ادبیات روسیه برای خوانندهی ایرانی چیزی بیش از یک ادبیات خارجی است. نسلها با «جنایت و مکافات» و «برادران کارامازوف» بزرگ شدهاند، داستانهای چخوف را در کتابهای درسی و مجلهها خواندهاند و نام تولستوی را حتی کسانی میشناسند که هیچوقت «جنگ و صلح» را باز نکردهاند. این لیست کتابهای ادبیات روسیه را کنار هم گذاشته است: از پوشکین و تورگنیف تا داستایفسکی و تولستوی، از چخوف و گورکی تا بولگاکف و سولژنیتسین و نویسندههای امروز مثل لودمیلا اولیتسکایا.
در این راهنما میگوییم ادبیات روسیه چرا اینقدر خواننده دارد، از کدام نویسنده و کدام کتاب شروع کنیم، رمانهای بلند را چطور بخوانیم و میان ترجمههای فراوان فارسی چطور انتخاب کنیم.
ادبیات روسیه چرا این همه خواننده دارد
ادبیات روسیه در قرن نوزدهم، در فاصلهای کمتر از صد سال، از ادبیاتی تقریبا ناشناخته به یکی از قلههای رمان جهان رسید. پوشکین زبان ادبی روسی را شکل داد، گوگول طنز تلخ را به آن آورد، تورگنیف رمان را به اروپا شناساند و بعد داستایفسکی و تولستوی آمدند، دو نویسندهای که هنوز هم در بیشتر فهرستهای بهترین رمانهای جهان دیده میشوند.
آنچه ادبیات روسیه را خاص میکند، جدیت پرسشهایش است. شخصیتهای داستایفسکی دربارهی خدا، گناه و آزادی بحث میکنند، تولستوی دربارهی معنای زندگی و مرگ مینویسد و چخوف آدمهای معمولی را نشان میدهد که زندگیشان بیسروصدا از دست میرود. این پرسشها مال یک کشور و یک قرن نیستند و برای همین خوانندهی امروز هم با آنها درگیر میشود.
برای خوانندهی ایرانی دلیل دیگری هم هست: ترجمه. مترجمهای ایرانی از دههها پیش ادبیات روسیه را ترجمه کردهاند، بعضی از روسی و بعضی از زبانهای واسط، و امروز برای بیشتر کتابهای مهم چند ترجمه وجود دارد.
در لیست ادبیات روسیه چه پیدا میکنید
رمانهای بلند و کوتاه، داستان کوتاه، نمایشنامه و چند کتاب دربارهی نویسندههای روس. کتابهای موجود اول آمدهاند و موجودی هر روز بررسی میشود. چون بیشتر کلاسیکها چند ترجمه دارند، ممکن است یک کتاب را دو یا سه بار در لیست ببینید.
داستایفسکی؛ ستون اصلی ادبیات روسیه در این لیست
فئودور داستایفسکی بیشترین کتاب را در این لیست دارد و تقریبا برای هر سلیقهای کتابی از او هست.
رمانهای بزرگ
- برادران کارامازوف: آخرین و شاید بزرگترین رمان داستایفسکی. سه برادر با سه نگاه متفاوت به زندگی، پدری که به قتل میرسد و پرسش اینکه چه کسی مسئول است. فصل «مفتش اعظم» این رمان یکی از مشهورترین متنهای ادبیات جهان است.
- ابله: پرنس میشکین، مردی سادهدل و مهربان، به جامعهی پطرزبورگ برمیگردد و مهربانیاش، به جای اینکه نجات بدهد، فاجعه میآفریند. داستایفسکی میخواست در این رمان «انسان کاملا خوب» را تصویر کند.
رمانهای کوتاه برای شروع
- شبهای روشن: داستان عاشقانهی کوتاه مردی تنها و دختری که در چهار شب سفید پطرزبورگ با هم آشنا میشوند. از ملایمترین و دلنشینترین کارهای داستایفسکی و بهترین شروع برای کسی که از رمانهای بلندش میترسد.
