هر رشته زبان خودش را دارد. پزشک از «تشخیص افتراقی» حرف میزند، حسابدار از «دفتر کل»، مهندس عمران از «تنش برشی» و منتقد سینما از «میزانسن». وقتی این واژهها به انگلیسی یا زبانی دیگر نوشته شوند، کار برای دانشجو، مترجم و پژوهشگر دشوارتر میشود. دستهی دیکشنری و واژهنامهی تخصصی کتابجم برای همین است: فرهنگهایی که واژههای یک رشتهی مشخص را جمع کردهاند تا هنگام خواندن مقاله، کتاب درسی یا ترجمه، گیر نکنید.
در این صفحه توضیح میدهیم فرهنگ تخصصی چه فرقی با فرهنگ عمومی دارد، چطور مناسبترین را برای رشتهی خودتان انتخاب کنید، چه چیزهایی را پیش از خرید ببینید و چرا برای بعضی کارها نسخهی چاپی بهتر از هر ابزار دیگری است.
فرهنگ تخصصی چیست و به چه کار میآید؟
فرهنگ تخصصی، برخلاف فرهنگ عمومی، همهی واژههای یک زبان را پوشش نمیدهد. بهجای آن، فقط واژهها و اصطلاحهای یک حوزه را جمع میکند، ولی با دقت و عمق بیشتر. در فرهنگ عمومی، یک واژه ممکن است دو یا سه معنی کلی داشته باشد. در فرهنگ تخصصی همان واژه معنی دقیقی دارد که در آن رشته به کار میرود، و گاهی توضیحی کوتاه یا تصویر هم دارد.
مثالی ساده: یک واژهی معمولی مثل «بار» در گفتوگوی روزمره چندین معنی دارد، اما در مهندسی عمران معنی مشخصی دارد، در برق معنی دیگر و در حسابداری معنایی دیگر. فرهنگ تخصصی هر رشته، همان معنی را برای شما روشن میکند و از اشتباههای ترجمه جلوگیری میکند.
به همین دلیل، این کتابها برای چند دسته مخاطب ارزشمندند: دانشجویی که متن درسی انگلیسی میخواند، مترجمی که باید معادل دقیق پیدا کند، پژوهشگری که مقالهی خارجی مینویسد، و کسی که در محل کار با اسناد فنی و بینالمللی سروکار دارد.
دیکشنری تخصصی یا فرهنگ عمومی: کدام را بخرم؟
این پرسش بسیار رایج است و جواب سادهای دارد: بستگی به کار شما دارد. اگر میخواهید مقالهای عمومی یا رمان بخوانید، فرهنگ عمومی کافی است. اگر میخواهید متنی از یک رشتهی خاص را با دقت بفهمید یا ترجمه کنید، فرهنگ تخصصی لازم است.
در عمل، بسیاری از افراد هر دو را دارند. فرهنگ عمومی برای واژههای پایه و ساختار زبان، و فرهنگ تخصصی برای اصطلاحهای حرفهای. اگر فقط یکی از دو نوع را بخرید و کارتان تخصصی است، خیلی زود احساس کمبود میکنید، چون واژهی مورد نظرتان در فرهنگ عمومی نیست یا معنی دقیقش را ندارد.
برای مرور فرهنگهای عمومی، میتوانید دستهی دیکشنری و فرهنگ لغت را ببینید. آنجا فرهنگهای عمومی زبانهای مختلف هم هست. اگر بیشتر به ترجمه از یک زبان به زبان دیگر نیاز دارید، دو دستهی انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی هم به کار شما میآیند.
واژهنامههای تخصصی در رشتههای مختلف
این دسته پوشش وسیعی دارد و رشتههای متعددی را در بر میگیرد. به چند نمونه از عنوانهای موجود نگاه کنیم تا ببینید چه چیزهایی پیدا میشود. توجه کنید که ما فقط از روی عنوان حرف میزنیم و مشخصات دقیق هر کتاب در صفحهی خودش است.
