراغ کتاب برویم، خوب است بدانیم انگیزه از کجا میآید. انگیزه چیز ثابتی نیست؛ مثل هوا بالا و پایین میشود. روزهایی هست که بیدلیل همه چیز آسان است و روزهایی که کوچکترین کار هم سخت به نظر میرسد. کسی که فکر میکند باید همیشه پرانرژی باشد، خیلی زود به خودش سخت میگیرد.
چند دلیل ساده برای گم شدن انگیزه وجود دارد:
کتابهای انگیزشی خوب معمولا به همین چهار دلیل میپردازند، حتی اگر مستقیم نگویند. آنها هدف را کوچک میکنند، پاداشهای کوتاهمدت پیشنهاد میدهند، از استراحت حرف میزنند و شما را به سوی خواستهی واقعیتان هل میدهند. اگر کتابی میخوانید، ببینید کدام یک از این چهار مشکل در زندگیی شما بیشتر است و آن بخش کتاب را با دقت بیشتری بخوانید.
برای این که خواندن به عمل تبدیل شود، چند تمرین کوچک را امتحان کنید. هیچکدام وقت زیادی نمیگیرد.
هر کاری که میخواهید شروع کنید، نسخهی دو دقیقهایاش را پیدا کنید. بهجای «هر روز یک ساعت ورزش»، بنویسید «کفشهایم را بپوشم و بیرون بروم». شروع کردن سختترین بخش است و وقتی در راه باشید، ادامهاش آسانتر میشود.
هر شب سه اتفاق خوب همان روز را بنویسید، هرقدر هم کوچک باشد. این تمرین ساده کمک میکند ذهنتان به دیدن چیزهای خوب عادت کند. کتابهایی که دربارهی خوشبینی و امید حرف میزنند، معمولا چیزی شبیه به همین تمرین را پیشنهاد میدهند.
کتاب را با دوستی بخوانید یا دربارهاش حرف بزنید. وقتی کسی میداند شما چه هدفی دارید، بهطور طبیعی احتمال ادامه دادن بیشتر میشود.
کنار دیوار یا داخل دفتر جدولی بکشید و هر روز که کار را انجام دادید، یک علامت بگذارید. دیدن زنجیرهای از علامتها انگیزهی خودش را دارد و شما را از شکستن آن زنجیره منصرف میکند.
خیلیها فکر میکنند برای خواندن باید ساعتهای طولانی وقت خالی داشته باشند، ولی کتاب انگیزشی بیشتر با قطعههای کوتاه و منظم کار میکند. چند زمان معمول را امتحان کنید و ببینید کدام به زندگیتان میخورد.
مهمتر از زمان، ثابت بودن آن است. اگر هر روز در یک ساعت مشخص بخوانید، ذهنتان کمکم آن ساعت را با آرامش و فکر کردن یکی میکند. بعد از چند هفته دیگر لازم نیست با خودتان بجنگید تا کتاب را باز کنید؛ خودبهخود سراغش میروید.
جای مطالعه هم اثر دارد. گوشهای که میز و نور خوبی دارد و گوشی از دستتان دور است، تمرکز را بالا میبرد. لازم نیست جای خاص و گران باشد، فقط جایی که ذهنتان بداند اینجا وقت خواندن است.
هنگام خرید کتابهای انگیزشی به چند نکتهی عملی توجه کنید. صفحهی هر کتاب در کتابجم مشخصات نسخهی چاپی را دارد. ببینید نام ناشر و مترجم چیست، کتاب چند صفحه است و چه سالی چاپ شده. کتاب ترجمهشده را با کتاب تألیفی مقایسه کنید؛ اگر ترجمه است، دیدن نام مترجم مهم است چون کیفیت ترجمه در خواندن اثر زیادی دارد.
به شمارهی جلد هم دقت کنید. بعضی مجموعهها چند جلد دارند و هر جلد مستقل خوانده میشود، اما بعضی دیگر باید به ترتیب خوانده شوند. همچنین اگر کتاب را برای هدیه میخرید، ابعاد و نوع جلد را بررسی کنید.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. اگر کتابی برایتان جالب بود ولی الان موجود نیست، بعدا دوباره سر بزنید. نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید و مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
اثرش به شما و شیوهی خواندن بستگی دارد. کتاب میتواند نگاه شما را عوض کند و حس شروع بدهد، اما اگر بعد از آن کاری نکنید، اثرش زود از بین میرود. بهتر است آن را ابزار بدانید، نه معجزه.
اگر تازه شروع کردهاید، کتابهای کوتاه یا مجموعههای داستانهای حکیمانه انتخاب راحتتریاند. حجم کم باعث میشود کتاب را تمام کنید و همین اعتمادبهنفس خواندن میدهد.
بهتر است نه. بعد از هر کتاب کمی فاصله بگیرید و آنچه خواندهاید را به کار ببرید. خواندن پشت سر هم چند کتاب مشابه معمولا فقط همان پیام را تکرار میکند.
کتاب روانشناسی معمولا به دنبال توضیح و شناخت است، ولی کتاب انگیزشی به دنبال حرکت. اگر میخواهید علت رفتارتان را بشناسید، به روانشناسی عمومی سر بزنید. اگر میخواهید دوباره راه بیفتید، این دسته مناسبتر است.
اگر غم یا بیانگیزگی طولانی شده و در کار و خواب و روابط شما اثر گذاشته، کتاب کافی نیست. حتما با یک روانشناس یا پزشک حرف بزنید. کتاب میتواند مکمل باشد، نه جایگزین.
به حال و روز گیرنده فکر کنید. برای کسی که خسته است، کتابی آرام و امیدبخش بهتر است؛ برای کسی که دنبال تغییر است، کتابی عملی. اگر مطمئن نیستید، یک کتاب کمحجم و مهربان انتخاب امنی است.
کتاب چاپی را میشود زیر خط کشید، گوشهاش را تا زد و سالها بعد دوباره باز کرد. برای کتابی که قرار است بارها به آن برگردید، همین یک دلیل کافی است. در کتابجم نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید.
کتابهای انگیزشی وعدهی معجزه نمیدهند، اما میتوانند لحظهی درستی برای شروع دوباره بسازند. هر کتابی که دوستش داشته باشید، اگر شما را یک قدم به کاری که میخواهید نزدیک کند، کارش را کرده است. با شناختن نوع کتاب، سنجیدن نیاز خودتان و پرهیز از اشتباههای رایج، شانس پیدا کردن کتاب درست خیلی بیشتر میشود.
حالا نوبت شماست: عنوانهای این دسته را ببینید، مشخصات هر کتاب را در صفحهی خودش بخوانید و آن را که به دلتان نشست، بهصورت چاپی سفارش بدهید. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود، پس هر وقت آماده بودید، همینجا منتظرتان هستیم.