- بیچارگان: اولین رمان داستایفسکی، به شکل نامههایی میان کارمندی فقیر و دختری جوان. همین کتاب او را در بیست و چند سالگی مشهور کرد.
- همزاد: کارمندی که یک روز میبیند کسی درست شبیه خودش در اداره کار میکند و آرامآرام جای او را میگیرد. داستانی عجیب و نگرانکننده دربارهی هویت.
- قمارباز: داستایفسکی این رمان کوتاه را در بیست و شش روز نوشت تا قرضش را بدهد و خودش هم گرفتار قمار بود. ماجرا در شهری خیالی در آلمان میگذرد و هیجان و ویرانی قمار را از درون نشان میدهد.
- نیهتوچکا: رمان ناتمامی دربارهی کودکی دختری در خانوادهای آشفته.
- رویای عموجان و شوهر باشی: دو کار کمتر شناختهشده و طنزآمیزتر داستایفسکی که نشان میدهند او فقط نویسندهی تراژدی نبود.
پیشنهاد ما برای ورود به دنیای داستایفسکی این ترتیب است: «شبهای روشن»، بعد «قمارباز»، بعد «جنایت و مکافات» و در نهایت «برادران کارامازوف».
تولستوی و تورگنیف؛ دو چهرهی دیگر ادبیات روسیه
لئو تولستوی
«رستاخیز» آخرین رمان بلند تولستوی در این لیست است. نخلیودوف، اشرافزادهای که در دادگاه عضو هیئت منصفه است، در میان متهمان زنی را میشناسد که سالها پیش او را فریب داده و رها کرده بود. از اینجا سفر او برای جبران آغاز میشود، سفری که تا سیبری ادامه پیدا میکند. تولستوی در این رمان نقد تندی از دادگاه، زندان و کلیسای زمانش دارد.
اگر رمانهای بلند تولستوی، «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا»، را هنوز نخواندهاید، از داستانهای کوتاهترش مثل «مرگ ایوان ایلیچ» هم میتوانید شروع کنید؛ داستانی دربارهی قاضیای که در بستر مرگ میفهمد زندگیاش را درست زندگی نکرده.
ایوان تورگنیف
«رودین» اولین رمان تورگنیف است: مردی خوشسخن و پرشور که همه را با حرفهایش جذب میکند ولی وقتی پای عمل به میان میآید، کم میآورد. تورگنیف در این رمان تیپ «آدم زیادی» را ساخت که در ادبیات روسیه بارها تکرار شد. نثر تورگنیف آرام و دقیق است و توصیفهایش از طبیعت روسیه زیباست.
پوشکین، گوگول و آغاز ادبیات روسیه
الکساندر پوشکین را پدر ادبیات روسیه میدانند. «تراژدیهای کوچک» از او در این لیست است: چهار نمایشنامهی کوتاه منظوم که یکیشان، «موتسارت و سالیری»، الهامبخش فیلم مشهور «آمادئوس» شد. خواندن این نمایشنامهها کوتاه است و بهخوبی نشان میدهد چرا روسها پوشکین را اینقدر دوست دارند.
نیکلای گوگول هم، با «شنل» و «نفوس مرده»، طنز تلخ را وارد ادبیات روسیه کرد. میگویند داستایفسکی گفته بود: «همهی ما از زیر شنل گوگول بیرون آمدهایم.» اگر از طنز گوگول خوشتان آمد، سراغ داستانهای کوتاه او بروید.
چخوف و داستان کوتاه در ادبیات روسیه
آنتون چخوف شاید تأثیرگذارترین نویسندهی داستان کوتاه در جهان باشد. او پزشک بود و با همان دقت پزشکی آدمها را نگاه میکرد: بی قضاوت، بی اغراق، با همدردی. «ایوانف»، یکی از اولین نمایشنامههایش، در این لیست هست؛ داستان مردی میانسال که از زندگی و ازدواجش خسته شده و نمیداند با این خستگی چه کند.