مهندسی
عنوانهایی مانند «واژگان مهندسی مکانیک (انگلیسی-فارسی، فارسی-انگلیسی)»، «فرهنگ مهندسی عمران» و «واژگان برق (انگلیسی-فارسی) گروه واژگزینی برق» نشان میدهند که رشتههای فنی سهم بزرگی از این دسته دارند. دانشجویان مهندسی که کتابهای درسیشان به زبان اصلی است، بیش از همه از این فرهنگها بهره میبرند. دو جهتی بودن بعضی از آنها، یعنی انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی، به کسی که هم میخواهد بخواند و هم بنویسد کمک میکند.
علوم پایه و طبیعی
«فرهنگ اصطلاحات گیاهشناسی مصور» و «واژنامهی تشریحی اخترشناسی: انگلیسی فارسی و بالعکس» دو نمونه از این حوزهاند. عبارت «مصور» در عنوان گیاهشناسی نشان میدهد که تصویر در این کتاب نقش دارد، و در رشتهای مثل گیاهشناسی که ظاهر و ساختار اهمیت دارد، چنین چیزی بسیار مفید است. «تشریحی» در عنوان اخترشناسی هم یعنی واژهها با توضیح همراهاند و فقط معادل نیستند.
علوم انسانی و اجتماعی
«زبان تخصصی ویژهی دانشجویان رشتهی مدیریت»، «زبان تخصصی حسابداری ۱»، «۵۰۴ واژهی ضروری روانشناسی» و «۵۰۴ واژهی ضروری ریاضیات» نشان میدهند که این حوزه هم جای مشخصی دارد. بعضی از این کتابها بیشتر شبیه کتاب آموزش زبان تخصصیاند تا فرهنگ صرف: متن، تمرین و واژه با هم میآیند.
هنر و رسانه
«فرهنگ واژگان سینما (انگلیسی-فرانسوی-فارسی)» نمونهای از فرهنگ چندزبانه است. چنین کتابی برای دانشجو و علاقهمند سینما که با منابع به زبانهای مختلف سروکار دارد، مفید است.
زبانهای دیگر
«فرهنگ فارسی ایتالیایی» یادآور آن است که این دسته فقط به انگلیسی محدود نیست. با اینکه بیشتر عنوانها انگلیسیاند، فرهنگهای دیگر زبانها هم گاهی پیدا میشوند.
«زبان تخصصی» چه فرقی با «فرهنگ تخصصی» دارد؟
در فهرست این دسته، دو نوع عنوان میبینید که شبیهاند ولی یکی نیستند. یکی «فرهنگ» یا «واژگان» و دیگری «زبان تخصصی». فرق این دو را بدانید تا خرید درستی داشته باشید.
فرهنگ یا واژگان کتابی مرجع است. شما واژه را جستوجو میکنید، معادلش را میبینید و ادامه میدهید. ترتیب معمولا الفبایی است و کتاب را از اول تا آخر نمیخوانید.
زبان تخصصی بیشتر کتاب درسی است. متنهایی دربارهی موضوعهای آن رشته به زبان اصلی دارد، با فهرست واژهها، ترجمهی پاراگرافها و تمرین. دانشجو معمولا این کتابها را طی ترم میخواند تا هم زبان تخصصی یاد بگیرد و هم با متنهای آن رشته آشنا شود. اگر دنبال آموزش هستید، این نوع بهتر است. اگر دنبال مرجع، فرهنگ.
بعضی کتابها ترکیب هر دو هستند. مثلا «۵۰۴ واژهی ضروری» یک مجموعهی آموزشی است که واژهها را با مثال و تمرین یاد میدهد. برای دانستن دقیق نوع هر کتاب، به مشخصات و معرفی صفحهی خودش نگاه کنید.
پیش از خرید فرهنگ تخصصی، این چیزها را بررسی کنید
فرهنگ تخصصی معمولا ارزان نیست و برای کار حرفهای عمر طولانی دارد؛ پس ارزش دارد کمی وقت برای انتخاب بگذارید. این فهرست کمک میکند.
- جهت ترجمه. فقط انگلیسی به فارسی یا فارسی به انگلیسی، یا هر دو؟ اگر مقاله مینویسید به هر دو جهت نیاز دارید.
- رشتهی دقیق. مهندسی مکانیک با مهندسی برق فرق دارد. عنوان را با رشتهی خودتان دقیق تطبیق دهید.
- زبانهای کتاب. بعضی فرهنگها دو زبانهاند و بعضی چند زبانه؛ مثلا انگلیسی، فرانسوی و فارسی.
