پایین، گذر سقاخانه
۸۰
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
تو با اونهمه وقار و اون یال و کوپالت واستاده بودی اونجا تسبیحتو میزدی؛ اما هرگز سرتو بلند نکردی یه نظر جلوتو نگاه کنی که آخه این کیه که به دامِ تو افتاده داره بال بال میزنه… تا به امروز، تا همین اسّاعه کسی جرئت نکرده بود بالای حرف من حرفی بزنه. هیچکی نتونسته بود خلاف میلِ من حرکتی بکنه. و... با خودم میگفتم تو بیخود پهلوون شهر ما نشدهی، بیخود به خوا
این کتاب فعلا ناموجود است
شمارهات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت میفرستیم تا حسابت ساخته شود و بهمحضِ موجود شدن خبرت کنیم.
با ادامه، حساب کاربریات (در صورت نبود) ساخته میشود.
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-788342
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۴۱۴۱۳۹
- تعداد صفحه
- ۸۰
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- وزن
- ۹۰ گرم
- نوع کاغذ
- بالک
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از قطره
مشاهدهی همهتوضیحات
تو با اونهمه وقار و اون یال و کوپالت واستاده بودی اونجا تسبیحتو میزدی؛ اما هرگز سرتو بلند نکردی یه نظر جلوتو نگاه کنی که آخه این کیه که به دامِ تو افتاده داره بال بال میزنه… تا به امروز، تا همین اسّاعه کسی جرئت نکرده بود بالای حرف من حرفی بزنه. هیچکی نتونسته بود خلاف میلِ من حرکتی بکنه. و... با خودم میگفتم تو بیخود پهلوون شهر ما نشدهی، بیخود به خوابهای من نمیآی، توی اون تالار آینه، کنار چشم? آبی... فقط دلم واسه طلعت میسوزه که طفلی پای دار قالی باید قوز بیاره و چشماش در انتظار بخت سفید بشه.





















































