سایه های شب

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۴۸۴

صفحه

۱۴۰۵

سال چاپ

رقعی

قطع

گالینگور

نوع جلد

گزیده‌ای از کتاب سایه‌های شب: اما آخر چرا با من ازدواج كردى؟ چرا اين‌طور فريبم دادى؟ توى زندان‌ها زن‌هاى جنايتكارى پيدا مى‌شوند كه اين همه عذاب روى وجدان‌هايشان سنگينى نمى‌كند. پس خوار و خفيفم كردى و دوستم نداشتى، هان؟ خُب يالا بگو چرا با من ازدواج كردى؟ در آغاز کتاب سایه های شب می‌خوانیم: 1 روبُو [1] به درون اتاق آمد و نانِ يك ليورى، پاته و بطرى شراب سفيد ر

۱٬۱۰۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-063666
تعداد صفحه
۴۸۴
قطع
رقعی
نوع جلد
گالینگور
سال انتشار شمسی
۱۴۰۵

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از امیل زولا

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عاشقانه های کلاسیک15 (رویا)

امیل زولا

ترجمه‌ی محمود گودرزی

افق

۹۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرگ الیویه بکای و داستان های دیگر

امیل زولا

ترجمه‌ی محمود گودرزی

افق

۶۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ژرمینال

امیل زولا

ترجمه‌ی ابوالفتح امام

دبیر

۸۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شکست

امیل زولا

ترجمه‌ی فرهاد غبرایی

نیلوفر

۷۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فتح پلاسان

امیل زولا

ترجمه‌ی هوشنگ امیرمکری

نیلوفر

۸۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حمله به آسیاب

امیل زولا

ترجمه‌ی سیروس ذکاء

فرهنگ جاوید

۲۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شاهکار

امیل زولا

ترجمه‌ی على اکبر معصوم بیگى

نگاه

۱٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پول و زندگى

امیل زولا

ترجمه‌ی على اکبر معصوم بیگى

نگاه

۱٬۴۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رنه و مادلن

امیل زولا

ترجمه‌ی نگار یونس زاده

نشر نی

۱۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سایه های شب (ادبیات کلاسیک جهان 3)

امیل زولا

ترجمه‌ی علی اکبر معصوم بیگی

نگاه

۱٬۱۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پول و زندگی (ادبیات کلاسیک جهان21)

امیل زولا

ترجمه‌ی علی اکبر معصوم بیگی

نگاه

۱٬۴۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شاهکار (ادبیات کلاسیک جهان13)

امیل زولا

ترجمه‌ی علی اکبر معصوم بیگی

نگاه

۱٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ترز راکن

امیل زولا

ترجمه‌ی پرویز احمدی

سینا

۱۵۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب خوشه (یادنامه نخستین هفته شعر)
۳۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیگر کسی صدایم نزد

امیرحسن چهل تن

نگاه

۱۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مهدی اخوان ثالث (شعر زمان ما 2)

مهدی اخوان ثالث

نگاه

۸۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بانو با سگ ملوس (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ48)

آنتوان پاولوویچ چخوف

ترجمه‌ی عبدالحسین نوشین

نگاه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کات منطقه ممنوعه

امیرحسن چهل تن

نگاه

۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گرسنه

کنوت هامسون

ترجمه‌ی احمد گلشیری

نگاه

۳۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زندگی و هنر وان گوگ

پیر کابان

ترجمه‌ی علی اکبر معصوم بیگی

نگاه

۴۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب 24 ساعت از زندگی یک زن (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ84)

اشتفن تسوایک

ترجمه‌ی رضا سیدحسینی، عبدالله توکل

نگاه

۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ساندویچ ژامبون

چارلز بوکوفسکی

ترجمه‌ی علی امیر ریاحی

نگاه

۷۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جولیوس قیصر

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی ابوالحسن تهامی

نگاه

۳۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لالایی (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ67)

لیلا سلیمانی

ترجمه‌ی ابوالفضل الله دادی

نگاه

۳۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زوال فرشته

یوکیو میشیما

ترجمه‌ی غلامحسین سالمی

نگاه

۴۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه بهترین داستان های کوتاه (4جلدی،باقاب)

دیگران، آنتوان پاولوویچ چخوف

ترجمه‌ی احمد گلشیری

نگاه

۲٬۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب عاشق آتشفشان (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ72)

سوزان سانتاگ

ترجمه‌ی فرزانه قوجلو

نگاه

۵۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هزار پیشه

چارلز بوکوفسکی

ترجمه‌ی علی امیر ریاحی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فریدون توللی (شعر زمان ما18)
۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سرمایه در سده بیست و یکم

