پرش به محتوای صفحه

شاخه های عزیز اناربن

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

شاخه های عزیز اناربن -- میثم خیرخواه شاخه های عزیز اناربن - گفتم آقا! این هفت سین ِ شما چند تا چیز کم دارد . گفت ماهی؟ ... ماهی زود می میرد . گفتم سبزه هم ندارد . گفت اینجا گرم است سبزه زود زرد می‌شود. چنگ زد توی موهای جو گندمی مشتری و گفت آقا ژل نزن ، الکل دارد ، الکل مو را سفید می‌کند. بعد هم شروع کرد به تبلیغ یک کِرِم مخصوص که رنگ مو را برمی‌گرداند . گفتم

این کتاب فعلا ناموجود است

شماره‌ات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت می‌فرستیم تا حسابت ساخته شود و به‌محضِ موجود شدن خبرت کنیم.

با ادامه، حساب کاربری‌ات (در صورت نبود) ساخته می‌شود.

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-963358
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۸۰۹۱۰۲

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از میثم خیرخواه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب سندروم زندگی نامعتبر (هیلا)
ناموجود

کتاب‌های بیشتر از ثالث

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب رویای زمانه

زهرا دهقان پور

ثالث

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مارکسیسم و انقلاب در ایران
۱٬۱۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مگر ایران خانم مادرت نبود؟!
۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تاریخ کوتاه زوال

امیل چوران

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

ثالث

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتللو

ثالث

۲۹۷٬۵۰۰تومان
جلد کتاب رزیدنت

ثالث

۳۲۳٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دن کیشوت
۲٬۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خزان خودکامه
۴۹۳٬۰۰۰تومان
جلد کتاب قدیس فرودستان
۲۱۲٬۵۰۰تومان
جلد کتاب پاپ و مرتد
۲۷۲٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دعوت به نوشتن
۱۸۷٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جاودانه عبید زاکانی
۳۸۲٬۵۰۰تومان
جلد کتاب فلسفه اپیکوری

کاترین ویلسون

ترجمه‌ی مجتبی پردل

ثالث

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تمرین نوشتن

دوریس دوریه

ترجمه‌ی مهشید میرمعزی

ثالث

۲۷۲٬۰۰۰تومان
جلد کتاب راهنمای چه

باریو، ایلدا

ترجمه‌ی بیژن اشتری

ثالث

۴۰۸٬۰۰۰تومان

توضیحات

شاخه های عزیز اناربن -- میثم خیرخواه شاخه های عزیز اناربن - گفتم آقا! این هفت سین ِ شما چند تا چیز کم دارد . گفت ماهی؟ ... ماهی زود می میرد . گفتم سبزه هم ندارد . گفت اینجا گرم است سبزه زود زرد می‌شود. چنگ زد توی موهای جو گندمی مشتری و گفت آقا ژل نزن ، الکل دارد ، الکل مو را سفید می‌کند. بعد هم شروع کرد به تبلیغ یک کِرِم مخصوص که رنگ مو را برمی‌گرداند . گفتم سنبل هم ندارد . گفت می‌دانی سنبل چند؟ گفتم نه . گفت چهارده هزار تومن . مشتری سپید مو که کرم توی دستش را وراندازد می‌کرد ، گفت بازار چهار هزار تومن. سلمانی گفت باید ده هزارتومن خرج کنم تا بروم بازار و برگردم. مابقی هفت سین هم بدلی بود ؛ اما بالاخره بود ...