مترو جای خوبی برای رقص و خواب نبود
۱۱۵
صفحه
۱۳۹۲
سال چاپ
شومیز - رقعی
نوع جلد
کتاب مترو جای خوبی برای رقص و خواب نبود گزینه اشعاری از کیوان نریمانی است. این کتاب 115 صفحه دارد و اولین بار در سال 1392 به چاپ رسید. کیوان نریمانی در سال 1346 در یک کوی نفتی نزدیک اهواز متولد و در شیراز بزرگ شد. او در مقطع کارشناسی در رشتهی مترجمی زبان انگلیسی و در مقطع کارشناسی ارشد در رشتهی شهرسازی تحصیل کرد. نریمانی فعالیت ادبی را از سال 1361 آغاز و
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-746659
- تعداد صفحه
- ۱۱۵
- نوع جلد
- شومیز - رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۲
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیلوفر
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب مترو جای خوبی برای رقص و خواب نبود گزینه اشعاری از کیوان نریمانی است. این کتاب 115 صفحه دارد و اولین بار در سال 1392 به چاپ رسید. کیوان نریمانی در سال 1346 در یک کوی نفتی نزدیک اهواز متولد و در شیراز بزرگ شد. او در مقطع کارشناسی در رشتهی مترجمی زبان انگلیسی و در مقطع کارشناسی ارشد در رشتهی شهرسازی تحصیل کرد. نریمانی فعالیت ادبی را از سال 1361 آغاز و مجموعه اشعار درخشانی را منتشر کرده است. او علاوه بر شعر در زمینههای ترجمه و ویرایش نیز سابقهی فعالیت دارد. قرار بود پیش از چاپ گزینه اشعار مترو جای خوبی برای رقص و خواب نبود گزینه اشعار دیگری به چاپ برسد که بنا به مشکلاتی این اتفاق نیفتاد. آن گزینه اشعار به همراه مجموعهی دیگری در قالب کتاب «شعر برای سوزاندن و زنبقها» بعد از به انتشار رسیدن این کتاب چاپ شد. گزینه شعر مترو جای خوبی برای رقص و خواب نبود شامل پنجاهونه شعر در قالب سپید است. هیچکدام از این اشعار عنوان ندارند. این اشعار تایپوگرافی خاصی دارند و سطور آنها با نظمی خاص در صفحات این کتاب درج شده است. برخی از این اشعار به وقایع حقیقی اشاره دارند. به عنوان مثال سیزدهمین شعر این مجموعه به هانیالحسن، معاون پیشین سازمان آزادیبخش فلسطین اشاره میکند که پس از انقلاب به شیراز رفت. زندهباد ورزشگاه زیر نور تند وقتی ناخنهایم را میگیرم و هانیالحسن روح سرگردانش در جایگاه تماشاگران پرچم سرخ میشود * چند نفر برابر هم چند سیگار نیمه چند مدرک دکترا بر دیوار چند شعر سر سفرهی عقد * دخترم پلهها را دوتا دوتا از ته دل میخندد و بچههای مدرسهی فوتبال جام جهانی را بر چمن زرد شوت میزنند هانیالحسن هنوز خانه ندارد.





































