واینزبورگ اوهایو
واینزبورگ اوهایو اثر شروود اندرسون (ترجمهی فرانک جواهری) معرفی: رمان واینزبورگ اوهایو اثر نویسندهی آمریکایی شروود اندرسون، جزوی از آثار کلاسیک ادبیات اوایل قرن بیستم محسوب میشود. داستان کتاب حاضر، در یک شهر خیالی به نام واینزبورگ رخ میدهد و محور اصلی کتاب را می توان گروتسک بودن شخصیتها دانست. در حقیقت شخصیتها از کنار هم میگذرند، همدیگر را میبینند و
این کتاب فعلا ناموجود است
شمارهات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت میفرستیم تا حسابت ساخته شود و بهمحضِ موجود شدن خبرت کنیم.
با ادامه، حساب کاربریات (در صورت نبود) ساخته میشود.
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-657639
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از نیماژ
مشاهدهی همهتوضیحات
واینزبورگ اوهایو اثر شروود اندرسون (ترجمهی فرانک جواهری) معرفی: رمان واینزبورگ اوهایو اثر نویسندهی آمریکایی شروود اندرسون، جزوی از آثار کلاسیک ادبیات اوایل قرن بیستم محسوب میشود. داستان کتاب حاضر، در یک شهر خیالی به نام واینزبورگ رخ میدهد و محور اصلی کتاب را می توان گروتسک بودن شخصیتها دانست. در حقیقت شخصیتها از کنار هم میگذرند، همدیگر را میبینند و صدای هم را میشنوند. با این حال به نظر میرسد کلا با دنیای اطراف خود قطع رابطه کردهاند و همچون ارواح گمگشته سرگردانند. اندرسون توانست در این اثر از زمانه خود جلوتر رود و لحظاتی از زندگی آمریکاییان را ثبت کند که برخی او را اولین و آخرین توصیف کنندهاش میدانند. داستانها به خاطر نگاه عجیب و به شدت شخصی و روانکاوانهای که به زندگی آمریکایی دارند، قابل توجهاند. شخصیتهای داستان، همچون شخصیتهای شکل گرفته داستانهای رئالیستی نیستند و نویسنده هم قصد ندارد آنها را اینگونه به تصویر بکشد. آنها تکههای خورد شدهای از زندگی و ته ماندههای رنج و شکستند. در هر داستان، یکی از شخصیتها ظاهر میشود و سعی میکند همراهی بیابد و دوستش داشته باشد و هر بار از این جستجو به مرز دیوانگی میرسد. هیچ کدام از این شخصیتهای گروتسک برای نویسنده به خودی خود ارزش ندارند و ارزششان برای او، عطش نامعمول و غیرقابل تعریفشان برای ارتباط از طریق سخن گفتن است. برشی از رمان«واینزبورگ اوهایو » پیرمرد صدها حقیقت را در کتابش فهرست کرد. نمیخواهم همه را برایتان توضیح دهم. بکارت، شهوت، عشق، حقیقت ثروت و فقر، قناعت و افراط، سبکسری و جدایی؛ صدها حقیقت که همه زیبا بودند. بعد انسانها سر کار آمدند. هر کدامشان یک حقیقت را قاپید و عدهای که قویتر بودند هزاران حقیقت را کِش رفتند. این حقیقت بود که انسانها را به گروتسک تبدیل کرد. پیرمرد نظریهی روشن و واضحی در این مورد داشت. از نظرش زمانی که انسان حقیقتی را برای خود برداشت و آن را «حقیقتِ خود» نامید و تلاش کرد بر اساس آن زندگی کند به گروتسک تبدیل شد و حقیقتی که در آغوش گرفته بود به دروغ تبدیل شد.



