کتاب «دربارهی چخوف» هم در این لیست هست و برای کسی که میخواهد او را بیشتر بشناسد مفید است. اگر داستان کوتاه دوست دارید، دستهی داستان کوتاه مجموعههای بیشتری از چخوف و دیگر نویسندهها دارد. برای نمایشنامههای او هم دستهی نمایشنامه و فیلمنامه را ببینید.
چند نویسندهی دیگر هم در این لیست داستان کوتاه دارند. «آقایی از سانفرانسیسکو» ایوان بونین، اولین روسی برندهی نوبل، داستان ثروتمندی آمریکایی است که در سفر تفریحی به ایتالیا ناگهان میمیرد؛ داستانی کوتاه و تکاندهنده دربارهی بیمعنایی ثروت در برابر مرگ. «داستان هفت نفری که به دار آویخته شدند» لئونید آندریف هم روایت روزهای آخر هفت محکوم به اعدام است.
قرن بیستم؛ ادبیات روسیه در سالهای انقلاب و شوروی
انقلاب ۱۹۱۷ ادبیات روسیه را دو تکه کرد. بعضی نویسندهها مهاجرت کردند، بعضی ماندند و زیر سانسور نوشتند و بعضی آثارشان سالها بعد از مرگشان چاپ شد.
میخائیل بولگاکف
بولگاکف سه کتاب در این لیست دارد. «مرشد و مارگریتا» مشهورترین آنهاست: شیطان با چند همراه عجیب به مسکوی دههی ۱۹۳۰ میآید و شهر را به هم میریزد، در کنار داستان نویسندهای که رمانی دربارهی پونتیوس پیلاطس نوشته و زنی که او را دوست دارد. رمانی پر از طنز، جادو و نقد سیاسی که سالها پس از مرگ بولگاکف چاپ شد.
«قلب سگی» داستان دانشمندی است که غدههای یک انسان را به یک سگ پیوند میزند و سگ آرامآرام به آدمی بیادب و پرمدعا تبدیل میشود؛ طنزی دربارهی رؤیای ساختن «انسان نو» در شوروی. «یادداشتهای یک پزشک جوان» هم داستانهایی از تجربهی خود بولگاکف بهعنوان پزشک در روستایی دورافتاده است.
ماکسیم گورکی
«سه رفیق» گورکی در این لیست هست. گورکی از فقر آمده بود و دربارهی کارگرها، ولگردها و مردم حاشیه مینوشت. بعدها در شوروی به چهرهی رسمی ادبیات تبدیل شد، ولی نوشتههای اولش هنوز صدای صادق آدمهای فراموششده را دارند.
آندری پلاتونوف
«گودال پی» از عجیبترین رمانهای قرن بیستم است. گروهی کارگر برای ساختن خانهای بزرگ برای همهی پرولتاریا گودالی میکنند که هر روز عمیقتر میشود و هیچوقت خانهای رویش ساخته نمیشود. زبان پلاتونوف شکسته و غریب است و این رمان سالها در شوروی ممنوع بود.
آلکساندر سولژنیتسین
«خانهی ماتریونا» داستان کوتاه بلندی است دربارهی پیرزنی روستایی که همه از مهربانیاش سوءاستفاده میکنند. سولژنیتسین که سالها در اردوگاههای کار اجباری بود، در این داستان آرامتر از کتابهای مشهورش دربارهی گولاگ مینویسد، ولی تصویرش از روستای شوروی همانقدر تلخ است.
الکساندر بلوک
«گل رز و صلیب» نمایشنامهای از بلوک، شاعر بزرگ دورهی نقرهای ادبیات روسیه است. بلوک بیشتر شاعر بود تا نمایشنامهنویس و این کار شاعرانه و نمادین است.