- سال چاپ. رشتههایی مانند کامپیوتر یا پزشکی زود عوض میشوند. در رشتههای کلاسیک، سال چاپ کمتر مهم است.
- مرجع بودن واژههای فارسی. بعضی کتابها از فرهنگستان یا گروههای واژهگزینی میآیند و معادلهای فارسی رایج یا مصوب را میآورند. اگر در رشتهی شما رعایت معادل استاندارد مهم است، این را در مشخصات ببینید.
- تصویر و مثال. کتابی که تصویر یا مثال دارد، برای رشتههای بصری مثل گیاهشناسی یا معماری بسیار مفید است.
یادتان باشد مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است و قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود.
دانشجویان چطور از فرهنگ تخصصی استفاده کنند؟
دانشجویی که تازه با کتابهای درسی انگلیسی روبهرو شده، معمولا احساس میکند در هر جمله چند واژهی ناآشنا هست. اگر برای هر واژه سراغ فرهنگ بروید، خواندن کند میشود و خستهکننده. چند راه برای بهتر شدن این تجربه هست.
اول متن را بخوانید، بعد واژهها را جستوجو کنید
هر پاراگراف را یک بار با همان اندازه که میفهمید بخوانید. بسیاری از واژهها را از روی بافت حدس میزنید. سپس فقط واژههایی را در فرهنگ جستوجو کنید که بدون آنها جمله معنی نمیدهد.
فهرست واژهی شخصی بسازید
هر واژهی تازه را در دفتری یادداشت کنید، همراه با معادل و جملهی نمونه. بعد از چند هفته، این دفتر بهترین مرجع شخصی شما میشود و کمتر به فرهنگ مراجعه میکنید.
واژههای پرتکرار را اول یاد بگیرید
در هر رشته چند صد واژه هست که مدام تکرار میشوند. اگر آنها را یاد بگیرید، بخش بزرگی از متن برایتان روشن میشود. کتابهایی مثل مجموعهی «۵۰۴ واژهی ضروری» براساس همین ایده ساخته شدهاند: اول واژههای مهم.
معادل فارسی را هم یاد بگیرید
گاهی دانشجو واژهی انگلیسی را میفهمد ولی معادل فارسی را نمیداند. در امتحان و گزارش، معادل درست فارسی لازم است. فرهنگ دو طرفه در این کار کمک میکند.
مترجمها و نویسندهها: اهمیت دقت در معادلیابی
برای مترجم، فرهنگ تخصصی از ابزارهای اصلی کار است. در ترجمهی متن فنی، یک واژهی غلط ممکن است معنای کل جمله را عوض کند. مترجم حرفهای معمولا چند فرهنگ را کنار هم دارد و معادلها را مقایسه میکند.
یکی از مشکلات رایج، وجود چند معادل فارسی برای یک واژه است. ممکن است یک کتاب یک معادل بیاورد و کتاب دیگر معادل دیگر. در چنین وضعی، بهتر است به منبع رسمی رشته یا کتابهای درسی معتبر آن حوزه نگاه کنید و معادلی را انتخاب کنید که در همان رشته رایج است. همچنین به یکدست بودن معادلها در کل متن توجه کنید؛ استفاده از دو معادل متفاوت برای یک واژه در یک متن، خواننده را گیج میکند.
اگر برای ترجمهی ادبی یا عمومی کار میکنید، بیشتر به فرهنگهای عمومی و دو زبانه نیاز دارید. برای متنهای تخصصی، فرهنگ رشتهی مربوط ضروری است.
کتابهای تصویری و مصور در واژهنامهها
بعضی مفاهیم را با کلمه نمیشود خوب توضیح داد. در رشتههایی مثل گیاهشناسی، معماری، مکانیک یا پزشکی، تصویر گاهی ده برابر کلمه اطلاعات میدهد. برای همین بعضی فرهنگهای تخصصی مصورند.
اگر به دنبال فرهنگهای تصویری عمومی هستید که واژههای روزمره را با عکس و نقاشی نشان میدهند، به دستهی تصویری سر بزنید. این نوع فرهنگها برای کودکان و زبانآموزان مبتدی هم مفیدند.
