تاریخ خنده
۳۸۱
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
کتاب «تاریخ خنده» نوشتۀ رضا کرم مجاور گزیدهای از متن کتاب در آغاز خنده بود نگارش «تاریخ خنده» کاری بسیار جالب و جذاب خواهد بود. الکساندر هرتسن در روزهایی که سرگرم ترجمۀ کتاب «تاریخ گریه» نوشتۀ نویسنده و پژوهشگر کُرد «صلاح حسنپهلوان» بودم، با خواندن و برگرداندن هر فصل، به اندیشۀ نگارش کتابی با عنوان «تاریخ خنده» فرومیرفتم؛ زیرا احساس میکردم که «تاریخ گریه
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- تاریخ
- شناسه کالا
- kj-570152
- شابک
- ۱۴۰۴۰۲۱۶۰۵
- تعداد صفحه
- ۳۸۱
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب «تاریخ خنده» نوشتۀ رضا کرم مجاور گزیدهای از متن کتاب در آغاز خنده بود نگارش «تاریخ خنده» کاری بسیار جالب و جذاب خواهد بود. الکساندر هرتسن در روزهایی که سرگرم ترجمۀ کتاب «تاریخ گریه» نوشتۀ نویسنده و پژوهشگر کُرد «صلاح حسنپهلوان» بودم، با خواندن و برگرداندن هر فصل، به اندیشۀ نگارش کتابی با عنوان «تاریخ خنده» فرومیرفتم؛ زیرا احساس میکردم که «تاریخ گریه» بدون «تاریخ خنده» کامل نخواهد شد و «گریه» تنها در کنار «خنده» است که بهشکلی تام و تمام معنا خواهد یافت. ترجمۀ فارسی «تاریخ گریه» به همت «نشر آگه» منتشر شد و اندیشۀ «تاریخ خنده» همچنان با من بود. یادم میآید که یکبار هم تلفنی، پیشنهاد نگارش کتابی با عنوان «تاریخ خنده» را به نویسندۀ «تاریخ گریه» دادم، اما پاسخ درستی دریافت نکردم. اندکاندک به فکر افتادم که خودم دستبهکار شوم و مطالبی در اینزمینه گردآوری کنم. سخنگفتن از خنده و شادی در این روزگار سوگ و سوگوار و سوگآور، شاید خود از نظر برخی خندهآور باشد؛ بااینحال برآن شدم تا به سهم خود، پرتوی هرچند کمسو از شادی و خنده در دل این زمانۀ غمگین جاری کنم. در همینراستا بهجستجوی کتابها و منابعی پرداختم که دربارۀ طنز و خنده و شادی و مترادفات و مشتقات آنها به نگارش درآمده بود. در اینزمینه به کتابهایی چند (به زبانهای گوناگون) برخوردم که غالب آنها کمتر به «متن خنده» و بیشتر به «حواشی خنده» همچون طنز و هجو و هزل و فکاهه پرداخته بودند؛ گرچه باید در نظر داشت که خنده با همۀ این مفاهیم پیوندی نزدیک و ناگسستنی دارد. در اینمیان پیش از همه باید از کتاب «خنده»ء «هانری برگسون» نام برد که بیشتر از جنبۀ مسائل کُمیک و خندهآور به موضوع پرداخته است. کتاب دیگری که باید از آن سخن گفت، کتابی است با عنوان «فلسفۀ طنز» نوشتۀ «جان موریل» که از منظر دانش، هنر و اخلاق به بررسی طنز و موارد مربوط به آن پرداخته است. در میان منابع فارسی، کتاب «طنز و شوخطبعی در ایران و جهان اسلام» نوشتۀ «علیاصغر حلبی» کتاب معتبری است که با بهرهگیری از منابع مهم تاریخی و ادبی گذشتگان، در طنز و طنازی و فکاهه و شوخی و شوخطبعی در ادبیات ایران و کشورهای اسلامی پژوهش کرده است؛ اگرچه در مواردی از اصل متن و موضوع دور شده و به حاشیه رفته است. [1] کتابها و جستارهای دیگری نیز از سوی نویسندگان ایرانی و غیرایرانی در زمینۀ خنده و طنز و فکاهه و… به نگارش درآمده که هرکدام از زاویهای به موضوع پرداختهاند. اما آنچه در این کتاب، مد نظر ماست، بیشتر پرداختن به رمز و راز خنده و بررسی خود موضوع خنده است، نه آنچه باعث خنده میشود. امروزه با هرکسی که سر سخن را باز میکنی، بیدرنگ از غم و غصه و بیتابی و تنگحوصلگی و افسردگی میگوید و مینالد. اگرچه غم و اندوه، دردی سخت و جانکاه است و همهکس را توان برداشتن آن نیست، بااینحال آدمهای روزگار ما بهسبب گرفتاریهایی که برای خود ساخته و پرداختهاند، به تحمل این بار گران تن دادهاند. «ابوالحسن خرقانی گفت: به هر راهی که رفتم، قومی دیدم. گفتم: خداوندا! مرا به راهی بیرون بر که من و تو باشیم، خلق در آن راه نباشد. راهِ اندوه در پیش من نهاد. گفت: اندوهْ باری گران است؛ خلق نتواند کشید.» [2] انسان معاصر بهشدت احساس خلأ و پوچی و بیمعنایی میکند، بهویژه کسانی که دین و اخلاق و کرامت انسانی را از زندگی خود کنار گذاشتهاند. «خلأ وجودی یک پدیدۀ بسیار گسترده و شناختهشدۀ قرن بیستم است. هرچه تأثیر دین و یا قراردادهای اجتماعی کاهش یابد، انسان مسؤولتر و تنهاتر میشود. یک مطالعۀ دوجانبۀ آماری بین بیماران و پرستاران بخش عصبشناسی بیمارستان پلیکلینیک وین نشان داد که ۵۵% کسانی که مورد پرسش قرار گرفته بودند، کموبیش از خلأ وجودی رنج میبردند، بهعبارت دیگر بیشتر از نیمی از آنها لحظاتی را تجربه کرده بودند که زندگی کاملاً بیمعنی و بیارزش مینمود. این خلأ وجودی اغلب بهشکل ملالت و بیحوصلگی پیوسته خودنمایی میکند. ماشینیترشدن شکل زندگی امروزی، به بحران شدت میبخشد. نمونۀ ساده و آشکار این مسأله چیزی است که به آن «روان رنجور یکشنبه» میگوییم. روان رنجور یکشنبهها افسردگی ویژهای است که در این روز بخصوص چون افراد به کار اشتغال ندارند، به سراغ آنها میآید.» [3] آیا بهراستی جای درد و دریغ نیست؟ آیا جای بیم و هراس و نگرانی نیست؟ انسان غربی که یک هفته کار میکند و برای بهدستآوردن لقمهنانی خود را به آب و آتش میزند و با جسم و جان عرق میریزد، طبق آموختههای پیامبرش مسیح (ع) باید یک روز را در پایان هفته، به راز و نیاز و نیایش با پروردگار خود بپردازد، او اما در آن یکروز، احساس پوچی و تنهایی و بیمعنایی میکند! آیا این نشانۀ آن نیست که این مردم سرگشتۀ جهان



































