شمشیر نقره ای
۲۸۸
صفحه
۱۳۹۶
سال چاپ
پالتویی
قطع
شومیز
نوع جلد
شمشیر نقرهای عنوان رمانی نوشتهی ایان سرالیر است. رمان شمشیر نقرهای را با ترجمه داود شعبانی داریانی از دستهی رمان نوجوان منتشر شده است. رمانهای این مجموعه با موضوعات متنوع، خواندنی و پرکشش از نویسندگان و مترجمان مطرح برای آشنایی نوجوانان با ادبیات داستان ایران و جهان انتخاب شدهاند. داستان این کتاب به وقایع جنگ جهانی دوم و تأثیرات آن بر مردم لهستان میپر
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- کودک و نوجوان
- شناسه کالا
- kj-572356
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۴۹۸۷۷۱
- تعداد صفحه
- ۲۸۸
- قطع
- پالتویی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۶
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از پیدایش
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی داود شعبانی
مشاهدهی همهتوضیحات
شمشیر نقرهای عنوان رمانی نوشتهی ایان سرالیر است. رمان شمشیر نقرهای را با ترجمه داود شعبانی داریانی از دستهی رمان نوجوان منتشر شده است. رمانهای این مجموعه با موضوعات متنوع، خواندنی و پرکشش از نویسندگان و مترجمان مطرح برای آشنایی نوجوانان با ادبیات داستان ایران و جهان انتخاب شدهاند. داستان این کتاب به وقایع جنگ جهانی دوم و تأثیرات آن بر مردم لهستان میپردازد. جوسف بالکی مدیر مدرسهای لهستانی، در اوایل سال 1940 توسط نازیها بازداشت شده و به کمپ کار اجباری فرستاده میشود. پیش از این مدرسه او تحت کنترل نازیها بود و او مجبور بود توی کلاسها به زبان آلمانی درس بدهد. اما او شروع به مقاومت کرد و … از پشت کتاب شمشیر نقرهای پدرم گاهی اوقات با دانشآموزانی که کتاب شمشير نقرهای را خوانده بودند گفتگو میکرد. او به آنها اسلايدهايی از منابعی که برای نوشتن کتاب استفاده کرده بود نشان میداد. او هميشه حرفهايش را با اين جمله از بچههای اروپا، که انتشارات يونسکو آن را منتشر کرده است، به پايان میبرد:« هيچ بچهای هرگز نبايد دوباره چنين حالتی را در چهرهاش داشته باشد.» گزیدهای از کتاب شمشیر نقرهای این داستان دربارهی یک خانوادهی لهستانی و حوادثی است که طی سالهای جنگ جهانی دوم و بلافاصله پس از آن بر سر آنها آمده بود. این خانواده در یکی از حومههای ورشو زندگی میکردند و پدر خانواده که «ژورف بلیسکی» نام داشت در آنجا مدیر مدرسهای بود. او و همسر سوییسیاش مارگریت، سه بچه داشتند. وقتی در اوایل سال ۱۹۴۰ نازیها ژورف را دستگیر کردند و به زندان بردند، روث بزرگترین فرزند آنها سیزده سال داشت، ادیک یازده سال بود و برونیای موبور سه سال داشت. ورشو تحت تسلط نازیها محلی سرشار از کشتار و وحشت بود و روزگار خانوادهی بلیسکی بدون داشتن پدر و حمایتهای او سختتر شد؛ ولی هنوز از آن بدتر هم برایشان وجود داشت. جوایز و افتخارات: راه يافته به پنجمين فهرست لاك پشت پرنده(سال 90)



