اما فرهنگ تخصصی مصور هدف متفاوتی دارد. مخاطبش کسی است که در یک رشته کار میکند و میخواهد نام دقیق اجزا یا پدیدهها را بداند. وقتی میخواهید بدانید نام هر بخش از یک گل یا یک دستگاه چیست، همین تصویرها راهنمای شما میشوند.
چرا نسخهی چاپی برای فرهنگ تخصصی مناسبتر است؟
فرهنگ ابزار مرجع است و مرجع را باید سریع ورق بزنید. کتاب چاپی برای این کار عالی است: کنار متن اصلی باز میماند، بدون اینکه صفحهی متن را ببندید. میتوانید چند بخش را همزمان علامت بزنید، دور واژهها دایره بکشید و یادداشت اضافه کنید. برای واژههایی که همیشه لازم دارید، یک برگهی چسبان کنار صفحه بگذارید و هر بار فوری پیدایش کنید.
همچنین کتاب چاپی به اینترنت وابسته نیست. در جلسهی امتحان که مجاز باشد، در محیط کار، یا سفر و کارگاه، همیشه در دسترس است. نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید و لازم نیست برای پیدا کردن فرهنگ یک رشتهی خاص، چند کتابفروشی را بگردید.
واژهگزینی فارسی: چرا یک واژه چند معادل دارد؟
شاید بهعنوان خریدار فرهنگ، دیده باشید که برای یک واژهی انگلیسی در دو کتاب دو معادل فارسی نوشته شده است. این اتفاق بیدلیل نیست. زبان فارسی مثل هر زبان زندهای در حال ساختن واژه برای مفهومهای تازه است. فرهنگستان زبان و ادب فارسی و گروههای واژهگزینی در بسیاری از رشتهها معادل پیشنهاد میکنند، ولی در عمل، استادان، مترجمان و مهندسان گاهی معادلهای دیگری به کار میبرند یا واژهی اصلی را نگه میدارند.
نتیجه این است که در بعضی رشتهها، چند معادل کنار هم رایج است. فرهنگ خوب معمولا چند معادل را میآورد یا دستکم مشخص میکند کدام مصوب و کدام رایج است. کتابهایی که از یک گروه واژهگزینی میآیند، مثل عنوانی که در همین دسته با نام گروه واژهگزینی برق دیده میشود، معمولا معادلهای یکدستتر و رسمیتر ارائه میدهند.
وقتی دانشجو یا مترجم هستید، بهتر است ابتدا ببینید در کتاب درسی یا در نشریهی رشتهی خودتان کدام معادل رایج است و همان را به کار ببرید. اگر شک داشتید، بار اول که واژه را میآورید، معادل انگلیسی را هم داخل پرانتز بنویسید تا خواننده گمراه نشود.
نیاز هر گروه: از دانشجوی مهندسی تا علاقهمند سینما
هر مخاطب از فرهنگ تخصصی چیز متفاوتی میخواهد. با نگاه به نیاز خودتان، انتخاب سادهتر میشود.
دانشجوی مهندسی
بیشتر منابع درسی مهندسی به انگلیسی است و دانشجو باید هم بخواند و هم گزارش فارسی بنویسد. برای او فرهنگ دو جهته و رشتهی مشخص، مثلا عمران، مکانیک یا برق، بهترین است. اگر گرایش خاصی دارید، ببینید فرهنگ گرایش را هم پوشش میدهد یا فقط کلیات را.
دانشجوی علوم انسانی و مدیریت
در این رشتهها، مفهومها گاهی مبهمتر از فنیهایند و ترجمهی صرف واژه کافی نیست. کتابهای «زبان تخصصی» با متن و توضیح، برای این گروه مفیدترند چون مفهوم را در بافت جمله نشان میدهند.
مترجم حرفهای
مترجم معمولا چند فرهنگ را کنار هم دارد و برای هر حوزه، فرهنگ جداگانه. اگر با یک حوزه بهطور مستمر کار میکند، فرهنگ جامع و دو جهته لازم است.
علاقهمند به هنر و رسانه
کسی که سینما یا هنر را دنبال میکند و منابع خارجی میخواند، از فرهنگهایی مثل «فرهنگ واژگان سینما» بهره میبرد. چنین کتابی به او کمک میکند بحثهای فنی مربوط به فیلم را بهتر بفهمد. البته اگر در سطح عمومی دنبال سینما هستید، میتوانید به دنیای کتابهای همین حوزه هم سر بزنید.