ادبیات روسیه امروز
ادبیات روسیه با فروپاشی شوروی تمام نشد. لودمیلا اولیتسکایا با «نردبان یعقوب» در این لیست هست؛ رمانی بلند که داستان یک خانواده را در طول قرن بیستم دنبال میکند، با نامهها و یادداشتهایی که اولیتسکایا تا حدی از آرشیو خانوادگی خودش برداشته. اولیتسکایا از نویسندههای مهم امروز روسیه است و رمانهایش دربارهی آدمهای معمولی در دورههای پرتلاطماند.
از کجا شروع کنیم؛ ادبیات روسیه برای سلیقههای مختلف
اگر رمان روسی نخواندهاید و از حجم آنها میترسید
«شبهای روشن» داستایفسکی، «خانهی ماتریونا» سولژنیتسین یا «قلب سگی» بولگاکف. هر سه کوتاهاند و روان.
اگر رمان عاشقانه میخواهید
«شبهای روشن» و «بیچارگان» داستایفسکی، یا «رودین» تورگنیف.
اگر طنز میخواهید
«مرشد و مارگریتا» و «قلب سگی» بولگاکف، «رویای عموجان» داستایفسکی و داستانهای گوگول.
اگر رمان فکری و فلسفی میخواهید
«برادران کارامازوف»، «ابله» و «رستاخیز». اینها کتابهاییاند که بعد از تمام کردنشان، مدتها با آدم میمانند.
اگر به تاریخ روسیه و شوروی علاقه دارید
«نردبان یعقوب» اولیتسکایا، «گودال پی» پلاتونوف و «خانهی ماتریونا».
رمانهای بلند ادبیات روسیه را چطور بخوانیم
خیلیها از رمان روسی میترسند، بیشتر به خاطر حجم و نامها. چند پیشنهاد عملی:
- فهرست شخصیتها: در رمان روسی هر کس معمولا سه نام دارد: نام، نام پدر و نام خانوادگی، بهعلاوهی چند نام خودمانی. مثلا آلکسی فیودوروویچ کارامازوف را آلیوشا هم صدا میزنند. بعضی ترجمهها فهرست شخصیتها را اول کتاب دارند. اگر ندارد، خودتان روی یک برگه بنویسید.
- هر روز کمی: «برادران کارامازوف» را نمیشود یکنفس خواند. روزی سی چهل صفحه کافی است و در یکی دو ماه تمام میشود.
- از بحثها نترسید: شخصیتهای داستایفسکی گاهی صفحهها دربارهی دین و اخلاق حرف میزنند. این بحثها قلب رماناند، ولی اگر خستهتان کرد، اشکالی ندارد کمی سریعتر بخوانید و بعدا برگردید.
- زمینهی تاریخی: دانستن کمی دربارهی لغو سرواژ در ۱۸۶۱، انقلابیون جوان دههی شصت و هفتاد قرن نوزدهم و انقلاب ۱۹۱۷ خیلی به فهم این کتابها کمک میکند.
ترجمهی ادبیات روسیه به فارسی؛ چه چیزی را بسنجیم
ادبیات روسیه از پرترجمهترین ادبیاتها در ایران است و برای یک کتاب گاهی پنج شش ترجمه وجود دارد.
- ترجمه از روسی یا از زبان واسط: ترجمههای قدیمیتر بیشتر از فرانسه یا انگلیسی بودند. در دهههای اخیر ترجمههای مستقیم از روسی بیشتر شده. شناسنامهی کتاب معمولا این را میگوید.
- کامل یا خلاصه: برای رمانهای بلند مثل «برادران کارامازوف»، تعداد صفحه و تعداد جلد را نگاه کنید. نسخهی دوجلدی معمولا کامل است.
- املای نامها: داستایفسکی، داستایوسکی و داستایوفسکی یک نفرند. در جستجو هر سه شکل را امتحان کنید.
