پرش به محتوای صفحه

سال های سگی

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۴۴۸

صفحه

۱۴۰۵

سال چاپ

رقعی

قطع

شمیز

نوع جلد

گزیده ای از سال‌هاى سگى . و اگه بگم، قسم مى‌خورم، ستوان، اين‌جا اومدم فقط براى اين‌كه كتابى درباره شيمى پيدا كنم و بخونم تا فردا تجديدى نشم، و قسم مى‌خورم كه تو رو به خاطر اشك‌هايى كه مادرم مى‌ريزه نبخشم. برده، اگه منو به خاطر يه نيمتنه بى‌ارزش به خاك سياه بشونى هرچى ديدى از چشم خودت ديدى در آغاز سال‌هاى سگى می خوانیم 1 جاگوار گفت: «چهار.» چهره آن‌ها در نور

۹۵۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-917880
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۵۱۲۱۳۲
تعداد صفحه
۴۴۸
قطع
رقعی
نوع جلد
شمیز
وزن
۳۹۰ گرم
سال انتشار شمسی
۱۴۰۵

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از ماریو بارگاس یوسا

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب وسوسه ناممکن

ماریو بارگاس یوسا

ترجمه‌ی کاوه میرعباسی

نیلوفر

۲۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب عیش مدام

ماریو بارگاس یوسا

ترجمه‌ی عبدالله کوثری

نیلوفر

۲۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دوئل (مجموعه داستان های کوتاه)

ماریو بارگاس یوسا

ترجمه‌ی زهرا رهبانی

گل آذین

۴۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اودوسئوس و پنلوپه (نمایش نامه)

ماریو بارگاس یوسا

ترجمه‌ی علیرضا شفیعی نسب

نشر نی

۲۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سور بز

ماریو بارگاس یوسا

ترجمه‌ی عبدالله کوثری

علم

۱٬۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تمدن نمایشی و ده جستار دیگر

ماریو بارگاس یوسا، دیگران

ترجمه‌ی کیوان شعبانی مقدم

طرح نو

۲۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بانویی ار تاکنا (جهان نمایش15)

ماریو بارگاس یوسا

ترجمه‌ی لیلا حسین‌رشیدی

نشر نی

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دعوت به تماشای دوزخ

ماریو بارگاس یوسا، دیگران

ترجمه‌ی عبدالله کوثری

فرهنگ جاوید

۱٬۲۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نیم قرن با بورخس

ماریو بارگاس یوسا

ترجمه‌ی سعید متین

برج

۲۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بادها

ماریو بارگاس یوسا

ترجمه‌ی مهدی سرائی

افق

۲۹۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب در ستایش تبعید

ماریو بارگاس یوسا، دیگران

ترجمه‌ی عبدالله کوثری

فرهنگ جاوید

۱٬۲۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فونچیتو و ماه (گلاسه)

ماریو بارگاس یوسا

ترجمه‌ی پرنیان رجب زاده

زعفران

۲۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ماهی در آب

ماریو بارگاس یوسا

ترجمه‌ی خجسته کیهان

ثالث

۲۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب روزگار سخت

ماریو بارگاس یوسا

ترجمه‌ی سعید متین

برج

۸۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سکوتم را به شما تقدیم می کنم

ماریو بارگاس یوسا

ترجمه‌ی سعید متین

برج

۶۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زن وسطی (گزیده ی داستان های کوتاه امریکای لاتین 1)

ماریو بارگاس یوسا، دیگران

ترجمه‌ی اسدالله امرایی

افراز

۵۲۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن
۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گوزن در بوران شدید
۱۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان
۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى
۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى
۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جنس ضعیف
۱۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشفته حالان بیداربخت
۵۵۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی احمد گلشیری

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب بهترین داستان های کوتاه | انتوان پاولوویچ چخوف

آنتوان چخوف

ترجمه‌ی احمد گلشیری

نگاه

۶۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دوئل – چشم و چراغ 82

ترجمه‌ی احمد گلشیری

نگاه

۴۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گرسنه

کنوت هامسون

ترجمه‌ی احمد گلشیری

نگاه

۳۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بهترین داستان های کوتاه آنتوان پالوویچ چخوف