پژوهشگر و نویسندهی مقاله
مقالهی علمی به معادل دقیق و یکدست نیاز دارد. پژوهشگر معمولا هم به فرهنگ تخصصی و هم به مقالههای فارسی همان رشته رجوع میکند تا معادل رایج را تشخیص دهد.
چگونه واژههای تخصصی را ماندگار کنیم؟
دیدن معادل یک واژه در فرهنگ و یاد گرفتن آن دو چیز متفاوتاند. اگر میخواهید واژههای رشتهتان واقعا در ذهن بمانند، فقط جستوجو کافی نیست. چند عادت ساده کمک میکند.
- هر روز چند واژه. پنج واژه در روز بهمراتب بهتر از پنجاه واژه در یک شب است.
- جمله بسازید. واژه را با یک جملهی خودتان که به رشتهتان مربوط باشد، بنویسید.
- مرور فاصلهدار. واژهها را بعد از یک روز، یک هفته و یک ماه دوباره ببینید. همین مرور کوتاه، حافظه را قوی میکند.
- کارت بسازید. یک طرف واژه، طرف دیگر معادل و مثال. کارتها را همراه ببرید و در فرصتهای کوتاه ببینید.
- در متن واقعی ببینید. هر واژه را در مقاله یا کتاب دنبال کنید و ببینید چگونه به کار رفته است.
کتابهایی که واژهها را با مثال و تمرین میدهند، برای این کار مناسبترند. اما حتی با یک فرهنگ ساده هم میتوانید همین روشها را دنبال کنید.
اشتباههای رایج در خرید فرهنگ تخصصی
- انتخاب فرهنگ عمومی برای کار تخصصی. واژهی مورد نظر شما در آن نیست یا معنی دقیقش را ندارد.
- بیتوجهی به جهت ترجمه. فرهنگ انگلیسی به فارسی برای نوشتن مقالهی انگلیسی کافی نیست.
- اشتباه گرفتن رشتهها. مهندسی مکانیک و مهندسی برق واژههای مشترک دارند ولی معانی متفاوت.
- خرید فقط با نگاه به قیمت. فرهنگ ارزانتری که رشتهی شما را پوشش ندهد، در عمل هزینهی اضافه است.
- انتظار درس از فرهنگ. فرهنگ مرجع است، نه کتاب آموزشی. برای یادگیری منظم به کتاب درسی یا زبان تخصصی نیاز دارید.
یک داستانک: مترجمی که جدول ساخت
مترجمی را تصور کنید که تازه ترجمهی متنهای فنی را شروع کرده بود. هر بار برای یک واژه سراغ فرهنگ میرفت، معادلی مینوشت و ادامه میداد. بعد از چند فصل، متوجه شد که برای یک اصطلاح در فصل دوم یک معادل و در فصل هفتم معادلی دیگر آورده است.
او تصمیم گرفت جدولی بسازد: ستون اول واژهی اصلی، ستون دوم معادل انتخابی و ستون سوم فرهنگی که از آن گرفته بود. از آن پس، پیش از هر ترجمه، جدول را نگاه میکرد. کار او سریعتر و یکدستتر شد و ناشر هم از دقت متن راضی بود. ساده به نظر میرسد، ولی در ترجمهی تخصصی همین انضباط کوچک تفاوت بزرگی میسازد.
این داستان خیالی است و فقط برای نشان دادن یک عادت مفید آمده. اگر شما هم با متنهای تخصصی کار میکنید، کنار فرهنگ خوب، یک جدول شخصی بسازید.
یک مثال کاربردی: چگونه یک متن تخصصی را ترجمه کنیم؟
فرض کنید مهندسی میخواهد یک دستورالعمل فنی را ترجمه کند. مراحل زیر میتواند راهنمای کار باشد.
- ابتدا کل متن را یک بار بخواند و موضوع اصلی را بفهمد.
- واژههای تخصصی را علامت بزند و فهرست کند.
- هر واژه را در فرهنگ تخصصی رشتهی خودش جستوجو کند.
- اگر چند معادل بود، بر اساس بافت متن و رایج بودن در رشته انتخاب کند.
- در یک جدول، معادلها را ثبت کند تا در کل متن یکسان به کار ببرد.
- در پایان، متن را برای روانی جملهها بازخوانی کند.