توماس پیکتی

ترجمه‌ی ناصر زرافشان

نگاه

۱٬۲۵۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی علی اکبر معصوم بیگی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب زندگی و هنر پیکاسو

لوتاربوخ هایم

ترجمه‌ی علی اکبر معصوم بیگی

نگاه

۴۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مقدمه ای بر زیبایی شناسی

گئورگ ویلهلم فریدریش هگل

ترجمه‌ی علی اکبر معصوم بیگی

نگاه

۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سایه های شب (ادبیات کلاسیک جهان 3)

امیل زولا

ترجمه‌ی علی اکبر معصوم بیگی

نگاه

۱٬۱۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زندگی و هنر سزان

آمبرواز ولار

ترجمه‌ی علی اکبر معصوم بیگی

نگاه

۸۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نویسندگان رئالیست آلمان در سده ی نوزدهم

جورج لوکاچ

ترجمه‌ی علی اکبر معصوم بیگی

نگاه

۱۶۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اکولوژی مارکس:ماتریالیسم و طبیعت

جان بلامی فاستر

ترجمه‌ی علی اکبر معصوم بیگی

نگاه

۴۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پول و زندگی (ادبیات کلاسیک جهان21)

امیل زولا

ترجمه‌ی علی اکبر معصوم بیگی

نگاه

۱٬۴۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فرهنگ و جامعه

ریموند ویلیامز

ترجمه‌ی علی اکبر معصوم بیگی، نسترن موسوی

نگاه

۶۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زندگی و هنر وان گوگ

پیر کابان

ترجمه‌ی علی اکبر معصوم بیگی

نگاه

۴۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شاهکار (ادبیات کلاسیک جهان13)