آنتوان پاولوویچ چخوف

ترجمه‌ی احمد گلشیری

نگاه

۶۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بهترین داستان های کوتاه گابریل گارسیا مارکز

گابریل گارسیا مارکز

ترجمه‌ی احمد گلشیری

نگاه

۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بهترین داستان های کوتاه ارنست میلر همینگوی

ارنست همینگوی

ترجمه‌ی احمد گلشیری

نگاه

۵۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بهترین داستان های کوتاه جیمز جویس

جیمز اگوستین جوییس

ترجمه‌ی احمد گلشیری

نگاه

۴۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه بهترین داستان های کوتاه (4جلدی،باقاب)

دیگران، آنتوان پاولوویچ چخوف

ترجمه‌ی احمد گلشیری

نگاه

۲٬۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب داستان و نقد داستان (3جلدی)

فرانتس کافکا، دیگران

ترجمه‌ی احمد گلشیری

نگاه

۵٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم

جی.دی.سلینجر

ترجمه‌ی احمد گلشیری

نگاه

۱۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها

مانوئل پوییگ

ترجمه‌ی احمد گلشیری

نگاه

۲۱۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زندگی من

آنتوان پاولوویچ چخوف

ترجمه‌ی احمد گلشیری

نگاه

۲۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دوئل

آنتوان پاولوویچ چخوف

ترجمه‌ی احمد گلشیری

نگاه

۴۹۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

گزیده ای از سال‌هاى سگى . و اگه بگم، قسم مى‌خورم، ستوان، اين‌جا اومدم فقط براى اين‌كه كتابى درباره شيمى پيدا كنم و بخونم تا فردا تجديدى نشم، و قسم مى‌خورم كه تو رو به خاطر اشك‌هايى كه مادرم مى‌ريزه نبخشم. برده، اگه منو به خاطر يه نيمتنه بى‌ارزش به خاك سياه بشونى هرچى ديدى از چشم خودت ديدى در آغاز سال‌هاى سگى می خوانیم 1 جاگوار گفت: «چهار.» چهره آن‌ها در نور پريده‌رنگى كه چراغ‌برق از پشت دو سه شيشه تميز مى‌انداخت آرام به نظر مى‌رسيد. براى هيچ‌كس، به‌جز پُرفيريو كابا ، خطرى در پيش نبود. طاس‌ها از غلتيدن باز ماندند. سه و يك. سفيدى آن‌ها بر كاشى‌هاى كثيف توى چشم مى‌زد. جاگوار دوباره گفت: «چهار. كى خوند؟» كابا آهسته گفت: «من. من خوندم.» «پس شروع كن. مى‌دونى كدوم يكى رو مى‌گم، دومى، طرف چپ.» كابا سردش بود. مستراح بى‌پنجره، در انتهاى آسايشگاه، پشت درى چوبى و باريك، قرار داشت. در سال‌هاى پيش، باد تنها از شيشه‌هاى شكسته و شكاف‌هاى ديوار به درون آسايشگاهِ دانش‌آموزان دبيرستان نظام نفوذ مى‌كرد، اما امسال شديدتر مى‌وزيد و كم‌تر جايى در محوطه دبيرستان نظام از هجوم آن در امان بود. شب‌هنگام حتى درون مستراح‌ها راه مى‌يافت و بويى را كه در طول روز در آن انباشته شده بود و نيز گرما را بيرون مى‌راند. اما كابا در كوهستان به دنيا آمده و بزرگ شده بود، هواى سرد چيز تازه‌اى برايش نبود. تنها ترس بود كه مو بر اندامش راست مى‌كرد. بوآ پرسيد: «تموم شد؟ مى‌تونم برم بخوابم؟» اندامى تنومند داشت، صدايى دورگه، و انبوهى موى چرب و چهره‌اى باريك. چشم‌هايش از بيخوابى گود افتاده بود و يك پَرِ توتون از لب پايينِ پيش‌آمده‌اش آويخته بود. جاگوار سرش را برگرداند و او را نگريست. بوآ گفت: «ساعت يك بايد سر پُست باشم. مى‌خوام كمى بخوابم.» جاگوار گفت: «تو هم برو. پنج دقيقه به يك بيدارت مى‌كنم.» موفرفرى و بوآ بيرون رفتند. يكى از آن دو در آستانه در سكندرى خورد و ناسزا گفت. جاگوار به كابا گفت: «وقتى برگشتى بيدارم كن، دست به دست هم نمال، ديگه نصف‌شبه.» چهره كابا معمولا چيزى را نشان نمى‌داد، اما حالا خسته به نظر مى‌رسيد، گفت: «مى‌دونم. مى‌رم لباس بپوشم.» مستراح را ترك گفتند. آسايشگاه تاريك بود، اما كابا از ميان دو رديف تخت‌هاى دوطبقه مى‌توانست راهش را در تاريكى پيدا كند: آن اتاق طويل و بلند را مثل كف دست مى‌شناخت. اتاق، به‌جز چند خرناس و پچ‌پچ، ساكت بود. تخت او تخت دوم از طرف راست، يك متر دورتر از در، قرار داشت. در كمد خود، كه كورمال كورمال به دنبال شلوار، پيراهن نظامى و پوتين‌هايش مى‌گشت،بوى تند سيگار را از دهان بايانو ، كه روى تخت بالايى خوابيده بود، شنيد. حتى در تاريكى دو رديف دندان‌هاى درشت و سفيد كاكاسياه را مى‌توانست ببيند، دندان‌هايى كه او را به ياد موش مى‌انداخت. آهسته و آرام پيژامه فلانلِ آبى‌رنگش را در آورد و لباس پوشيد. نيمتنه پشمى‌اش را به تن كرد و به سوى تخت جاگوار ، در انتهاى ديگرِ آسايشگاه، كنار مستراح، رفت. به‌دقت گام بر مى‌داشت چون پوتين‌هايش جيرجير مى‌كرد. «جاگوار.» «هان، بيا، بگير.» دست كابا دراز شد و دو شىءِ سخت و سرد را، كه يكى زبر بود، گرفت. چراغ‌قوه را در دست گرفت و سوهان را به درون جيب لغزاند. كابا پرسيد: «كى نگهبانه؟» «من و شاعر .» «تو؟» « برده جاى منو مى‌گيره.» «نگهبان‌هاى واحد ديگه چى؟» «مى‌ترسى؟» كابا پاسخ نداد. پاورچين‌پاورچين به سوى در خروجى رفت و به‌دقت تمام آن را گشود اما باز غژغژ لولاهايش بلند شد. كسى از درون تاريكى داد زد: «دزد: نگهبان يه گلوله خرجش كن.» كابا نتوانست صدا را تشخيص دهد. حياط را نگريست. در نور ضعيف چراغ‌هاى پيرامونِ ميدانِ سان، كه ميان آسايشگاه‌ها و زمين علفزار قرار داشت، جنبنده‌اى به چشم نمى‌خورد. سه ساختمان سيمانى، كه آسايشگاه دانش‌آموزان سال پنجم بود، زير مهِ انبوه، محو و غيرواقعى به نظر مى‌رسيدند. بيرون رفت و چند لحظه‌اى، پشت به ديوار آسايشگاه، ايستاد. حالا روى هيچ‌كس نمى‌توانست حساب كند. حتى جاگوار در امان بود. حسرت دانش‌آموزانى را مى‌خورد كه در خواب بودند، حسرت سرگروهبان‌ها و حسرت سربازانى را كه در آسايشگاهاى‌شان، آن سوى استاديوم، غرق خوب بودند. مى‌دانست كه اگر راه نيفتد از ترس جانش گرفته مى‌شود. فاصله را برآورد كرد: مى‌بايست از حياط و ميدان سان مى‌گذشت؛ سپس، در پناه سايه‌هاى علفزار، از كنار سالن غذاخورى، دفاتر ستاد و آسايشگاه افسران عبور مى‌كرد؛ و سرانجام از حياط ديگرى مى‌گذشت، كه كوچك بود و كف آن سيمانى و رو به روى ساختمان كلاس‌ها قرار داشت. خطر در آن‌جا تمام مى‌شد، چون گشتى‌ها تا آن‌جا نمى‌رفتند. سپس راهِ بازگشت به آسايشگاه آغاز مى‌شد. دلش مى‌خواست اراده و تخيلش را از دست مى‌داد و درست چون ماشينى كور نقشه را اجرا مى‌كرد. گاهى

۹۵۰٬۰۰۰تومان