همین چند مرحله، ترجمه را دقیقتر و سریعتر میکند. جدول واژهها هم برای پروژههای بعدی به کار میآید.
چگونه فرهنگ را بخوانیم؟ راهنمای مدخلها و نشانهها
خیلیها فرهنگ را فقط برای پیدا کردن معادل باز میکنند و از بقیهی اطلاعات صفحه غافل میشوند. اما هر مدخل چیزهای بیشتری دارد. اگر چند دقیقه اول کتاب را بخوانید و راهنمای استفاده و فهرست نشانهها را ببینید، بعدا بهتر از آن بهره میبرید.
معمولا در کنار هر واژه چند چیز آمده است: نقش دستوری واژه، مثلا اسم یا فعل، معادل یا معادلها، گاهی رشتهی فرعی که واژه در آن به کار میرود و در بعضی کتابها مثال یا توضیح کوتاه. ترتیب معادلها هم اغلب اهمیت دارد؛ اولی معمولا رایجترین است. اگر معادلها با عدد جدا شدهاند، هر عدد معنایی متفاوت را نشان میدهد و باید متناسب با متن خودتان یکی را انتخاب کنید.
یک عادت خوب دیگر این است که پس از پیدا کردن معادل، واژهی مقابل را هم برعکس جستوجو کنید. اگر فرهنگ شما دو جهته است، از فارسی به انگلیسی برگردید و ببینید همان واژهی اول برمیگردد یا نه. این آزمون ساده جلوی اشتباه را میگیرد.
در فرهنگهای چندزبانه، مثل نمونهای که سه زبان را کنار هم دارد، معمولا فهرست جداگانه برای هر زبان هست. حتما ببینید کتاب از کدام زبان شروع میشود و چگونه از یک زبان به زبان دیگر برسید.
پرسشهای پرتکرار دربارهی دیکشنری و واژهنامهی تخصصی
فرهنگ تخصصی را برای چه رشتهای بخرم؟
برای رشتهای که در آن درس میخوانید یا کار میکنید. عنوان را با نام رشته و گرایش تطبیق دهید. مشخصات کتاب مشخص میکند که برای کدام رشته است.
فرق فرهنگ تخصصی با فرهنگ عمومی چیست؟
فرهنگ عمومی همهی واژههای یک زبان را پوشش میدهد. فرهنگ تخصصی فقط واژههای یک رشته را ولی دقیقتر و با معنای همان رشته میآورد.
آیا برای دانشجو فرهنگ تخصصی ضروری است؟
اگر منابع درسی به زبان خارجی است، بسیار مفید است. اگر منابع فارسیاند، کمتر لازم میشود. اما در مطالعهی مقالهها و آمادهسازی پایاننامه، معمولا به آن نیاز پیدا میکنید.
«۵۰۴ واژهی ضروری» فرهنگ است یا کتاب آموزشی؟
بیشتر کتاب آموزشی است که واژههای مهم یک رشته را با مثال و تمرین یاد میدهد. برای جزییات هر عنوان، مشخصاتش را در صفحهی خودش بخوانید.
آیا فرهنگ برای زبانهایی غیر از انگلیسی هم هست؟
گاهی بله؛ مثلا عنوانهایی با فرانسوی یا ایتالیایی هم دیده میشود. تعدادشان کمتر است و بهتر است مشخصات کتاب را ببینید.
قیمت و موجودی ثابت است؟
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. پیش از سفارش، صفحهی همان کتاب را ببینید.
آیا میتوانم نسخهی چاپی را آنلاین سفارش دهم؟
بله، نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
جمعبندی: زبان رشتهی خودتان را یاد بگیرید
هر رشتهای که وارد آن میشوید، یاد گرفتن زبانش بخش مهمی از راه است. فرهنگ یا واژهنامهی تخصصی درست، مثل نقشهای است که شما را در این سرزمین تازه راهنمایی میکند. با انتخاب کتابی که با رشته و نیاز شما هماهنگ باشد، هم سریعتر میخوانید و هم دقیقتر مینویسید.
حالا میتوانید کتابهای تخصصی این دسته را ببینید، مشخصات هر کدام را با رشتهی خودتان مقایسه کنید و نسخهی چاپی مورد نظرتان را آنلاین سفارش دهید.