- توضیح و پانوشت: بعضی ترجمهها پانوشتهای مفید دربارهی رسمها، نامها و اشارههای تاریخی دارند. برای کتابهایی مثل «مرشد و مارگریتا» این پانوشتها خیلی کمک میکنند.
یک نکتهی دیگر: «غرش طوفان» که در این لیست دیده میشود، رمانی از الکساندر دومای فرانسوی است که در روسیه میگذرد. کتابهای اینچنینی که موضوعشان روسیه است گاهی کنار ادبیات روسیه آمدهاند.
ادبیات روسیه و ادبیات ایران
نفوذ ادبیات روسیه بر نویسندههای ایرانی روشن است. نویسندههای نسلهای قبل، از داستان کوتاه چخوف یاد گرفتند که میشود بی ماجرای بزرگ و فقط با یک لحظه از زندگی آدمها داستان نوشت. رمانهای اجتماعی دهههای چهل و پنجاه هم بیتأثیر از گورکی و تولستوی نبودند. برای کتابخوان ایرانی، خواندن ادبیات روسیه گاهی مثل دیدن ریشههای ادبیات خودش است.
شباهتهای فرهنگی هم کم نیست: خانوادههای بزرگ، مهمانیهای طولانی، بحثهای بیپایان دربارهی سرنوشت کشور، و آدمهایی که میان سنت و تجدد گیر کردهاند. شاید یکی از دلیلهایی که رمان روسی در ایران اینقدر خواننده دارد همین آشنایی باشد.
ادبیات روسیه برای هدیه دادن
- برای کسی که تازه کتابخوان شده: «شبهای روشن»؛ کوتاه، عاشقانه و فراموشنشدنی.
- برای کسی که رمان بلند و جدی دوست دارد: «برادران کارامازوف» در چاپ دوجلدی.
- برای کسی که اهل طنز و خیال است: «مرشد و مارگریتا».
- برای کسی که تئاتر دوست دارد: «ایوانف» چخوف یا «تراژدیهای کوچک» پوشکین.
- برای کسی که به تاریخ قرن بیستم علاقه دارد: «نردبان یعقوب».
دستههای مرتبط با ادبیات روسیه
- ادبیات کلاسیک جهان: کلاسیکهای روسی کنار کلاسیکهای فرانسوی، انگلیسی و آلمانی.
- رمان خارجی: رمانهای ترجمهشده از همهی زبانها.
- رمان: همهی رمانهای سایت.
- نقد ادبی: برای کسی که میخواهد دربارهی این نویسندهها بیشتر بخواند.
سؤالهای رایج دربارهی لیست ادبیات روسیه
چرا یک کتاب داستایفسکی چند بار آمده؟
چون ترجمهها و چاپهای مختلف دارد. هر ترجمه صفحهی جداگانه دارد تا بتوانید مترجم و ناشر و تعداد صفحه را مقایسه کنید.
«جنگ و صلح» و «جنایت و مکافات» کجا هستند؟
اگر در این لیست نمیبینیدشان، ممکن است در حال حاضر موجود نباشند یا هنوز به لیست اضافه نشده باشند. در جستجوی سایت هم نام کتاب را امتحان کنید؛ هر کتاب صفحهی خودش را دارد.
کتاب ناموجود چه میشود؟
کتابهای ناموجود بعد از موجودها میآیند و موجودی هر روز بررسی میشود. در صفحهی کتاب ناموجود میتوانید درخواست بدهید که وقتی موجود شد خبرتان کنیم.
بهترین رمان ادبیات روسیه کدام است؟
سؤال سختی است و هر خواننده جواب خودش را دارد. بیشتر فهرستها «برادران کارامازوف»، «جنگ و صلح» یا «آنا کارنینا» را بالای همه میگذارند. ولی بهترین کتاب برای شما کتابی است که تمامش کنید؛ پس از کتابی شروع کنید که حوصلهاش را دارید.
شخصیتهای فراموشنشدنی ادبیات روسیه
بخشی از قدرت ادبیات روسیه در شخصیتهایش است؛ آدمهایی که بعد از بستن کتاب هم با خواننده میمانند.