امیل زولا

ترجمه‌ی علی اکبر معصوم بیگی

نگاه

۱٬۲۵۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

گزیده‌ای از کتاب سایه‌های شب: اما آخر چرا با من ازدواج كردى؟ چرا اين‌طور فريبم دادى؟ توى زندان‌ها زن‌هاى جنايتكارى پيدا مى‌شوند كه اين همه عذاب روى وجدان‌هايشان سنگينى نمى‌كند. پس خوار و خفيفم كردى و دوستم نداشتى، هان؟ خُب يالا بگو چرا با من ازدواج كردى؟ در آغاز کتاب سایه های شب می‌خوانیم: 1 روبُو [1]  به درون اتاق آمد و نانِ يك ليورى، پاته و بطرى شراب سفيد را روى    ميز گذاشت. امّا آن روز صبح ننه ويكتوار [2]  پيش از رفتن به سر كار خود گويا چنان با بى‌مبالاتى آتش را در اجاق كپه كرده بود كه گرما رو به سردى گذاشته بود. اين بود كه معاون رئيس ايستگاه پنجره را گشود و به بيرون خم شد. اين آخرين خانه در سمتِ راستِ راسته‌ى بن‌بستِ آمستردام بود؛ ساختمان بلندى بود كه كمپانى راه‌آهن غرب براى اقامت برخى از مستخدمان خود از آن استفاده مى‌كرد. چشم‌اندازِ پنجره‌ى طبقه‌ى پنجم در كنجِ بامِ شيروانىِ دوشيبه به ايستگاه گشوده مى‌شد، و ايستگاه خندقِ وسيعى بود كه در ناحيه‌ى اروپا ساخته شده بود و به چيزى مى‌ماند كه دور از چشم به ناگهان گسترش يافته باشد، و اين حالت آن بعدازظهر را با آن آسمان خاكسترى نيمه‌ى فوريه، خاكسترى مه‌آلود و گرمى كه آفتاب از صافى آن مى‌گذشت، چشمگيرتر جلوه مى‌داد. رو به رو، ساختمان‌هاى كوچه‌ى رُم در اين آفتاب بخارآلود مه گرفته مى‌نمود و گويى در هوا محو مى‌شد. در سمت چپ بام‌هاى عظيمى دهان مى‌گشودند كه با شيشه‌هاى دود گرفته‌ى خود ايستگاه را فرامى‌گرفتند. زير دهانه‌ى بسيار بزرگ خطِ اصلى كه از خط‌هاى كوچك‌تر جدا شده بود، دهانه‌هاى خط‌هاى آرژانتوى، ورساى و سِركل در كنار ساختمان‌هاى دپوىِ پاگرم‌كن و دپوى مرسولات پُستى به چشم مى‌آمد. در سمت راست، پل اروپا با ستاره‌ى تيرهاى حمال خود بر دو سوى تقاطع ايستاده بود و خطوطى به‌چشم مى‌خوردند كه در آن‌سو سر برمى‌آوردند و تا تونل باتينول پيش مى‌رفتند. و در سمت راست، زير پنجره سه جفت خط كه فضاى پهناورى را فرامى‌گرفتند از زير پل تا شاخه‌هاى بى‌شمار فولاد گسترش مى‌يافتند و زير بام‌هاى ايستگاه ناپديد مى‌شدند. در جلو طاقى‌ها سه اتاقك سوزنبانى چون باغچه‌هايى لُخت و بى‌بر مى‌نمودند. ميان آشوب واگن‌ها و لكوموتيوها كه خطوط را شلوغ كرده بودند علامتى قرمزرنگ و بزرگ در روشنايى كم فروغ روز مى‌درخشيد. روبو يك دم با علاقه به اين صحنه نگاه كرد و آن را با ايستگاه خودش در لوهاور سنجيد. هروقت مثل امروز روزى را در پاريس مى‌گذارند و در خانه‌ى ننه ويكتوار مى‌ماند همين حالت به او دست مى‌داد. زير بام روى خطوط اصلى، ورود قطارى از مانت [3]  روى سكوها جنب و جوش و همهمه‌اى پديد آورده بود. و روبو به تماشاى لكوموتيو خط عوض‌كن ايستاد؛ لكوموتيو مخزن شش‌چرخه‌اى بود كه چرخ‌هاى كوچك داشت و هنگامى كه شروع به بيرون آوردن قطار كرد با سر و صدا و هياهو واگن‌ها را مى‌كشيد و سپس آن‌ها را به خطوط فرعى بازمى‌گرداند. لكوموتيو ديگرى، لكوموتيو تندرو چهار چرخه‌ى نيرومندى با چرخ‌هاى بزرگِ مخصوصِ سرعت بالا، يكه و تنها ايستاده بود و دودكش آن دود سياه غليظى را آهسته و يك راست به هواى ساكن مى‌فرستاد. امّا بعد تمام توجه روبو به سوى قطار 25/3 كن [4]  كشيده شد كه اكنون پُر از مسافر چشم به‌راه لكوموتيو خود ايستاده بود. روبو نمى‌توانست ببيند كه اين قطار اكنون در آن سوى پل اروپا ايستاده است، بلكه تنها مى‌توانست بشنود لكوموتيو با سوت‌هاى تيز و كوتاه مانند كسى كه بردبارى خود را از دست داده است براى رد شدن، جاده مى‌خواهد. با فرياد دستورى صادر شد و لكوموتيو با كشيدن سوتى كوتاه تأييد كرد كه پيام را دريافت كرده است. اما پيش از آن كه به حركت  درآيد سكوتى دست داد، سپس شيرهاى بخار باز شدند و بخار با فشافشى كركننده در طول محوطه پخش شد. سپس روبو ديد ابرى سفيد از زير پل بيرون زد و چون برفِ ملايم چرخيد و از لابه‌لاى شبكه‌ى آهنى پل گريخت. منطقه‌اى پهناور به سفيدى گراييد و دودِ به‌جا مانده از لكوموتيوى ديگر حجاب سياه خود را گسترد. جايى در آن پس و پشت‌ها صداهاى طولانى و ضعيف بوق‌ها، دستورهايى كه با فرياد بر زبان مى‌آمد و تلغ تلغ سينىِ دوّار شنيده مى‌شد. شكافى پديدار شد و روبو دريافت در حاشيه يكى از قطارهاى ورساى و قطار ديگرى از گذرگاه اُتوى [5]  در دو مسير مخالف از كنار يكديگر گذشتند. روبو داشت از دم پنجره كنار مى‌رفت كه كسى نام او را صدا زد و او ناچار از پنجره خم شد و زير بالكن طبقه‌ى چهارم چشمش به جوانى حدودآ سى ساله به نام هانرى دوُورنى [6]  افتاد؛ هانرى نگهبان بود و با پدرش كه يكى از چند معاون رئيس ايستگاهِ خط اصلى بود، و دو خواهرش كلر و سوفى، دو دختر موبور جذاب هيجده و بيست ساله زندگى مى‌كرد؛ اين دو دختر با شش هزار فرانك درآمدِ اين دو مرد خانه را همواره سرشار از عيش

۱٬۱۰۰٬۰۰۰تومان