آلیوشا کارامازوف
کوچکترین برادر کارامازوف، جوانی مهربان و مؤمن که میان دو برادر پرشور و شکاکش آرامش میآورد. داستایفسکی او را قهرمان اصلی رمان معرفی میکند و خیلی از خوانندهها او را دوستداشتنیترین شخصیت ادبیات روسیه میدانند.
پرنس میشکین
«ابله» کتابی دربارهی مردی است که دروغ نمیگوید، کینه ندارد و همه را میبخشد. جامعهی پطرزبورگ او را ابله مینامد. داستایفسکی با او این پرسش را مطرح میکند که آدم کاملا خوب در دنیای واقعی چه سرنوشتی دارد.
رویاپرداز شبهای روشن
راوی بینام «شبهای روشن» مردی تنهاست که سالها با خیالهایش زندگی کرده. چهار شبی که با ناستنکا میگذراند تنها روزهای واقعی زندگی اوست. خیلی از خوانندههای جوان خودشان را در این شخصیت میبینند.
وولاند و گربهاش
شیطان «مرشد و مارگریتا» و همراهش، گربهی سیاه بزرگی به نام بهیموت که روی دو پا راه میرود، شطرنج بازی میکند و با تپانچه شوخی میکند، از عجیبترین و بامزهترین شخصیتهای ادبیات روسیهاند.
ماتریونا
پیرزن داستان سولژنیتسین هیچوقت برای خودش چیزی نمیخواهد و همه از او استفاده میکنند. راوی در پایان میفهمد که همین آدمهای بیادعا ستون واقعی دهکده بودهاند. شخصیتی کوچک که تصویری بزرگ از روسیه میسازد.
ادبیات روسیه و سینما و تئاتر
کلاسیکهای ادبیات روسیه بارها به فیلم و تئاتر درآمدهاند. «جنگ و صلح» را هم هالیوود ساخته و هم سینمای شوروی، که نسخهی شورویاش با هزاران سیاهیلشکر یکی از پرهزینهترین فیلمهای تاریخ است. «شبهای روشن» الهامبخش فیلمهایی در ایتالیا، هند و جاهای دیگر شد. نمایشنامههای چخوف، «مرغ دریایی»، «دایی وانیا»، «سه خواهر» و «باغ آلبالو»، هنوز در تئاترهای جهان، از جمله تهران، اجرا میشوند.
اگر بعد از خواندن یک رمان روسی دلتان خواست اقتباس سینماییاش را ببینید، تجربهی جالبی است: میبینید کارگردان کدام بخشها را نگه داشته و کدام را کنار گذاشته، و معمولا متوجه میشوید که چقدر از عمق رمان روسی در گفتوگوهای درونی شخصیتهاست که روی پرده نمیآید.
حرف آخر دربارهی ادبیات روسیه
ادبیات روسیه آدم را راحت رها نمیکند. وقتی «برادران کارامازوف» را تمام میکنید، پرسشهایش با شما میماند؛ وقتی داستانی از چخوف را میخوانید، تا مدتها آن آدم کوچک و تنها را به یاد دارید. این کتابها برای سرگرمی چند ساعته نیستند؛ برای همراهیاند.
اگر نمیدانید از کجا شروع کنید، «شبهای روشن» را بردارید. یک عصر طول میکشد. اگر دلتان را برد، بقیهی این لیست منتظر شماست.
و یک پیشنهاد کوچک: کتابهای این لیست را با کسی شریک شوید. ادبیات روسیه برای بحث کردن ساخته شده است. شخصیتهایش با هم بحث میکنند و خوانندههایش هم معمولا بعد از تمام کردن کتاب دنبال کسی میگردند که با او حرف بزنند. شاید باشگاه کتابخوانی کوچکی با چند دوست، بهترین راه برای رفتن سراغ رمانهای بزرگ این لیست باشد.